
جوان آنلاین: صبح یک روز تعطیل، جاده باریک منتهی به روستا هنوز از گرمای آفتاب پر نشده است که یک مینیبوس خاکگرفته کنار مدرسه نیمهکاره میایستد. چند جوان با کولههایی سبک و دستهایی آماده، وسایل را پایین میآورند؛ یکی متر و ریسمان را برمیدارد، دیگری جعبه کمکهای اولیه را آن یکی هم بستههای کتاب و برگههای آزمون را. اینجا و در اردوی جهادی همه چیز عشق است و نوعی حضور فشرده در خط مقدمِ کمبودهاست. از دیوارچینی و تعمیر سرویس بهداشتی مدرسه تا کلاس تقویتی، از ویزیت ساده تا آموزش بهداشت از بازی و نمایش برای کودکان تا گفتوگوی جدی با نوجوانی که خانوادهاش بین مهاجرت و ماندن گیر کرده است. در مناسبتها، بحرانها و روزهای معمولی، جهادگران میآیند تا خلأها را پر کنند و خدمتی ارائه کنند که ماندگار باشد. تصویرهای آشنا، معمولاً لبخند کودکان و دیوارهای تازهرنگشده را قاب میگیرند، اما پشت همین قابها، داستانهای پیچیدهتری جریان دارد. در منطقهای که مدرسهاش کمامکانات است یا درمانگاهش نوبتهای دور دارد، حضور چندروزه میتواند هم امید بسازد و هم انتظار. گاهی یک مشاوره دقیق، مسیر تحصیل نوجوانی را تغییر میدهد و گاهی یک اقدام شتابزده، حساسیت فرهنگی ایجاد میکند. اردوهای جهادی در مرز باریکی حرکت میکنند: میان خدمت فوری و توانمندسازی پایدار. جهادگران در چند جبهه همزمان اردوهای جهادی طی دو دهه گذشته به یکی از نمادهای مشارکت اجتماعی در ایران تبدیل شدهاند. پدیدهای که از دل داوطلبی جوانان شکل گرفته و به مرور، شبکهای از گروههای تخصصیتر را هم در خود جا داده است. جهادگران در زمانهای متفاوت وارد میدان میشوند. از ایام تعطیل و مناسبتهای مذهبی و ملی و فصلهای بحرانی سیل و زلزله گرفته تا دورههایی که کمبود خدمات آموزشی و درمانی پررنگتر میشود. کار آنها فقط عمران نیست. در کنار ساختوساز، تعمیر خانههای آسیبدیده، لایروبی، رنگآمیزی مدرسه و بهسازی معابر، فعالیتهای فرهنگی و آموزشی هم جریان دارد، کلاسهای تقویتی، مشاوره تحصیلی، مهارتآموزی، برنامههای تربیتی، کتابخانههای کوچک محلی و کارگاههای بهداشت. همین چندوجهی بودن، امتیاز و در عین حال چالش اصلی است. امتیاز از آن جهت که نیازهای مناطق کمبرخوردار معمولاً زنجیرهای است و یک خدمتِ منفرد، مسئله را حل نمیکند، چالش …



