قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۰

آمریکا ویزای ۱۷۵ هزار تبعه خارجی را باطل کرد

دولت آمریکا اعلام کرد ویزای بیش از ۱۷۵ هزار تبعه خارجی را باطل کرده است.
 آمریکا ویزای ۱۷۵ هزار تبعه خارجی را باطل کرد

جوان آنلاین: دولت آمریکا اعلام کرد ویزای بیش از ۱۷۵ هزار تبعه خارجی را با اتهاماتی از قبیل نقض مفاد اسناد مرتبط با اقدامات جنایی و خشونت علیه شهروندان آمریکایی، باطل کرده است.

به گزارش تسنیم، وزارت امور خارجه اعلام کرد که بخش عمده‌ای از ویزا‌های لغو شده، نتیجه «برخورد‌های انتظامی» بوده است، مسئله‌ای که موجب نگرانی برخی از وکلای مهاجرت شده است، زیرا معتقدند دولت ترامپ ویزا‌ها را به دلیل برخورد‌های جزئی یا اتهاماتی که مراحل قضایی را طی نکرده‌اند، لغو می‌کند.

این اعلامیه نشان‌دهنده افزایش لغو ویزا نسبت به سال قبل است، به طوری که در سال ۲۰۲۶، ماهانه بیش از ۱۰ هزار ویزا لغو شده، در حالی که این رقم در کل سال ۲۰۲۵ بیش از ۸ هزار مورد بوده است. دولت ترامپ در ماه ژانویه اعلام کرده بود که در طول سال قبل، بیش از ۱۰۰ هزار ویزا را لغو کرده است.

دولت، لغو ویزا‌ها را نتیجه عملیات مداوم بررسی و پایش وزارت امور خارجه می‌داند که تضمین می‌کند دارندگان ویزا از شرایط آن پیروی کرده و خطری برای آمریکایی‌ها ایجاد نمی‌کنند.

وزارت امور خارجه در بیانیه‌ای اعلام کرد بیشتر این ویزا‌ها به دلیل برخورد‌های انتظامی در زمینه مجموعه‌ای از فعالیت‌های مجرمانه لغو شده‌اند که ضرب وشتم، رانندگی تحت تأثیر مواد مخدر یا الکل، سرقت و جرایم مرتبط با مواد مخدر، دلایل اصلی آن بوده‌اند. سهم قابل توجهی از ویزا‌ها نیز به دلیل رانندگی خطرناک، آزار جنسی، کودک آزاری، کلاهبرداری، اختلاس و سایر جرایم لغو شده‌اند.

این بیانیه می‌افزاید این وزارتخانه به شناسایی، تحقیق و لغو ویزای اتباع خارجی که امنیت مردم آمریکا را تهدید می‌کنند، ادامه خواهد داد.

وزارت امور خارجه در میان نمونه‌های ارائه شده به چندین تبعه خارجی اشاره کرد که ترور چارلی کرک، فعال سیاسی برجسته راست گرا که در سپتامبر ۲۰۲۵ کشته شد، را جشن گرفته بودند. به گفته این وزارتخانه، ویزای افرادی که گفته بودند «وقتی فاشیست‌ها می‌میرند، دموکرات‌ها شکایتی ندارند» و فرد دیگری که گفته بود کرک «خیلی دیر مرد»، لغو شد.

از دیگر موارد معروف لغو ویزا می‌توان به «تو لو وانگ»، ۴۲ ساله و پدر شش فرزند اشاره کرد که ماه گذشته توسط وزارت امنیت داخلی به لائوس اخراج شد. وانگ چند هفته پیش از آن، توسط «تیم والز»، فرماندار مینه‌سوتا، به دلیل محکومیت سال ۲۰۰۵ در پرونده سوءاستفاده جنسی از کودک، مورد عفو قرار گرفته بود. وزارت امور خارجه اعلام کرد که وانگ به دلایل سیاست خارجی اخراج شده است.

وزارت امور خارجه افزود که سایر افرادی که به «دلایل سیاست خارجی» اخراج شده‌اند شامل اتباع کوبا به دلیل ارتباط با رژیم این کشور، ایرانیان مقیم آمریکا به دلیل ارتباط با حکومت ایران، و یک تبعه کویتی هستند که آرزوی خشونت علیه رئیس‌جمهور و ایالات متحده را داشته و آمریکایی‌ها را دشمن خود خوانده است.

