قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۱

فرار از بن‌بست با تهدید

امریکا، ناتوان از پیگیری راهبرد تغییر رژیم در ایران و ناکام در میدان نظامی، در جست‌وجوی نشانه‌های پیروزی در جنگ برای اعلان عمومی است. پروژه بزرگنمایی و دروغ‌...
 فرار از بن‌بست با تهدید

امریکا، ناتوان از پیگیری راهبرد تغییر رژیم در ایران و ناکام در میدان نظامی، در جست‌وجوی نشانه‌های پیروزی در جنگ برای اعلان عمومی است. پروژه بزرگنمایی و دروغ‌بافی‌های ترامپ در مورد تضعیف قدرت ایران و رسیدن آن به لبه تسلیم به منظور القای پیروزی امریکا در جنگ، رویدادی بود که نه‌تنها جواب نداد، بلکه در وارونه‌ترین شکل ممکن، اعتبار او را نزد همگان به چالش کشید. وضعیت به گونه‌ای است که حتی اگر داده‌های جعلی ترامپ در مورد ایران قابل باور باشد، تهدیدات مکرر وی در مورد انهدام زیرساخت‌های ایران، نافی ادعای او خواهند بود. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که اگر امریکا به مرز پیروزی نزدیک است، چرا ترامپ دائماً لفاظی‌های تهدیدآمیز را در مورد ایران به‌کار بسته و دائماً روی آن تأکید دارد؟ 

جواب سؤال کاملاً مشخص است. تهدید‌های گزاف و رعب‌آور اساساً زمانی استفاده می‌شوند که میدان عمل در یک بحران فزاینده گرفتار شده و راهی جز عقب راندن طرف مقابل با ابزار ارعاب وجود نداشته باشد. در واقع، طرف درگیر بحران از ارعاب کلامی به‌عنوان یک سلاح جایگزین استفاده می‌کند. این تهدیدها، نمایشی از قدرت هستند در شرایطی که قدرت واقعی در دسترس نیست. امریکا دقیقاً در این نقطه ایستاده و تهدیدات ترامپ در مورد ایران و نمونه‌هایی، چون تخریب زیرساخت‌های انرژی، هم ابزاری برای ایجاد هراس، انفعال و تغییر دادن رویکرد تهاجمی ایران است. زیرا تداوم رویکرد ایران در قبال امریکا، سبب شده که هزینه جنگ برای امریکا و متحدانش به‌طور قابل‌توجهی افزایش یابد، ولی در ازای آن ایران بتواند اهرم‌های راهبردی خود را حفظ کند. 

ترامپ همراه با این اقدامات انحرافی، با طرح توافق و مذاکره به‌عنوان آخرین راه‌حل، سعی دارد آن را نه یک راه حل از سوی خود، بلکه نوعی درخواست از جانب ایران جلوه دهد. در واقع، ترامپ تمایل ذاتی خود برای مذاکره و توافقی که بتواند اهداف ناکام را به موفقیت برساند، ابراز می‌کند و از طرفی تلاش می‌کند انتساب آن به خودش را با تهدید رفع کند. 

ترامپ در دور جدید دروغ‌بافی‌هایش، ادعا کرد در پاسخ به درخواست ایران و برخی کشور‌های خاورمیانه، حملات تازه را مشروط به توافقی شامل بازگشایی تنگه هرمز و پایان تهدید هسته‌ای ایران متوقف کرده است. این در حالی است که ترامپ همواره با تهدید انهدام زیرساخت‌ها، تلاش کرده فضایی را برای مذاکره تحت فشار‌های حداکثری فراهم کند و از این راه حداقل بتواند دستاوردهایی، چون باز شدن مقطعی تنگه هرمز را کسب کند. به گزارش وال‌استریت ژورنال، ترامپ در آخرین لحظه، حمله جدید را به امید توافق متوقف کرد، اقدامی که نشان می‌دهد فشار نظامی به اهداف مورد نظر واشینگتن نرسیده است. 

