
جوان آنلاین: موکبداران، میزبانان بیادعای بزرگترین اجتماع مردمی جهان هستند. ماهها پیش از آغاز اربعین، تهیه امکانات، هماهنگی نیروها و آمادهسازی موکب را شروع میکنند تا چند روز، بیوقفه در خدمت زائران باشند. اما وقتی از آنها میپرسید خودشان از این خدمت چه سهمی میبرند، پاسخشان معمولاً یک جمله است؛ «ما بیشتر از زائران بهره میبریم.» علی آمرهای، ۵۰ساله، ۱۲ سال است که همراه خانواده و چند نفر از بستگانش در یکی از موکبهای مسیر نجف به کربلا از زائران پذیرایی میکند. او میگوید هر سال، با پایان اربعین، دلتنگی تازهای آغاز میشود. دلتنگی برای روزهایی که خدمت، تنها دغدغه زندگیشان بود.
چه چیزی باعث میشود هر سال دوباره این مسیر را انتخاب کنید؟
اربعین برای ما فقط چند روز کار و زحمت نیست. یک قرار عاشقانه است که از ماهها قبل برایش آماده میشویم. از همان روزی که موکب سال قبل جمع میشود، ذهنمان درگیر اربعین بعدی است، اینکه چه امکاناتی باید فراهم کنیم، چه کمبودهایی را جبران کنیم و چگونه بتوانیم بهتر از سال قبل از زائران پذیرایی کنیم. شاید خیلیها تصور کنند خستگی این کار زیاد است، اما وقتی زائری خسته وارد موکب میشود و چند دقیقه بعد با لبخند و دعای خیر از آن خارج میشود، احساس میکنیم همه آن سختیها ارزش داشته است. این لبخند، خستگی چند ماه تلاش را از تن آدم بیرون میکند. برای ما، خدمت فقط غذا دادن یا آماده کردن محل استراحت نیست. اربعین فرصتی است تا تمرین کنیم چگونه میتوان بدون هیچ چشمداشتی برای رضای خدا به دیگران خدمت کرد.
در این سالها، کدام صحنه بیشتر از همه در ذهنتان مانده است؟
اگر بخواهم از خاطرات اربعین بگویم، شاید ساعتها زمان لازم باشد. هر سال دهها صحنه میبینیم که تا مدتها در ذهنمان باقی میماند. یک سال، پیرمردی با زحمت زیاد خودش را به موکب رساند. غذا گرفت، اما قبل از اینکه خودش چیزی بخورد، ظرف غذا را به جوانی داد که حال مساعدی نداشت. بعد با لبخند گفت: «من بعداً میخورم، اول او بخورد.» آن صحنه برای من یک درس بزرگ بود. فهمیدم ایثار فقط در کتابها یا خاطرات دفاع مقدس نیست؛ همین امروز هم میان آدمهای معمولی زندگی میکند. سال دیگری، پسربچهای عراقی را دیدم که با جدیت کفش زائران را مرتب میکرد. از پدرش پرسیدم چرا این کار را به …