سایر موارد لغو ویزا توسط وزارت امور خارجه شامل اتباع خارجی است که با اتهاماتی نظیر تعرض یا سوءاستفاده جنسی از جمله علیه خردسالان، آدم ربایی، قاچاق انسان، رانندگی تحت تأثیر الکل و مواد مخدر، و اتهامات کلاهبرداری دستگیر یا متهم شده‌اند.

وزارت امور خارجه همچنین اعلام کرد که یکی از سفارت خانه‌های ایالات متحده در شمال آفریقا، ویزای بیش از ۱۰۰ تن از والدینی را که برای «گردشگری زایمان» به آمریکا آمده بودند، لغو کرده است. این افراد عمدتا با هدف اینکه فرزندانشان تابعیت ایالات متحده را کسب کنند، به این کشور سفر کرده بودند.

وزارت امور خارجه در این بیانیه تاکید کرد ویزای آمریکا یک امتیاز است، نه یک حق. این وزارتخانه همچنان متعهد است که از تمامی ابزار‌های موجود برای محافظت از جوامع خود در برابر کسانی که از این امتیاز سوءاستفاده می‌کنند، بهره ببرد.



۲۲ دقیقه قبل / سایت برترینها

چرا ایران و آمریکا توافق نمی‌‌کنند؟

روزنامه خراسان نوشت: حدود شش ماه از جنگ اخیر گذشته است و هنوز چشم‌اندازی برای گذار به توافق و نه صلح دیده نمی‌شود؛ چون اساسا توافق میان دو طرف به معنای صلح نیست و دومی الزامات و مقتضیات خاص خود را دارد.

البته اینجا منظور توافق دائم و جامع میان دو طرف هم نیست؛ چون شانس آن فعلا در حد صفر است. اما چرا چشم‌اندازی برای یک «توافق موفق مقطعی» هم وجود ندارد؟ علت آن در بن‌‎بستی پیچیده نهفته است که کلیت جنگ با آن مواجه است.

 واقعیت این است که جنگ در بعد نظامی تا اینجای کار شکست خورده و به اهدافش نرسید؛ اما چون نه پیروزی و نه شکستی مطلق حاصل نشده است، لزوما ناکامی جنگ نظامی در تحقق اهدافش به معنای آن نیست که طرف آمریکایی کنار خواهد آمد و به این راحتی به توافقی مطلوب تهران تن خواهد داد.

 ترامپ راهکاری برای خروج از این وضعیت ندارد؛ هم راهکار نظامی تا اینجای کار مثمر ثمر نبوده است و البته این  نیز به معنای دست کشیدن از جنگ و حمله نیست و هم راهکار سیاسی و دیپلماتیک برای ترامپ بسیار پرهزینه است؛ چون اساسا در شرایط فعلی شانسی برای کسب دستاورد دیپلماتیک خاص و قابل عرضه در آمریکا برای خود نمی‌بیند و پذیرش توافقی مانند تفاهم‌نامه نیز به معنای یک شکست مضاعف و در آستانه انتخابات کنگره بسیار دردسرساز خواهد بود.

در این راستا هم دیدیم که همین تفاهم نامه که کاملا به نفع ایران بود، به محض انتشار متن و امضا سریعا به دستاویزی برای حملات تند به ترامپ در آمریکا و اسرائیل تبدیل شد. 

 ترامپ برای خروج از این جنگ و لو موقت به توافقی نیاز دارد که اگر هم مضمون و محصول آن اصل جنگ را توجیه نکند و تابع آن نباشد، بلکه برای او دردسری بزرگ نیز ایجاد نکند که هم خود جنگ را زیر سوال ببرد و هم در مظان این اتهام قرار گیرد که کارزار نظامی‌اش نتیجه معکوس داده و به جای تضعیف تهران امتیازهای کلانی به آن داده و جایگاهش را تقویت کرده است.

 در مجموع، وضعیت کنونی را باید بن‌بستی پیچیده و چند لایه و یک ابهام و بلاتکلیفی مزمن و در عین حال خطرناک دانست. نه گزینه نظامی توانسته است راه خروجی قطعی ایجاد کند و نه مسیر دیپلماتیک.

البته اینجا نباید مانع دستیابی به توافق با تهران در شرایط کنونی را صرفا به ویژگی‌های فردی و روانی ترامپ، از جمله خودشیفتگی یا غرور سیاسی او، تقلیل داد. آمریکا با توجه به جایگاه ابرقدرتی خود و نیز مجموعه بازیگران غربی، پیامد هر نوع توافقی را که در آن کنترل ایران بر تنگه هرمز تثبیت و تحریم‌ها برطرف و موجب تقویت جایگاه ایران شود، به معنای تغییر موازنه قدرت در منطقه به ضرر اسرائیل و منافع آمریکا و غرب ارزیابی می‌کنند که  نقض غرض جنگ است.

