
در گیلان، سالهاست از فوتبال رشت خبری در سطح اول فوتبال کشور نیست؛ اما هنوز یک شهر هست که چراغ فوتبالش را خاموش نکرده: بندرانزلی و ملوان.
ملوان از آن تیمهایی نیست که با پول و اسم و امکانات، بزرگ شده باشد؛ این تیم روی پای خودش ایستاده و با بالهای هوادارانش در این بندر قدیمی جولان داده است.
زمین زیر پایش سفت است؛
چون ریشه دارد. چون قدیمیهایش هنوز کنارش هستند. چون بازیکنان بازنشستهاش فراموش نشدهاند. چون آکادمیاش را حفظ کرده. چون سنتهایش را دور نریخته و در عین حال، از فوتبال امروز هم غافل نمانده است.
مازیار زارع پای این تیم ایستاده، پژمان نوری رهایش نکرده و پشت سر همه اینها، شهری ایستاده که ملوان برایش فقط یک تیم فوتبال نیست.
ملوان، در روزهای سخت فوتبال ایران، آبروی گیلان است. تیمی که وقتی برای بقا میجنگد، تنها نمیجنگد.
وقتی بیش از نیمی از بازیکنانش را از دست میدهد، فرو نمیریزد.
وقتی مشکلات اقتصادی از هر طرف به آن فشار میآورد، باز هم خودش را جمع میکند و ادامه میدهد. چون پشت این پیراهن، یک شهر نفس میکشد.
پشت این پیراهن، صدای سکوهایی است که با تمام سختیها هنوز میخوانند. پشت این پیراهن، خاطرات چند نسل است. پشت این پیراهن، دریا، بندر، فوتبال و مردمانی هستند که ملوان را با تمام وجود دوست دارند.
ملوان از آن عاشقانههای نایاب فوتبال ایران است؛ تیمی که شاید همهچیز نداشته باشد، اما چیزی دارد که خیلی از تیمها سالهاست گمش کردهاند: هویت.
برای همین است که نمیشود ملوان را دوست نداشت. نمیشود پیراهن سفیدش را دید و بیتفاوت ماند.
و نمیشود نام ملوان را شنید و به احترام این همه سال ایستادگی، از جا بلند نشد.
*عکس: مصطفی زرجی
بیشتر بخوانید: لیگ برتر در پایان هفته دوم / سه تیم ۶ امتیازی شدند، استقلال و پرسپولیس در جمع مدعیان









