
به گزارش جام جم آنلاین، پنجمین اپیزود مجموعه «سرو، سپید، سرخ» با عنوان «پدر» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا صمدی و با نقشآفرینی شهرام قاعدی و داود فتحعلیبیگی، یکی از انسانیترین و تأثیرگذارترین روایتهای این مجموعه را پیش روی مخاطب قرار میدهد؛ قصهای که در دل روزهای جنگ، بیش از آنکه صرفاً درباره موشک و حمله هوایی باشد، درباره انسانهایی است که در سختترین شرایط، مسئولیت خود در قبال یکدیگر را فراموش نمیکنند.
«پدر» قصه محسن است؛ مردی که خودش درگیر مشکلات مالی و قانونی است و برای گذران زندگی با اینکه بنا و گچکار ماهری است، به عنوان راننده تاکسی اینترنتی کار میکند، اما در کنار همه این گرفتاریها، مسئولیت نگهداری از پدر سالخورده و مبتلا به آلزایمرش را نیز بر عهده دارد. موقعیت محسن از همان ابتدا مخاطب را با یک انتخاب دشوار روبهرو میکند؛ انتخاب میان حل مشکلات شخصی و مراقبت از پدری که هر لحظه ممکن است از خانه خارج شود و حتی عزیزانش را به یاد نیاورد.
نقطه قوت «پدر» چیست؟
نقطه قوت اپیزود این است که محسن را قهرمانی بینقص نشان نمیدهد. او خسته میشود، عصبانی میشود، مستأصل میشود و حتی در لحظهای تلخ، در مقابل اصرار پدر برای رفتن به دنبال مادر که معتقد است برای خرید سبزی از خانه بیرون رفته و هنوز برنگشته است، با تندی به پدرش میگوید که مادرش سالهاست از دنیا رفته، اما همین شخصیتِ خسته و گرفتار، در نهایت نمیتواند پدرش را رها کند. وقتی راهی برای نگهداری از او پیدا نمیکند، به هر دری میزند؛ از کمک خواستن از عمو و عمه و صاحبخانه گرفته تا تلاش برای سپردن پدر به آسایشگاه سالمندان. این تلاش، حتی وقتی به شکست میانجامد، نشان میدهد مسئولیتپذیری برای او یک شعار نیست؛ بخشی از زندگی اوست.
در این میان، رابطه محسن و آقا یحیی یکی از جذابترین وجوه اپیزود است. آلزایمر، خاطرات را از پدر گرفته، اما عاطفه میان پدر و پسر همچنان زنده است. آقا یحیی شاید نامها و اتفاقات را فراموش کند، اما محبتش به پسرش را از یاد نمیبرد. هدیه دادن ساعت و چند اسکناس قدیمی به محسن، در پایان اپیزود، بیش از یک رفتار ساده است؛ گویی پدر هر آنچه از دارایی و گذشتهاش دارد …