از همین رو، بعید به نظر می‌رسد آمریکا، اسرائیل و کشورهای غربی به ‌سادگی با وضعیت کنونی و چنین توافقی کنار بیایند. بنابراین شانسی برای یک مصالحه موقت در قالب «توافقی موفق و قابل اجرا» نیز وجود ندارد؛ مگر این که جنگ به موازنه‌ای برسد که چنین توافقی نتیجه تحمیلی آن باشد. اما در عین حال قبل از رسیدن به این نقطه، همچنان احتمال تفاهمات محدود و البته «با سرانجامی ناموفق» وجود دارد.

آمریکا فعلا منتظر نتایج تشدید جنگ اقتصادی به ویژه پس از اقدام امارات است و برنامه بعدی آن تابعی از ارزیابی اش از این نتایج و وضعیت داخلی ایران است. ولی در کل احتمال جنگ و حملات جدید در هفته‌ها و ماه‌های آتی نیز بسیار جدی است.

در مقابل نیز احتمال حملات پیش‌دستانه ایران با هدف بر هم زدن معادله جنگ فرسایشی و محاصره قبل از انتخابات کنگره آمریکا بالاست.


۲۸ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

آقای خاتمی! آقای قالیباف! شما سخن از صلح می گویید اما امریکا دنبال پایان جنگ نیست

روزنامه جوان نوشت: وقتی مسئولان رسمی با مخاطب‌قراردادن داخلی‌ها می‌گویند بهتر است جنگ را پایان دهیم، خدای‌ناخواسته چنین به‌نظر می‌رسد که عده‌ای در کشور دنبال «جنگ به هر قیمتی» هستند، نه دنبال «صلح شرافتمندانه». تا آنجا که دیده می‌شود کشور چنین سیاستی ندارد. 

مثلاً آقای قالیباف که مسئولیت‌های مهمش در شرایط فعلی کشور مشخص است، استدلال می‌کند که گرانی و کمبودها را می‌دانیم و دنبال صلح هستیم، ولی نمی‌توانیم ساده‌انگارانه از صلح حرف بزنیم: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم، دوام نمی‌آوریم. امنیت و اقتصاد لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اگر امنیت را برقرار کنیم و تداومش را با اقتصاد پیش نبریم پایدار نخواهد بود. ما به‌عنوان یک رزمنده، بیش از آنانی که حرف از صلح می‌زنند، قدر صلح را می‌دانیم». این یعنی ساده‌انگاری درباره صلح خطای نابخشودنی است.

در مقابل، امریکایی‌ها از خود ترامپ تا معاون و وزیران جنگ و دارایی دولت او مدام می‌گویند عجله‌ای برای تعیین تکلیف جنگ با ایران ندارند. ممکن است گفته شود این پروپاگاندایی بیش نیست و امریکا دنبال پایان جنگ است و می‌ماند فقط تصمیم ما! ولی تجربه نشان می‌دهد که امریکا، چون سرزمین اصلی‌اش دور از معرکه است، از جمیع جهات سعی در طولانی‌ترکردن وضعیت فعلی یعنی محاصره و نگه‌داشتن سایه جنگ دارد که با خود جنگ فرقی ندارد و حتی بدتر از آن است؛ و تبعاتی مانند گرانی سوخت یا خستگی نیروهایش را نیز با کمک اعراب خائن و وابسته کم می‌کند.

پس پرسش اصلی این است: اگر شما بخواهید در همین زمان و با این توجیه که زمان خوبی است، چون دنیا اخلاقاً ما را تأیید و تکریم می‌کند، به جنگ پایان دهید و امریکا نخواهد، چه اتفاقی می‌افتد؟! پاسخ روشن است: امریکا امتیاز بیشتری طلب می‌کند و این زیاده‌خواهی توقف ندارد و شما را هرگز به صلح شرافتمندانه نمی‌رساند، مگر به غیرشرافتمندانه‌اش تن بدهید که آن را نیز از شما دریغ خواهند کرد. ترجیح دشمن جنگ غیرشرافتمندانه است که در آن خودش به خوبی می‌تواند نقش بی‌شرفی در جنگ را زنده نگه دارد. 

