
آنچه هگست را از تمام وزیران دفاع پیشین آمریکا متمایز میسازد، نه صرفا کمی سوابق نظامی یا نداشتن سوابق سیاسی او بلکه جهانبینی آخرالزمانی و الهیات جنگ صلیبی است که او بهطور سیستماتیک سعی در نهادینه کردن آن در ساختار پنتاگون کرده است. در این یادداشت با بهرهگیری از رویکرد نظری تحلیل گفتمان انتقادی و با تکیه بر روش اجرایی تحلیل سه سطحی متن (براساس الگوی فرکلاف)، به بررسی ابعاد مختلف شخصیت و سوابق هگست میپردازم: فرآیند تأییدیه او در سنا و نقش تعیینکننده جیدی ونس، معنای تتوهای مذهبی و صلیبیگونه او، نظرات صریح و تندش درباره مسلمانان و ایرانیان و در نهایت ارتباط او با جریانهای مسیحیت صهیونیستی، جنبش «حواریون جدید» و آموزه «جنگ روحانی».
هگست بخشی از یک جنبش سازمانیافته برای «مسیحیسازی» نهادهای نظامی آمریکا و تبدیل آنها به ابزاری برای تحقق آرمانهای آخرالزمانی است؛ تحولی که نگرانیهای گستردهای را در داخل آمریکا و در سطح بینالمللی برانگیخته و نظم امنیتی جهان و خاورمیانه را با تهدیدی بیسابقه روبهرو ساخته است.
او که پیش از این یک مجری تلویزیونی در شبکه فاکسنیوز و سرباز جنگهای افغانستان و عراق بود، با ضعیفترین رأی ممکن در تاریخ سنا به این سمت رسید و از همان ابتدا، با رویکردهای ایدئولوژیک و الهیاتی خود، موجی از نگرانی را در داخل و خارج از آمریکا برانگیخت. در این یادداشت در پی آن هستم که نشان دهم چگونه یک گفتمان خاص الهیاتی ــــــ سیاسی از طریق نمادها، سخنرانیها، شبکههای کلیسایی و تصمیمات نهادی بهعنوان یک «منطق مشروعیتبخش» برای خشونت نظامی عمل میکند. آنچه هگست را از تمام وزیران دفاع (جنگ) پیشین آمریکا متمایز میسازد، نه صرفا سوابق اندک نظامی یا سیاسی او بلکه جهانبینی آخرالزمانی و الهیات جنگ صلیبی است که او بهطور سیستماتیک سعی در نهادینهکردن آن در ساختار پنتاگون کرده. نیویورکتایمز در مارس ۲۰۲۶ گزارش داد که «بیش از هر مقام ارشد نظامی آمریکا در تاریخ اخیر، هگست …





