قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۳ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۷

جنگ در اعماق اقیانوس

پروژه ژاپنی «مینامیتوری‌شیما» بخشی از نبرد بزرگ‌تر اقتصاد سیاسی بین‌الملل درباره این است که چه کسی زنجیره تأمین مواد حیاتی جهان را کنترل می‌کند و این کنترل چ...
 جنگ در اعماق اقیانوس

جوان آنلاین: رقابت اقتصادی میان امریکا و چین دیگر فقط در کارخانه‌های تراشه‌سازی، بنادر و بازار‌های مالی جریان ندارد. یکی از مهم‌ترین جبهه‌های این رقابت اکنون حدود ۶ هزار متر زیر سطح اقیانوس آرام شکل گرفته، جایی که ژاپن در حال توسعه فناوری استخراج عناصر نادر خاکی از کف دریاست و امریکا نیز به این تلاش پیوسته است. در نگاه نخست، پروژه «مینامیتوری‌شیما» یک طرح مهندسی بلندپروازانه به نظر می‌رسد. اما در واقع، این پروژه بخشی از نبرد بزرگ‌تری در اقتصاد سیاسی بین‌الملل است؛ چه کسی زنجیره تأمین مواد حیاتی جهان را کنترل می‌کند و چگونه می‌تواند این کنترل را به قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل کند؟ ژاپن در فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد که کشتی پژوهشی «چیکیو» توانسته رسوبات غنی از عناصر نادر خاکی را از عمق حدود ۶ هزار متری استخراج کند. توکیو اکنون در حال آماده‌سازی آزمایش‌های بزرگ‌تر برای سال ۲۰۲۷ است. آزمایش‌هایی که قرار است امکان استخراج حدود ۳۵۰ تن رسوب در روز را بررسی کنند. اهمیت پروژه، اما در میزان گلی نیست که از کف اقیانوس بالا خواهد آمد. مسئله اصلی، ایجاد یک مسیر جایگزین برای زنجیره‌ای است که چین در آن موقعیتی مسلط دارد. 

عناصر نادر خاکی در تولید خودرو‌های برقی، توربین‌های بادی، تجهیزات الکترونیکی، رادارها، سامانه‌های دفاعی، هواپیما‌های پیشرفته و بسیاری از فناوری‌های نوین کاربرد دارند، اما نکته تعیین‌کننده این است که قدرت اقتصادی صرفاً از داشتن معدن به دست نمی‌آید. قدرت واقعی در کنترل زنجیره ارزش از استخراج تا پالایش و تولید محصول نهایی شکل می‌گیرد. چین این زنجیره را طی چند دهه ساخته است. براساس برآورد آژانس بین‌المللی انرژی، چین حدود ۶۰‌درصد تولید معدنی عناصر نادر خاکی مورد استفاده در آهنربا‌ها را در اختیار دارد، اما سهم آن در پالایش از ۹۰درصد فراتر می‌رود و حدود ۹۴ درصد تولید آهنربا‌های دائمی را نیز در اختیار دارد. این تفاوت بسیار مهم است. ممکن است کشوری معدن داشته باشد، اما اگر برای پالایش و تبدیل مواد خام به محصولات پیشرفته همچنان به چین وابسته باشد، استقلال واقعی به دست نیامده است. در اقتصاد سیاسی بین‌الملل، وابستگی زمانی به قدرت تبدیل می‌شود که نامتقارن باشد، یعنی یک طرف بتواند هزینه قطع رابطه را بسیار کمتر از طرف مقابل تحمل کند. چین در زنجیره عناصر نادر خاکی دقیقاً چنین موقعیتی ایجاد کرده است. 

