
جوان آنلاین: سه ماه طلایی تابستان برای کودکان و نوجوانها فرصتی است که از آموزش خشک رسمی و کسالتبار زیر فشار نمره و آزمون فاصله بگیرند و محتوای آموزشی را به مثابه فعالیتی خلاقانه، بازیطور و مهارتافزا تجربه کنند، اما با تأسف نه نهادهای رسمی آموزشی و نه سازمانهای مردمنهاد برنامهای مدون و قابل اجرا در این زمینه ندارند. گفتوگوی ما با دکتر مطهره قمری، پژوهشگر در حوزه آموزش و معلم مقطع ابتدایی به این موضوع میپردازد. تابستان برای نظام آموزشی ما یک فصل نامرئی است. نظام آموزشی ما با تابستان چه کاری میتواند انجام دهد؟ تابستان از گذشته تا به امروز برای نظام آموزشی ما یک «دوره طلایی بلاتکلیف» بوده است. نظام آموزشی ما عملاً پیشنهاد و برنامهای برای تابستان ندارد، انگار کسی دکمه خاموش آموزش را فشار داده باشد. بنابراین دانشآموزانی را میبینیم که خسته از تقویم سخت تحصیلی، به استقبال تعطیلات میروند و در مقابل نظام آموزشی که تلاش میکند نهایتاً با برگزاری کلاسهای جبرانی کمبازده، همان مسیر خستهکننده طول سال را تکرار کند، اما در عصر تغییرات سریع تکنولوژیک و اجتماعی، وقت آن رسیده که شکاف میان «دانش نظری مدرسه» و «مهارتهای کاربردی زندگی» را در فصل تابستان پر کنیم. شاید یکی از مناقشههای جدی در این میان به تلقی ما درباره اوقات فراغت برمیگردد. آیا تلقی کهنه و بسته ما درباره اوقات فراغت در این زمینه تأثیرگذار نبوده است؟ اوقات فراغت در ادبیات تربیتی امروز، دیگر به معنای «خالی بودن وقت» نیست، بلکه زمان «کشف استعداد» است. وقتی دانشآموز در پایان دوره ابتدایی یا متوسطه با انبوهی از فرمولهای حفظشده، اما بدون کوچکترین توانایی در مدیریت هیجانها یا حل یک مسئله اقتصادی ساده فارغالتحصیل میشود، یعنی سیستم در «مهارتافزایی» شکست خورده است. تابستان بهترین فرصت برای جبران این شکست است تا ذهن سیال و خلاق دانشآموز را از زیر چتر بسته دانستگی، فرمولهای حفظ شده یا حتی نظریههای بیش از حد جدی بیرون بکشیم. در چه صورت میتوان اوقات فراغت را به یک پروژه خلاقانه بدل کرد؟ اگر نظام آموزشی ما اوقات فراغت را به مثابه «یک دوره کارآموزی اختیاری، اما جذاب» تعریف کند، میتوانیم فرهنگ «کلاسگریزی» را به «مهارتجویی» تغییر دهیم. اوقات فراغت معمولاً به عنوان زمانی تعریف میشود که در …