کشور در وضعیتی است که مسئولان باید ارزش کلمات و قدرت اثرگذاری آن را بدانند. می‌تواند به‌جای «بهتر است الان صلح کنیم»، گفته شود «ما برای هر سناریو آمادگی داریم، چه جنگ با دلیل و چه صلح با عزت». این به خرد و به وظیفه‌گرایی و حتی به نتیجه‌گرایی نزدیک‌تر است تا سخنانی که مخاطب را به این گمان باطل بیندازد که عده‌ای در داخل دنبال پایان‌دادن به جنگ نیستند، آن‌هم در این شرایط مناسب! و آن‌عده نیز لابد از افراد مسئول کشور هستند!

هیچ‌چیز به اندازه مبهم و سربسته حرف‌زدن با مردم مسئله‌ساز نیست. اگر پیشنهادی دارید که می‌توان با آن جنگ را برای همیشه (نه یک دوره کوتاه) پایان داد و آنگاه در این پایان، عزت و اقتدار کشور حفظ شود، منافع کشور پایمال نشود و شواهدی دارید که این می‌تواند بهترین کار باشد، آن را با جزئیات در میان بگذارید. این بهتر است تا پاس‌دادن مسئولیت ادامه مشکلات به یکدیگر، در مقابل چشم دشمن لابد بی‌گناه و بی‌طرف!

 


۵۰ دقیقه قبل / سایت عصرایران

قادر باستانی: نظام اسلامی به یک تصمیم و تفاهم بزرگ نیاز دارد

یک استاد ارتباطات اجتماعی گفت: «ماه‌های سختی پیش روست و تصمیم‌های پیش‌رو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بی‌تصمیمی از هر دو بدتر است. »

به گزارش عصر ایران، قادر باستانی تبریزی در یادداشتی با عنوان "جنگ اقتصادی و آفت روزمرگی" که در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد نوشت:

 -  نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد احیا شود یا با یک ابتکار سیاسی تازه، راه رسیدن به توافقی معنادار باز شود. 

-  توافق و میانجیگری عمان و دیگر کشورها می‌تواند مفید باشد اما به تنهایی جای حل مسئله اصلی را نمی‌گیرد. اکنون منافع ملی در معرض مخاطره‌ای جدی است و بیش از هر زمان دیگری به چاره‌اندیشی سیاسی فوری و شجاعانه نیاز دارد.

- خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بی‌صدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساخت‌های کشور را مستهلک کند. در برابر تهدید گستاخانه دشمن، جامعه باید با یک نقشه روشن برای عبور از بحران روبه‌رو باشد،نه با روزمرگی، تناقض و بی‌تصمیمی.بی تصمیمی بیش از هر چیز مردم را می‌ترساند.

-  مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است. کشور را وقتی می‌توان در شرایط جنگی اداره کرد که با مردم در شرایط عادی سخن گفته شود. نمی‌توان تصمیم‌های سخت گرفت، اما مسئولیت تصمیم را به گردن همه انداخت. مردم باید بدانند چه اتفاقی درحال رخ دادن است، چه گزینه‌هایی روی میز است، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.

- برای حفظ کیان کشور و نظام سیاسی، بایدسیاست خارجی بیش از گذشته مصلحت‌محور باشد. تکیه صرف بر حق، بدون دیدن واقعیت صحنه بین‌المللی، کشور را از امکان مانور محروم می‌کند. حقوق بین‌الملل مهم است، اما سیاست خارجی فقط اعلام حق نیست. هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینه‌های دشوار، کم‌هزینه‌ترین راه را انتخاب کند.

متن کامل یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید.

قادر باستانی تبریزی

روزنامه جمهوری اسلامی جنگ اقتصادی و آفت روزمرگی

آمریکا دیگر پنهان نمی‌کند که هدفش از فشار بر ایران، تغییر رفتار یا گرفتن امتیاز در پای میز مذاکره نیست. سخن از جنگ اقتصادی سخت، فرسایش توان ملی و حتی تغییر یا سرنگونی نظام سیاسی به میان آمده است. دشمن رذیلانه برای یک نبرد فرسایشی، عزم خود را جزم کرده و ظاهراً می‌داند کجا و چگونه باید فشار را بیشتر کند. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز می‌تواندکشور را آسیب‌پذیر کند، روزمرگی، چندصدایی و بی‌تصمیمی در داخل است. ایران به نقشه‌ای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخن‌گفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. تصمیمی که هزینه‌هایش را پنهان نکند و افق عبور از بحران را نشان دهد.