 تبدیل وابستگی به اهرم قدرت 

ژاپن از نخستین کشور‌هایی بود که این آسیب‌پذیری را تجربه کرد. بحران سال ۲۰۱۰ میان توکیو و پکن بر سر جزایر مورد مناقشه، نگرانی‌هایی جدی درباره دسترسی ژاپن به عناصر نادر خاکی ایجاد کرد. این تجربه، سیاست‌گذاران ژاپنی را به سمت تنوع‌بخشی به منابع تأمین، بازیافت و توسعه منابع جایگزین سوق داد. مینامیتوری‌شیما اکنون ادامه همین راهبرد است؛ جزیره‌ای دورافتاده که به دلیل ذخایر احتمالی عناصر نادر خاکی به یک دارایی ژئواکونومیک تبدیل شده است. امریکا نیز در سال‌های اخیر به همین نتیجه رسیده است که وابستگی به یک تأمین‌کننده خارجی در مواد معدنی حیاتی می‌تواند در شرایط بحران اقتصادی یا سیاسی به نقطه ضعف تبدیل شود. همکاری واشینگتن و توکیو در منابع معدنی اعماق دریا را باید در همین چارچوب دید، اما هدف آنها لزوماً حذف چین از بازار نیست. چنین هدفی در کوتاه‌مدت واقع‌بینانه نیست، زیرا چین همچنان در بسیاری از مراحل فرآوری و تولید محصولات نهایی مزیت بزرگی دارد. هدف واقعی، کاهش قدرت چین برای استفاده از وابستگی به عنوان اهرم فشار است. این تفاوت مهم است. امریکا و متحدانش به دنبال جهانی بدون چین نیستند. آنها می‌خواهند جهانی شکل بگیرد که در آن چین نتواند با قطع یک گلوگاه صنعتی، بخشی از صنایع رقیب را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل، رقابت جدید بیشتر بر سر «تاب‌آوری» است تا خودکفایی مطلق. اگر یک کشور چند تأمین‌کننده، چند مسیر حمل‌ونقل، ذخایر استراتژیک و چند مرکز فرآوری داشته باشد، قدرت ناشی از انحصار کاهش پیدا می‌کند. این تحول همچنین نشان‌دهنده بازگشت سیاست صنعتی به اقتصاد‌های غربی است. برای دهه‌ها، منطق بازار تعیین می‌کرد که تولید در کجا ارزان‌تر است، اما اکنون دولت‌ها حاضرند برای ایجاد زنجیره‌های تأمین امن‌تر هزینه کنند، حتی اگر این زنجیره‌ها در شرایط عادی از تولید چینی گران‌تر باشند. در این منطق، امنیت عرضه، خودش ارزش اقتصادی دارد. 

یک ماده معدنی ممکن است در چین ارزان‌تر باشد، اما اگر در شرایط بحران، صادرات آن متوقف شود، هزینه واقعی آن برای صنایع غربی بسیار بیشتر خواهد شد. بنابراین دولت‌ها به سمت سرمایه‌گذاری، یارانه، ذخایر استراتژیک و قرارداد‌های بلندمدت حرکت می‌کنند. این همان جایی است که اقتصاد و امنیت ملی در هم ادغام می‌شوند، اما پروژه ژاپن یک مانع بزرگ دارد: اقتصاد استخراج؛ استخراج در عمق ۶ هزار متری یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های معدنی قابل تصور است. تجهیزات باید فشار بسیار بالا را تحمل کنند، رسوبات باید کیلومتر‌ها به سطح منتقل شوند و سپس فرایند پیچیده جداسازی و پالایش انجام شود. هر خرابی می‌تواند هزینه سنگینی ایجاد کند. مهم‌تر اینکه استخراج ماده خام تنها نخستین مرحله است. اگر ژاپن نتواند رسوبات استخراج شده را به شکل اقتصادی پالایش و آنها را به فلز، آلیاژ و در نهایت آهنربای دائمی تبدیل کند، پروژه حتی با وجود ذخایر عظیم نیز نمی‌تواند سلطه چین را به چالش بکشد. این همان تفاوت میان داشتن منابع و داشتن قدرت صنعتی است. چین مزیت خود را فقط از معادن به دست نیاورده است. کارخانه‌ها، فناوری، نیروی انسانی، سرمایه، زیرساخت و بازار در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. این اکوسیستم صنعتی هزینه تولید را پایین آورده و یک چرخه خودتقویت‌شونده ایجاد کرده است. رقبای چین باید این چرخه را از نو بسازند. از همین‌رو، شاید بزرگ‌ترین نبرد در پروژه مینامیتوری‌شیما اصلاً در کف اقیانوس نباشد، بلکه در کارخانه‌هایی باشد که قرار است ماده استخراج شده را به محصولات صنعتی تبدیل کنند. این مسئله با‌گذار سبز نیز پیوند خورده است. جهان برای کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی به خودرو‌های برقی، توربین‌های بادی و فناوری‌های پیشرفته نیاز دارد، اما تولید این فناوری‌ها نیازمند مواد معدنی بیشتری است. در نتیجه، گذار سبز لزوماً پایان ژئوپلیتیک منابع نیست، بلکه شکل آن را تغییر می‌دهد. 