با وجود این لفاظی‌ها، منابع غربی معتقدند که ادعا‌های ترامپ برای ارزیابی جنگ قابل اتکا نیستند. اخیراً سی‌ان‌ان اعلام کرده ترامپ در ابتدای جنگ گفت که عملیات «حداکثر چهار هفته» طول می‌کشد و «کار سختی نیست»، اما پس از نزدیک به پنج ماه، جنگ همچنان ادامه دارد و ترامپ دائماً تهدید به تشدید حملات علیه ایران می‌کند. این الگو یادآور جنگ‌های قبلی امریکا مانند ویتنام و عراق است که در آنها برآورد‌های خوش‌بینانه اولیه با واقعیت تلخ طولانی‌شدن جنگ در تناقض بود. 

از سوی دیگر، این تهدیدات بیانگر عدم نقشه راه و بلاتکلیفی در اتاق جنگ امریکا برای خروج از یک بحران راهبردی است. در حال حاضر، علایم این موضوع در عملیات سریع و دفعی امریکا برای به دست آوردن دستاورد‌های حداقلی دیده می‌شود، جایی که ایران با صبر راهبردی و عملیات نافذ و گسترده و مقطعی، هزینه را برای امریکا تشدید کرده است. به عقیده فایننشال تایمز، هدف ایران پیروزی نظامی سریع نیست، بلکه فرسوده کردن اراده سیاسی و اقتصادی امریکا است. این وضعیت باعث شده واشینگتن به جای تحمیل پایان جنگ، درگیر مدیریت بحران شود.



۷ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

آیا شیوخ دنبال فکر بهتری به‌جای «پایگاه‌های امریکا» هستند؟!

جوان آنلاین: حملات غافلگیرانه و تلافی‌جویانه ایران در قالب راهبرد جنگ منطقه‌ای به پایگاه‌ها و مراکز اطلاعاتی امریکا در منطقه، به ویژه جنوب خلیج‌فارس، نقطه عطفی در راهبرد تهاجمی ایران قلمداد می‌شود. این حملات با وارد کردن شوک به کاخ سفید، نتیجه جنگ را از دسترس آن خارج کرد و ابتکار عمل را در اختیار ایران قرار داد. 

به همین دلیل، ضربات ایران به پایگاه‌های امریکایی هزینه‌های گزاف نظامی، سیاسی و امنیتی را به دشمن وارد کرد که پیش از بسته شدن تنگه هرمز، نقش اولیه و مهمی در ایجاد بازدارندگی ایران و تمنای امریکا برای مذاکرات دارد. 

وجود عنصر تعیین‌کننده غافلگیری در کنار به‌کارگیری تسلیحات پیشرفته موشکی و پهپادی، حملات کوبنده به پایگاه‌های امریکایی را رقم زد و ادعای دست برتری و هیمنه بلامنازع توان نظامی ایالات متحده را فرو ریخت. بسیاری از مقام‌های نظامی امریکایی دلیل ضربات وارده به پایگاه‌ها را عدم پیش‌بینی درست کاخ سفید در جنگ می‌دانند. آنها می‌گویند: «وضعیت پایگاه‌ها نشان‌دهنده برآورد نادرست دولت امریکا از نحوه واکنش ایران است، زیرا پیش از آغاز جنگ، اقداماتی مانند کاهش نیرو‌های غیرضروری در سفارتخانه‌ها یا هشدار به شهروندان امریکایی برای ترک منطقه انجام نشده بود». 