امروز جامعه بیش از هر چیز به یک صدای معتبر، مسئول و باورپذیر نیاز دارد که مردم بدانند اختیار سخن گفتن و تصمیم گرفتن دارد و حرفش فردا با سخن دیگری نقض نمی‌شود. در جنگ هشت‌ساله، مردم می‌دانستند وقتی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های جمعه سخن می‌گوید، سخنش نظر یک فرد نیست و جامعه آن را تصمیم نظام و موضع امام تلقی می‌کرد. مردم امروز تشنه شنیدن‌ هستند. تشنه دانستن اینکه کشور به کجا می‌رود و چه کسی مسئول عبور از این گردنه سخت است.

صداوسیما در چند هفته اخیر نشانه‌هایی از تغییر مثبت از خود نشان داد، اما مسئله اصلی همچنان در برونداد است که در جامعه دیده می‌شود. تغییر در ساختار و برنامه‌ها، وقتی به تغییر در ارتباط با مردم منجر نشود، کافی نیست. هنوز بخش قابل توجهی از تولیدات رسانه ملی برای همان مخاطب محدود و همیشگی ساخته می‌شود درحالی که جامعه بزرگتری بیرون از این دایره، تشنه شنیدن، گفت‌وگو و دریافت تصویری روشن از آینده است.

ماه‌های سختی پیش روست و تصمیم‌های پیش‌رو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بی‌تصمیمی از هر دو بدتر است. کشور نمی‌تواند همزمان زیر فشار جنگ اقتصادی، فرسایش اجتماعی و تهدید خارجی قرار داشته باشد و همچنان در انتظار روشن شدن همه شرایط بماند. اصلاحات اقتصادی، هرچند ضروری، باید همزمان با اصلاح مسیر سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود. اگر امکان مذاکره و توافق وجود دارد، نباید فرصت‌ها را به امید آینده‌ای نامعلوم از دست داد و اگر قرار است مقاومت کنیم باید مردم را شریک این مقاومت بدانیم نه صرفاً پرداخت‌کننده هزینه‌های آن.

نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد احیا شود یا با یک ابتکار سیاسی تازه، راه رسیدن به توافقی معنادار باز شود. توافق و میانجیگری عمان و دیگر کشورها می‌تواند مفید باشد اما به تنهایی جای حل مسئله اصلی را نمی‌گیرد. اکنون منافع ملی در معرض مخاطره‌ای جدی است و بیش از هر زمان دیگری به چاره‌اندیشی سیاسی فوری و شجاعانه نیاز دارد.

خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بی‌صدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساخت‌های کشور را مستهلک کند. در برابر تهدید گستاخانه دشمن، جامعه باید با یک نقشه روشن برای عبور از بحران روبه‌رو باشد،نه با روزمرگی، تناقض و بی‌تصمیمی.بی تصمیمی بیش از هر چیز مردم را می‌ترساند.

آمریکای جنایتکار، یک جنگ اقتصادی عمیق‌ و هوشمندانه‌ طراحی کرده که به جای ضربه‌های کوتاه‌مدت، بر فرسایش تدریجی اقتصاد و توان اجتماعی ایران متمرکز شود. اگر این فشار در یک مدت شش‌ماهه تشدید شود و همزمان مسیرهای حیاتی تجارت و انرژی کشور محدودتر شود، نمی‌توان با تصمیم‌های روزمره با آن مقابله کرد. دشمن، فارغ از اینکه نیت و محاسباتش درست یا غلط باشد، برای فشار آوردن برنامه دارد. ما نیز باید برنامه داشته باشیم.

منابع دولت برای مقابله با این فرسایش محدود است. وقتی درآمدهای نفتی محدود شده و امکان جذب سرمایه خارجی به شدت کاهش یافته، انرژی و خدمات عمومی به منابع مهم باقی‌مانده تبدیل می‌شوند. اصلاح قیمت بنزین، گاز و خدمات عمومی ممکن است برای افزایش تاب‌آوری ضروری باشد، اما باید درباره هزینه اجتماعی آن واقعیت رابه مردم گفت. هر اصلاح قیمتی، اگر بدون جبران مؤثر انجام شود، سفره مردم را کوچک‌تر می‌کند و می‌تواند اعتراض و نارضایتی به دنبال داشته باشد. کالابرگ و سیاست‌های حمایتی می‌تواند بخشی از این فشار را کاهش دهد، اما مسئله را حل نمی‌کند.