در قرن بیستم، نفت یکی از مهم‌ترین منابع قدرت بود. در قرن بیست‌ویکم، عناصر نادر خاکی، لیتیوم، مس و سایر مواد معدنی حیاتی نیز به بخشی از زیرساخت قدرت جهانی تبدیل شده‌اند، اما پروژه استخراج از کف اقیانوس یک هزینه بالقوه دیگر هم دارد؛ محیط زیست. اعماق اقیانوس یکی از ناشناخته‌ترین زیست‌بوم‌های زمین است و پیامد‌های استخراج صنعتی در چنین محیطی هنوز به‌طور کامل روشن نیست. جابه‌جایی رسوبات و آسیب احتمالی به اکوسیستم‌های عمیق می‌تواند به یک مانع سیاسی و اجتماعی جدی تبدیل شود. با وجود این، اهمیت واقعی مینامیتوری‌شیما در مقدار عنصر نادر خاکی استخراج شده خلاصه نمی‌شود. اهمیت آن در ایجاد گزینه جایگزین است. اگر پروژه موفق شود، ممکن است چین همچنان بزرگ‌ترین بازیگر این بازار باقی بماند، اما قدرت آن برای استفاده از انحصار به عنوان ابزار فشار کاهش خواهد یافت. اگر شکست بخورد، پیام آن برای واشینگتن و متحدانش روشن خواهد بود، فاصله گرفتن از زنجیره‌های صنعتی چین بسیار پرهزینه‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود. در این معنا، جنگ عناصر نادر خاکی جنگ بر سر یک ماده معدنی نیست، جنگ بر سر معماری اقتصاد جهانی است. 

به هر روی، کشوری که معدن را در اختیار دارد، الزاماً برنده نیست. کشوری برنده است که بتواند ماده خام را به فناوری، فناوری را به صنعت و صنعت را به قدرت تبدیل کند. چین تاکنون در این بازی بسیار جلوتر بوده است. امریکا و ژاپن اکنون تلاش می‌کنند این فاصله را کاهش دهند، حتی اگر برای آغاز این مسیر مجبور باشند ۶ کیلومتر به زیر اقیانوس بروند، اما جنگ واقعی آنجا تعیین نخواهد شد. جنگ واقعی در پالایشگاه‌ها، کارخانه‌های آهنرباسازی، سرمایه‌گذاری‌های دولتی، قرارداد‌های تجاری و شبکه‌های زنجیره تأمین جهانی رخ خواهد داد. کف اقیانوس فقط آغاز رقابت است. قدرت واقعی در زنجیره‌ای شکل می‌گیرد که از آن گل‌ولای تا فناوری‌های پیشرفته امتداد دارد.



۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

بحران مهمات آمریکا ریشه‌ای‌تر از جنگ با ایران است

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از جماران، «فایننشال تایمز» در گزارشی به بحران فزاینده ذخایر مهمات آمریکا پرداخت و نوشت: هزینه‌های سنگین مهمات حیاتی در جنگ ایران، سیلابی از عناوین خبری را به راه انداخته که هشدار می‌دهند ذخایر ایالات متحده در آستانه اتمام است. اگرچه این موضوع قطعاً نگران‌کننده است، اما این گزارش‌ها معمولاً از این نکته غافل‌اند که این درگیری جدید، صرفاً یک مشکل از پیش موجود را آشکار و تشدید کرده است.

نشانه‌های هشداردهنده کمبود جدی مهمات -و تأثیر آن بر ارتش ایالات متحده- مدت‌ها پیش از این مشهود بود. از سال ۲۰۱۸، دکترین استراتژیک ایالات متحده محدودیت‌های موجود در دامنه تعامل آمریکا در درگیری‌های بین‌المللی را، به‌ویژه با توجه به نیازهای منابع برای بازدارندگی در برابر درگیری با چین در منطقه هند-آرام که اولویت ایالات متحده است، به رسمیت شناخته است. با این حال، رهبران واشینگتن از هر دو حزب سیاسی همواره از مواجهه با انتخاب‌های دشواری که با اولویت‌بندی همراه است، سر باز زده‌اند.

