جوان آنلاین: «خدا هیچ مادری را با داغ فرزندش امتحان نکند» مهسا صفورا هنوز وقتی از ابوالفضل حرف میزند، صدایش میلرزد. هفت سال بیشتر نداشت، پسربچهای از دامغان که از سهسالگی ناگهان گرفتار بیماری شد و از آن روز، زندگی خانوادهاش میان خانه و بیمارستان گذشت. ابوالفضل سهساله بود که برای نخستین بار تشنج کرد. ناگهان از حال میرفت و هوشیاریاش را از دست میداد. هفتهای چند بار این اتفاق تکرار میشد و مادر، هر بار با اضطراب کودک خردسالش را به بیمارستان ولایت دامغان میرساند، اما علت بیماری مشخص نبود.
یکبار پزشکان احتمال دادند قلب ابوالفضل بزرگ شده باشد و به دلیل کمبود امکانات، او را به بیمارستان امیر سمنان منتقل کردند. بررسیها نشان داد قلب کودک مشکلی ندارد. آنجا بود که پزشکان مغز و اعصاب شرح حال او را شنیدند و برای نخستین بار احتمال تشنج را مطرح کردند.
بازگشت بیماری
ابوالفضل دو روز بستری شد و تحت مراقبت قرار گرفت. دارو گرفت و خانواده با هزار امید به خانه برگشتند، اما بیماری دستبردار نبود. بعد از آن، مسیر زندگی خانواده به تهران رسید. در بیمارستان طب کودکان، پس از انجام آزمایشهای لازم، پزشکان تشخیص تشنج همراه با بیماری متابولیک را مطرح کردند. درمانها آغاز شد، اما حال ابوالفضل بهتر نشد.
امید به درمان
آزمایشهای بیشتری انجام شد و حتی نمونهها برای بررسی به کانادا ارسال شد، شاید جایی، در میان نتیجه آزمایشها، راهی برای نجات کودک پیدا شود. دوز داروها افزایش پیدا کرد، اما تشنجها ادامه داشت. مهسا میگوید در یکی از روزهایی که حال ابوالفضل به شدت وخیم شده بود، او را با آمبولانس هوایی به بیمارستان منتقل کردند. پزشکان تلاش کردند او را احیا کنند و مدتی بعد دوباره امید به زندگی در خانه خانواده برگشت.
مرداد سخت …