بنابراین مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است. کشور را وقتی می‌توان در شرایط جنگی اداره کرد که با مردم در شرایط عادی سخن گفته شود. نمی‌توان تصمیم‌های سخت گرفت، اما مسئولیت تصمیم را به گردن همه انداخت. مردم باید بدانند چه اتفاقی درحال رخ دادن است، چه گزینه‌هایی روی میز است، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.

برای حفظ کیان کشور و نظام سیاسی، بایدسیاست خارجی بیش از گذشته مصلحت‌محور باشد. تکیه صرف بر حق، بدون دیدن واقعیت صحنه بین‌المللی، کشور را از امکان مانور محروم می‌کند. حقوق بین‌الملل مهم است، اما سیاست خارجی فقط اعلام حق نیست. هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینه‌های دشوار، کم‌هزینه‌ترین راه را انتخاب کند.

مسئله امروز این نیست که آمریکا چه می‌کند. این است که ما برای آنچه آمریکا می‌کند، چه تصمیمی داریم. جنگ اقتصادی را نمی‌توان با روزمرگی اداره کرد و جامعه را نمی‌توان با سکوت و ابهام در کنار خود نگه داشت. در این شرایط، بزرگترین سرمایه کشور اعتماد مردم است. باید با مردم صادقانه سخن گفت، راه‌های دیپلماسی را باز گذاشت، فرصت توافق را از دست نداد و اگر قرار است هزینه‌ای برای مقاومت پرداخت شود، این هزینه عادلانه و آگاهانه میان مردم و حاکمیت تقسیم شود. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تقویم روز نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : «تأمین حقوق قانونی مردم» شرط اصلی پیروزی بر جنگ روانی دشمن است بیشتر بخوانید: نقشه ونس برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران؛ محدودیت های امارات گام‌به‌گام خواهد بود ادعای وزیر خزانه داری آمریکا: سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ علیه ایران اعمال خواهد شد محسن رضایی: اگر محاصره دریایی فراتر از بازه زمانی معینی ادامه یابد، حمله خواهیم کرد نبویان: محاصره دریایی ایران یک شوخی است تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است
۲ ساعت قبل / خبرگزاری مهر

بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است

سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اعلام تحریم‌های جدید اقتصادی علیه ایران در حساب کاربری خود نوشت: اعلام تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است.

 تاوان جنگ؛ اشغال ایران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟ | جنگ جهانی دوم با سفره، شغل و کسب‌وکار ایرانیان چه کرد؟
۳۰ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

تاوان جنگ؛ اشغال ایران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟ | جنگ جهانی دوم با سفره، شغل و کسب‌وکار ایرانیان چه کرد؟

اقتصادنیوز: جنگ‌ها همواره فشار بر مردم را تشدید می‌کنند، تورم را افزایش می‌دهند و افراد بیشتری را به ورطه فقر می‌کشانند.

 «نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورک‌تایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز
۱ ساعت قبل / سایت فراز

«نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورک‌تایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز سی و نهم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۴ روز می‌گذرد، ترامپ مدعی شده هیچ مذاکره‌ای...

 طرح «گارانتی مسکن» گارانتی اجرا می‌خواهد
۱ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

طرح «گارانتی مسکن» گارانتی اجرا می‌خواهد

تضمین کیفیت ساختمان از طراحی تا بهره‌برداری، بدون سازوکار دقیق برای مسئولیت سازنده و جبران خسارت خریدار به نتیجه نمی‌رسد

 صعود بورس به صنایع بزرگ رسید | صدرنشینی دارویی‌ها در بورس
۴۵ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

صعود بورس به صنایع بزرگ رسید | صدرنشینی دارویی‌ها در بورس

اقتصادنیوز:گروه دارویی بازار سهام با بازدهی ۱۳.۱ درصدی در هفته چهارم مرداد، بالاتر از تمام گروه‌های فعال بازار ایستاد.

 ترکیه‌: یاوه‌گویی نتانیاهو علیه اردوغان نشان‌دهنده ناتوانی اسرائیل است
۲ ساعت قبل / خبرگزاری مهر

ترکیه‌: یاوه‌گویی نتانیاهو علیه اردوغان نشان‌دهنده ناتوانی اسرائیل است

نهادهای ترکیه ای با صدور بیانیه‌هایی جداگانه، اهانت‌های دفتر نتانیاهو به اردوغان را محکوم کرده و آن را نشانه‌ای آشکار از ناتوانی رژیم تل آویو دانستند.