
جو پرلمن، کارگردان مستند میگوید ساخت این مجموعه بار دیگر به او یادآوری کرده که مورینیو تا چه اندازه مربی بزرگی بوده است. خود مورینیو نیز در مستند تلاش میکند همین تصویر را منتقل کند: «من نگاه میکنم، تو نگاه میکنی، من بیشتر از تو میبینم.»
اما ساخت چنین مستندی به معنای ورود به بخشهایی از زندگی مورینیو است که او معمولا ترجیح میدهد دربارهشان صحبت نکند. پرلمن میگوید از ابتدا میدانسته مصاحبهها شدید خواهد بود، چرا که مورینیو تلاش میکرد روایت را کنترل کند و حتی روی سازندگان مستند تأثیر بگذارد. از نگاه او، اتفاقات بد معمولا تقصیر دیگران است و موفقیت میتواند هر تصمیمی را توجیه کند؛ چون در نهایت، برای مورینیو برنده شدن مهمترین چیز است.
یکی از عجیبترین جنبههای شخصیت مورینیو، نگاه او به گذشته است. پرلمن در قسمت سوم درباره دوران کودکی او سؤال میکند، اما مورینیو علاقهای به صحبت درباره آن ندارد و معتقد است گذشته ارتباط چندانی با شخصیت امروزش ندارد. برای کسی که یکی از بزرگترین مربیان تاریخ فوتبال محسوب میشود، این بیعلاقگی به آدمها و گذشته، موضوعی قابل توجه است.مورینیو فرزند یک مربی محبوب بود و از کودکی احساس میکرد دیگران او را به واسطه پدرش میشناسند. بعدها، وقتی خودش وارد مربیگری شد، با وجود اینکه هرگز بازیکنی حرفهای نبود، توانست جایگاهی ویژه برای خودش بسازد. موفقیتهای بزرگ در چلسی و رئال مادرید و همچنین ثروت و شهرت فراوان، به او اجازه داد تصویری را که از خودش ساخته بود، به واقعیت تبدیل کند؛ تصویری همراه با جاهطلبی، اعتمادبهنفس و نوعی عقده قدیمی که البته با کاریزما و نبوغ تاکتیکی او ترکیب شده بود.
مرگ پدرش، فلیکس مورینیو، در سال ۲۰۱۷ همچنان یکی از معدود موضوعاتی است که احساسات خوزه را به شکل آشکاری برمیانگیزد. وقتی در مستند درباره پدرش صحبت میشود، اشک در چشمان او دیده میشود. پرلمن معتقد است مورینیو غم از دست دادن پدرش را در خود دفن کرده و هیچگاه تلاشی واقعی نکرده تا آن را پردازش کند. به گفته او، مورینیو همیشه به آینده نگاه میکند و به دنبال چالش بعدی است؛ حتی زمانی که در اوج موفقیت قرار دارد، ذهنش از پروژه بعدی و شکست دادن رقیب بعدی پر شده است.
به باور پرلمن، این فقدان تأثیر عمیقی بر شخصیت مورینیو گذاشته است. …








