
در واقع، جنبش مشروطه ایران فراتر از یک تحول سیاسی صرف، جغرافیایی پویا و زنده در بافتار شهری تهران عصر قاجار داشت. توزیع حوادث این جنبش نشان میدهد که مکان رویدادهای مشروطه تا زمان تشکیل اولین مجلس شورای ملی در میدان بهارستان، از الگوی فضایی خاصی پیروی میکردند؛ الگویی که بهطور کامل با آرایش نیروهای سیاسی و اجتماعی مشارکتکننده انطباق داشت. برای بررسی دقیقتر این جغرافیای تاریخی و بازخوانی نقش محلههای ششگانه تهران قدیم در مشروطه، بهسراغ حمیدرضا حسینی، پژوهشگر تاریخ معاصر و نویسنده کتاب «تهران تبآلود» رفتهایم تا در این گفتوگو، زوایای پنهان این پیوند میان فضا و سیاست را آشکار کنیم.
شما در کتاب «تهران تبآلود»، الگوی فضایی خاصی را برای رویدادهای مشروطه در تهران ترسیم کردهاید. بافت شهری تهران در آن دوران چطور بود و کدام گروه اجتماعی کانون این تحولات را شکل میداد؟
در آن دوره، تهران از شش کلانمحله تاریخی تشکیل میشد: «ارگ»، «بازار»، «چالمیدان»، «سنگلج»، «عودلاجان» و «دولت» که در این میان، محله دولت جدیدترین آنها بهشمار میرفت. جنبش مشروطه در تهران بهطور عمده با ائتلاف و مشارکت سه گروه اصلی پا گرفت: بازاریان، روحانیان و روشنفکران. در گروه بازاریان، طیف وسیعی از تاجران، بنکداران، کسبه و اصناف حضور فعال داشتند. در کنار آنها، روحانیان قرار داشتند که حضورشان در سه دسته متمایز قابل تشخیص بود: مجتهدان که رهبری جنبش را بهعهده داشتند؛ واعظان که افکار رهبران را تبلیغ و توده مردم را تهییج میکردند؛ و طلاب که دانشآموختگان علوم دینی در دستگاه روحانیت بودند و در همه صحنهها حضوری چشمگیر داشتند. گروه سوم روشنفکران بودند که مشارکتشان بیش از آنکه از نظر عددی حائز اهمیت باشد، تاثیرگذاری کیفی بسیار بالایی داشت. ائتلاف این سه گروه باعث شد که کانون حوادث در مراکز و مکانهای مرتبط با آنها شکل بگیرد. بههمین دلیل، علاوه بر بازار، شمار زیادی از مدارس، مساجد، بقاع متبرکه و خانههای این اشخاص درگیر جنبش شد. البته موقعیت محلهها و نسبت آنها با رخدادها یکسان نبود؛ برخی در کوران حوادث بودند و برخی ارتباط چندانی با وقایع نداشتند.
بازار تهران همواره بهعنوان قلب تپنده مشروطه شناخته شده؛ علت این حجم از اثرگذاری میدانی محله بازار در تحولات سیاسی آن دوره چه بود؟
بله، …