کاهش گسترده مهمات باارزش از زرادخانه ایالات متحده برای تسلیح اوکراین پس از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، حدود ۶۷ میلیارد دلار از صندوق جنگی این کشور را تخلیه کرد. این موضوع در کنار ناتوانی در جایگزینی سریع ذخایر با توجه به محدودیت‌های قابل‌توجه پایگاه صنعتی، باعث شد ایالات متحده بخش مهمی از قدرت انتخاب و انعطاف‌پذیری خود را از دست بدهد.

پیش از این، کنگره از ذخایر ایالات متحده در برابر خروج به سمت شرکای خارجی به قیمت به خطر افتادن آمادگی ایالات متحده برای نیازهای جهانی خودش، محافظت می‌کرد. با این حال، هیچ بحث اساسی در مورد این بده‌بستان‌ها صورت نگرفت.

مداخله ایالات متحده در ایران، تنها با تحت فشار قرار دادن بیشتر ذخایر مهماتی که از قبل با کسری مواجه بودند، این شرایط نامطلوب را تشدید کرده است. اعداد و ارقام گویای همه چیز هستند.گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از تخلیه نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی سامانه تاد (Thaad) ایالات متحده و نزدیک به نیمی از رهگیرهای پاتریوت است. همچنین تخمین زده می‌شود که عرضه موشک‌های تاماهاک، که یک مهمات دوربرد حیاتی برای درگیری احتمالی در منطقه هند-آرام است، ۵۰ درصد کاهش یافته باشد.

دولت ترامپ اکنون به دنبال دریافت بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری از کنگره و همچنین ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی اضافی صرفاً برای پوشش هزینه‌های جنگ در ایران است. بودجه مهمات بخش قابل‌توجهی از این مبلغ را تشکیل می‌دهد. اما اگرچه پول و اهداف تولید بالاتر روی کاغذ خوب به نظر می‌رسند، اما نمی‌توانند زمان‌بندی‌های تخمینی تحویل را تسریع کنند. حتی اگر بودجه درخواستی و افزایش قابل‌توجه تولید بتواند بن‌بست بودجه در کنگره را بشکند، بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی به سطوح پیش از جنگ ایران، سال‌ها زمان می‌برد.

این تصور که پول بیشتر، مهمات بیشتر و زمان بیشتر همیشه فراهم خواهد شد، تا حد ناسالمی در سیاست‌گذاری واشنگتن نفوذ کرده است. این موضوع در خودِ تصمیم برای آغاز جنگ در خاورمیانه مشهود است.

دونالد ترامپ با وجود به ارث بردن محیطی با منابع محدود و تحت فشار، تصمیم به انجام این کار گرفت. علاوه بر این، به نظر می‌رسد او همچنان تشدید بیشتر تنش‌ها را روی میز نگه داشته است. اعتماد به نفس کاذب تنها به خطای استراتژیک دامن می‌زند و نمی‌تواند ترازنامه موجودی را بهبود بخشد.

فشار بر دولت برای ارائه بودجه دفاعی و لایحه بودجه تکمیلی ایران در ماه سپتامبر در حال افزایش است. اما تصویب بی‌چون و چرای سطوح سرسام‌آور بودجه دفاعی، مشکل را حل نخواهد کرد. جنگ ایران محدودیت‌های ساختاری و استراتژیک ارتش ایالات متحده را در کانون توجه قرار داده است، اما تقلیل بحران مهمات به صرفاً نشانه‌ای از این درگیری، نادیده گرفتن اصل ماجراست. مسئله بنیادی این است که ایالات متحده بیش از حد در دفاع از سایر کشورها متعهد شده و نمی‌تواند به‌طور مادی در بیش از یک صحنه درگیری ایفای نقش کند.

 

 

تخصیص بودجه بیشتر و تعیین اهداف تولید بهتر بدون وجود تدابیر حفاظتی همراه برای محافظت از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تقریباً وقوع یک بحران تسلیحاتی دیگر در آینده را تضمین می‌کند.

