
در ربع قرنی که از برگزاری عمر لیگ برتر حرفهای میگذرد، هیچ فصلی بدون مربی خارجی آغاز نشده و از این بابت لیگ بیستوششم یک استثنا خواهد بود.
فصل قبل که به دلیل وقوع جنگ تحمیلی سوم در اسفند ماه گذشته ناتمام ماند، خود بعد از جنگ ۱۲ روزه در خرداد ۱۴۰۴ آغاز شده بود اما اسکوچیچ ماند و ساپینتو هم به ایران آمد تا سهمیه مربیان خارجی در لیگ برتر ایران حفظ شود. لیگ بیستوپنجم نیمهتمام ماند تا مدیران فدراسیون با استفاده از فرصت(!) لیگ بیستوششم را ۱۸ تیمی کنند تا سهم بیشتری در اختیار چرخه تکراری مربیان و مدیران و بازیکنان قرار گیرد. اما با وجود علاقه بیش از حد ایجنتها به نامهای خارجی -بخوانید پورسانت دلاری- در کمال تعجب تا این لحظه، روی نیمکت هیچ تیم لیگ برتری نام خارجی نمیبینیم.
موافقان و مخالفان این اتفاق، هر کدام با اسناد و مدارک، استدلال خود را دادند که این کار به نفع یا به ضرر فوتبال ماست. اینجا با این مقوله کاری نداریم، مثل این حقیقت که در فوتبال ایران یک چرخه تکراری از نامها وجود دارد که توسط مدیران برنامه بین تیمهای مختلف مدام جابهجا میشوند. نکته اینجاست که عدهای میگویند شرایط جنگی حاکم بر کشور، مانع ورود مربیان خارجی به فوتبال ایران شده است.
البته که شرایط عمومی اجتماعی در هر کشور روی فوتبال نیز تاثیر دارد؛ همانطور که روی فرهنگ، اقتصاد و همه پدیدههای دیگر اجتماعی تاثیر میگذارد. به خصوص وقتی پای جنگ و خطر جانی برای انسانها در میان باشد، خیلیها حاضر به پذیرش این ریسک نمیشوند. اما از آن طرف، نگاهی به لیست تیمها نشان میدهد که خیلی از بازیکنان خارجی، قرارداد خود را تمدید و به کشورمان آمده و تمرینات خود را با تیمهایشان آغاز کردهاند.
اگر فرض بگیریم بازیکنان ازبک بعد از سالها حضور در تیمهای ایرانی خود و با توجه به شباهتهای فراوان فرهنگی بین دو ملت، اینجا در کشور ما احساس راحتی میکنند، این قاعده در مورد بازیکنان اهل آمریکای جنوبی یا آفریقا که در تیمها و شهرهای مختلف ما حضور دارند صدق نمیکند. اگر قرار بود خارجیها به خاطر شرایط حاکم بر فوتبال ایران بترسند و نیایند، بازیکنان به دلیل جوانی و درآمد و پیشنهادات بیشتر و بهتر، جلوتر از مربیان قرار میگرفتند! اما همین قاعده را هم نمیتوان به …








