
ناامیدی ترامپ و متحدانش از شکست مردم ایران در جنگ نظامی که آخرین مرحله آن در شکست ارتش تروریستی امریکا در بازگشایی تنگه هرمز و خنثیسازی مدیریت ایران بر این تنگه آشکار شده و رسوایی جدیدی برای این بهاصطلاح ابرقدرت نظامی جهان به بار آورده است، امریکا و متحدانش را وارد مرحله جدیدی از جنگ کرده که ترامپ و وزیر خزانهداریاش عنوان جنگ اقتصادی علیه مردم ایران را برای آن برگزیدهاند. به همین دلیل، روز چهارشنبه گذشته ترامپ پس از شکست از نیروهای مسلح ایران در عرصه نظامی و ناتوانی در تحمیل مذاکرهای جدید به مسئولان ایران، با تلاش برای بزرگنمایی جنگ جدید خود علیه مردم ایران، در شبکه اجتماعی خود مینویسد: «امروز اعلام میکنم که سنگینترین عملیات اقتصادیای که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده آغاز خواهد شد! این یک جنگ اقتصادی و انزوای بیسابقه خواهد بود.» ترامپ در ادامه میافزاید: «امروز همچنین اعلام میکنم که هر کشوری که به مؤسسات مالی، شرکتها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هرگونه راه نجاتی برای ایران فراهم کنند، خود با پیامدهای اقتصادی بسیار سنگینی روبهرو خواهد شد.»
پس از ترامپ، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری امریکا، نیز در لفاظی جدید خود علیه مردم ایران مدعی شد که سیاست خصمانه واشینگتن باعث میشود ایران با بزرگترین انزوای اقتصادی در تاریخ روبهرو شود. وی مدعی شد که زمان آن رسیده همپیمانان ایران و دیگر کشورهای جهان دست از تعامل با نظام حاکم بر ایران بردارند.
پس از این فراخوان، روزنامه امریکایی والاستریت ژورنال نیز به نقل از منابع آگاه گزارش داد: دولت امریکا طی هفتههای اخیر از امارات متحده عربی خواسته است فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد و در ادامه همین سناریو بود که شیخنشین دستنشانده امریکا در امارات نیز با طرح ادعایی کاذب مبنی بر شلیک دو موشک از سوی ایران به سمت امارات که بر مبنای همین ادعا در خارج از آبهای سرزمینی امارات به داخل آب سقوط کرده است، روابط خود با تهران را تعلیق کرد. افرا الحاملی، مدیر اداره ارتباطات راهبردی در وزارت خارجه امارات گفت: «با توجه به تشدید تنشها در منطقه، تمام مبادلات تجاری، دادوستدهای بازرگانی و تراکنشهای مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف شده است.»
تحریم اقتصادی امریکا علیه مردم ایران اگرچه پدیده جدیدی نیست و پیشینهای به درازای عمر انقلاب دارد، اما این اقدام جدید ترامپ که با پیوست عملیات روانی و شناختی و با هدف شکست تابآوری مردم ایران طراحی و به اجرا درآمده است، بیانگر آن است که ترامپ که شکستهای متعددی را از مردم ایران متحمل شده و به تعبیر نشریه صهیونیستی هاآرتص مانند یک بوکسور کور عمل میکند، آخرین تیرهای ترکش امریکا را به سمت مردم ایران روانه کرده است، اگرچه هیچگاه نباید نسبت به تکرار حماقتهای او در آغاز یک عملیات نظامی دیگر غافل بود.