کنگره، با توجه به قدرت انحصاری‌اش در کنترل بودجه، تنها شاخه از دولت است که می‌تواند ایجاد و اجرای چارچوب‌های حفاظتی برای منابع نظامی حیاتی کشور را الزامی کند. کنگره نباید بودجه دفاعی یا لایحه تکمیلی اضطراری برای ایران را بدون برقراری مجدد و گسترش تدابیر حفاظتی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده پیش ببرد. کنگره باید اطمینان حاصل کند که ایالات متحده می‌تواند ابتدا نیازهای با اولویت بالای خود را برآورده و حفظ کند؛ یعنی تأمین منابع برای یک رویکرد بازدارندگی معتبر از طریق انکار در منطقه هند و اقیانوس آرام.

رهبران هر دو جناح سیاسی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن تصمیمات دشوار ندارند. روی کاغذ، کمبود تسلیحات یک مسئله ریاضی است. اما در عمل، این یک مسئله راهبردی است. بودجه دفاعی و تأمین مالی تکمیلی برای ایران، فرصت جدیدی را برای بازگشت به مسیر اولویت‌بندی فراهم می‌کند. با این حال، بدون پذیرش محدودیت‌های راهبردی و ایجاد چارچوب‌های حفاظتی سخت‌گیرانه‌تر پیرامون تسلیحات حیاتی، ایالات متحده محکوم به تکرار دوباره این چرخه در شرایطی است که احتمالاً بسیار وخیم‌تر خواهد بود.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید


۱۶ دقیقه قبل / خبرگزاری تسنیم

واکنش وزارت خارجه به تحریم‌های جدید آمریکا - تسنیم

بین الملل

به گزارش تسنیم، سخنگوی وزارت امور خارجه در صفحه شخصی اش در واکنش به تحریم های جدید آمریکا علیه کشورمان نوشت :

  تحریم‌های جدید آمریکا بسیار فراتر از یک «جنگ اقتصادی» علیه ایران است؛ این اقدام تلاشی برای تحمیل حاکمیت فراسرزمینی واشنگتن بر تمامی کشورهای عضو سازمان ملل محسوب می‌شود.

 هیچ دولتی حق ندارد بانک‌ها و بنگاه‌های اقتصادی کشورهای دیگر را وادار به قطع همکاری‌های مشروع با کشورهای ثالث کند؛ این تحریم‌های ثانویه هیچ مبنایی در حقوق بین‌الملل ندارند. ارعاب اقتصادی برای وادار کردن یک دولت مستقل به تغییر سیاست‌ها، یک عمل متخلفانه بین‌المللی است و همراهی آن با محاصره دریایی، مصداق بارز عمل تجاوزکارانه است.

 تمکین در برابر این سیاست‌ها، مقدمه‌ای برای بازگشت به دوران استعمار عریان و فرسایش کامل مفهوم حاکمیت ملی در نظام بین‌الملل خواهد بود.

 

انتهای پیام/   


۴۰ دقیقه قبل / خبرگزاری تسنیم

معاون وزیر جنگ آمریکا کناره گیری می‌کند - تسنیم

بین الملل

 به گزارش تسنیم ، روزنامه وال‌استریت ژورنال روز جمعه به وقت محلی گزارش داد که انتظار می‌رود دریسکول پیش از پایان سال از سمت خود کناره‌گیری کند و حتی ممکن است زودتر از آن این سمت را ترک کند. بر اساس این گزارش، کناره‌گیری احتمالی او، تحول دیگری را به تغییرات اخیر در سطوح ارشد ارتش آمریکا اضافه خواهد کرد.

وزیر جنگ آمریکا در ماه آوریل، ژنرال رندی جورج، رئیس ستاد ارتش، را به‌طور ناگهانی برکنار کرد و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، هنوز نامزدی را برای جایگزینی دائمی او معرفی نکرده است.

ژنرال کریستوفر لانیو، که پیش‌تر دستیار ارشد نظامی وزیر جنگ بود، در حال حاضر به‌صورت موقت وظایف رئیس ستاد را انجام می‌دهد. به نوشته این روزنامه، یکی از نشانه‌های آشکار اینکه دریسکول از هم‌اکنون خود را برای کناره‌گیری آماده می‌کند، تابستان امسال ظاهر شد؛ زمانی که او و خانواده‌اش محل اقامت رسمی اختصاص‌یافته به وزیر ارتش در پایگاه مشترک مایر-هندرسون هال را تخلیه کردند.