اما بهرغم این هدف اعلامی، آنچه ترامپ و دیگر مسئولان امریکایی مستقر در کاخ سفید را به اتخاذ این استراتژی تکراری امریکا واداشته، سرپوش گذاشتن بر روند کاهش تابآوری مردم امریکا در اثر جنگ تحمیلی امریکا در یک سال اخیر در عرصههایی نظیر روند فزاینده قیمتها، کاهش محبوبیت ترامپ در میان جوانان امریکایی بهویژه طرفداران جنبش مگا است که بر اساس آخرین نظرسنجیها به کمتر از ۲۳ درصد رسیده و مهمتر از آن کاهش تابآوری نظامیان امریکایی سرگردان در میان ناوهای امریکایی در اقیانوس هند و دریای عمان است که تنها گزارش بحران ایجادشده در ناو امریکایی آبراهام لینکن که مدت ۹ ماه است در منطقه مأموریت دارد، بازتاب یافته که آمار هفت خودکشی و یک قتل، بخشی از مصائب آن است و این در حالی است که ناو هواپیمابر جرالد فورد که قرار است جایگزین آن شود، خود دارای مشکلات عدیدهای به دلیل مأموریتهای طولانی خارج از امریکا در ماههای اخیر است که چند ماه پیش بحران دستشویی آن به یک آبروریزی بهویژه برای ناوهای هواپیمابر امریکایی تبدیل شده بود؛ و این در حالی است که این روزها بر اساس گزارشی که رویترز نسبت به احتمال آغاز عملیات تهاجمی ایران علیه ناوهای امریکایی که در محاصره دریایی ایران مشارکت دارند منتشر کرده، ترس و وحشت نظامیان امریکایی دوچندان شده است.
نکته قابل توجه در مورد این ناوها این است که علاوه بر هزینه روزانه ۴۰۰ میلیون دلاری این محاصره برای امریکا، به دلیل از بین رفتن پایگاههای امریکا در منطقه، تنها پایگاه دیهگو گارسیا در اقیانوس آرام برای تأمین نیازمندیهای این ناو باقی مانده که آن هم به دلیل فاصله ۴۰۰۰ کیلومتری از آبهای ایران به معضلی برای فرماندهان ارتش امریکا تبدیل شده است. عدم همراهی متحدان سنتی گذشته امریکا با ترامپ، چالش دیگری برای دستگاه سیاست خارجی امریکاست. مخالفت کشورهای خلیج فارس با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، عدم همراهی کشورهای اروپایی و آسیایی متحد امریکا با ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز، سبب شده است که ترامپ قدیمیترین متحد خود در منطقه یعنی کشور عمان را تهدید به بمباران و نابودی کرده است، رزمایش با کره جنوبی را نیز تعلیق کرده یا حضور امریکاییها در این رزمایشها را محدود کرده و از بقیه کشورها نیز با افزایش تعرفهها انتقام گرفته است.
در داخل امریکا نیز روند فزاینده قیمت بنزین، افزایش هزینه زندگی مردم امریکا متأثر از این جنگ، کاهش ذخایر استراتژیک نفت امریکا، شکست نامزدهای موردحمایت ترامپ در انتخابات مقدماتی درونحزبی و پیشبینی شکست جمهوریخواهان در انتخابات آتی کنگره، ناتوانی امریکا و متحدانش در مهار نیروهای مقاومت، اعتلای جایگاه ایران در جهان و منطقه و... از موضوعات دیگری است که روزبهروز ترامپ را مستاصلتر کرده است. پولیتیکو در گزارشی پیامد فشار اقتصادی امریکا بر ایران را برای واشینگتن بیشتر دانسته و مینویسد: افزایش قیمت نفت، بالا رفتن هزینه استقراض و تشدید نگرانیهای تورمی، بهرغم تصور ترامپ، فشار اقتصادی بر واشینگتن را بیشتر میکند.
در نقطه مقابل، اگرچه ممکن است تشدید محاصره و افزایش تحریمها بر مشکلات دیرینه اقتصادی مردم بیفزاید، اما برای مردمی که هزینههای انسانی و روانی جنگ نظامی امریکا علیه مردم ایران را تحمل کرده و ایران را در جهان سرافراز و روسفید کردهاند، تحمل تشدید تحریمهای اقتصادی و پیامدهای آن آسانتر از جنگ نظامی است و این در حالی است که اهتمام بیشتر مسئولان برای خنثیسازی آثار تحریمها با بهرهگیری از ظرفیتهای متعدد منطقهای و داخلی، امیدواری مردم را به تحمیل شکستی دیگر بر کاخ سفید افزایش داده است.