با وجود گزارش‌ها درباره تنش میان دریسکول و هگسث، ترامپ تنها ماه گذشته حمایت علنی خود را از دریسکول نشان داد؛ زمانی که رئیس‌جمهوری آمریکا در جریان یک کنفرانس دفاعی در پنسیلوانیا درباره او گفت: «لبخند زیبایی دارد، اما در واقع یک قاتل است.» روزنامه نیویورک پست در ماه آوریل در گزارشی گفته بود که وزیر جنگ آمریکا به‌طور فزاینده‌ای گرفتار «پارانویا» شده بود؛ به‌دلیل احتمال اینکه خودش از سمتش کنار گذاشته شود و دریسکول جایگزین او شود.

این گزارش، به نقل از مقام‌های فعلی و پیشین دولت آمریکا، می‌گفت نگرانی وزیر جنگ درباره جایگاه دریسکول در حلقه نزدیکان ترامپ، در کنار عوامل دیگر، به برکناری جورج و همچنین اخراج ژنرال دیوید هودن و سرلشکر ویلیام گرین کمک کرده است. در آن زمان، یک منبع به این روزنامه گفته بود: به وزیر جنگ از سوی کاخ سفید گفته شده که نمی‌تواند دریسکول را برکنار کند، دست‌کم در حال حاضر.»

این منبع گفته بود: «بنابراین کاری که وزیر جنگ انجام داده این است که هر کسی را که تصور می‌کند به دریسکول نزدیک است، هدف قرار دهد و به سراغ آن‌ها برود.»

انتهای پیام./   




 غروب یک امپراتوری و تولد نظمی نوین
۱۷ ساعت قبل / سایت هم میهن

غروب یک امپراتوری و تولد نظمی نوین

نظم قدیمی خاورمیانه مانند امپراتوری‌های بریتانیا و فرانسه پس از بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، در حال محو شدن است.

 بازی متفاوت عمان در زمین تنگه هرمز
۴ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

بازی متفاوت عمان در زمین تنگه هرمز

آرمان امروز-سرویس دیپلماسی: زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای نخستین بار عمان را به بمباران تهدید کرد، مقام‌های این کشور شوکه شدند و ابتدا با خود فکر کردند که شاید او حرفش را اشتباه زده است. اما تهدید دوباره ترامپ در این هفته، در کشوری که سال‌ها برای خود نقشی به‌عنوان قدرت میانجی و [ ]

 آمادگی سوریه برای پیوستن به پیمان مکه
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

آمادگی سوریه برای پیوستن به پیمان مکه

وزیر امور خارجه دولت انتقالی سوریه تاکید کرد: «دمشق در حال بررسی امکان پیوستن به پیمان مکه برای دفاع مشترک است و تصمیم خود را درباره این اقدام در زمان دیگری...

 «نبرد هرمز» روز چهل و دوم | گزارش در حال به روز رسانی
۱۷ ساعت قبل / سایت فراز

«نبرد هرمز» روز چهل و دوم | گزارش در حال به روز رسانی

در حالی که مذاکرات تهران و واشنگتن متوقف مانده و اختلاف‌ها بر سر تنگه هرمز همچنان حل نشده است، آمریکا تلاش می‌کند فشار بر اقتصاد ایران را از مسیر محدود کردن...

 خیز ترکیه برای بازداشت نتانیاهو /  ترکیه درخواست اعلان قرمز اینترپل صادر کرد
۱۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

خیز ترکیه برای بازداشت نتانیاهو / ترکیه درخواست اعلان قرمز اینترپل صادر کرد

وزیر دادگستری ترکیه اعلام کرد که آنکارا از وزارت کشور خواسته است برای پیگرد بین‌المللی بنیامین نتانیاهو به اتهام نسل‌کشی، اعلان قرمز صادر کند.

 مقام آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز به بن‌بست رسیده است
۱۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

مقام آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز به بن‌بست رسیده است

یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید به سمافور گفته‌اند که دولت ایالات متحده معتقد است مذاکرات ایران و عمان در روز‌های اخیر به بن‌بست رسیده است.