به گفته برخی مقامات نظامی امریکا، این خسارت‌ها به حدی است که نمی‌توان از این پایگاه‌ها در جنگ احتمالی بهره جست. دیوید پترائوس، فرمانده پیشین سنتکام و رئیس پیشین سازمان سیا، در جدیدترین اظهارات خود اعتراف کرد که پایگاه‌های سابق ما دیگر قابل استفاده نیستند. این مقام امریکایی در ادامه با تشریح خسارت‌های مهم وارده به پایگاه‌های بحرین در پی حملات اخیر ایران، تصریح کرد که تداوم ظرفیت عملیاتی پهپادی و موشکی ایران، تهدید را به‌صورت پایدار حفظ کرده و عملاً بهره‌برداری از این تأسیسات را معلق نگه داشته است. 

واشینگتن‌پست در گزارشی درباره وضعیت پایگاه‌های امریکایی و خسارات وارده به آنها، به نقل از مقامات امریکایی، از احتمال خارج کردن نیرو‌ها از خلیج‌فارس نوشت و دلیل آن را آسیب‌دیدگی بر اثر حملات موشکی و پهپادی ایران دانست. به گفته این رسانه، بردلی کوپر، رئیس سنتکام، نیز از بحث‌هایی درباره انتقال احتمالی نیرو‌های امریکایی از خلیج‌فارس به سمت غرب حمایت می‌کند. این رسانه چند ماه پیش گزارش داده بود که بیش از ۲۰۰ تأسیسات امریکایی در طول این درگیری آسیب دیده یا منهدم شده‌اند. بر اساس گزارش نیویورک‌تایمز در فروردین، بسیاری از ۱۳پایگاه نظامی امریکا در غرب آسیا پس از حملات گسترده ایران عملاً غیرقابل استفاده شده‌اند و این موضوع توان عملیاتی نیرو‌های امریکایی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. در نتیجه، بسیاری از نیرو‌ها مجبور به ترک پایگاه‌ها و انتقال به هتل‌ها و ساختمان‌های اداری شده‌اند و بخش قابل توجهی از نیرو‌های زمینی عملاً از راه دور فعالیت می‌کنند، در حالی که هزاران نفر از حدود ۴۰ هزار نیروی اولیه به مناطق دورتر، از جمله اروپا، منتقل شده‌اند و این وضعیت اجرای عملیات را با پیچیدگی‌های جدی مواجه کرده است. 

در دور دوم حملات ایران به پایگاه‌های امریکا در اردن که ابعاد جغرافیایی گسترده‌تری داشت، بهره‌برداری کامل و امن از این پایگاه‌های مهم که نقش مهمی برای عملیات هوایی امریکا ایفا می‌کرد، دچار اختلال شد، ظرفیت پهپادی و هوایی کاهش یافت و هزینه‌های حفاظتی و تعمیراتی افزایش پیدا کرد. در نتیجه، امریکا به سمت پراکنده‌سازی و تغییر آرایش نیرو‌ها سوق داده شد. علاوه بر آن، حملات ایران ضرباتی را به ناو‌های امریکا به عنوان رکن اصلی قدرت نظامی وارد کرد. منابع امریکایی می‌گویند مشکلات لجستیک ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن درست پس از آن آغاز شد که ایران بخش عمده‌ای از ناوگان پنجم دریایی امریکا در بحرین را ویران کرد. 

در این بین، اثبات ضعف تعهدات دفاعی امریکا به کشور‌های عرب حاشیه خلیج‌فارس، جایگاه واشینگتن را در میان این کشور‌ها به شدت تنزل داده است. جنگ اخیر با ایران، ماهیت چتر امنیتی امریکا را به چالش کشیده و نشان داده که حضور نظامی گسترده ایالات متحده نه‌تنها بازدارندگی ایجاد نمی‌کند، بلکه خود میزبانان این پایگاه‌ها را به اهداف مشروع مستقیم حملات تبدیل کرده است. برخی تحلیل‌ها، پیمان مکه را رویدادی برآمده از این نگاه جدید حکام عرب می‌دانند که هدف آن، جایگزین کردن ائتلاف‌های منطقه‌ای به جای اتکای صرف به امریکا است. 

 تلاش مزورانه برای تغییر در محاسبات ایران. 

اما این اظهارات روی دیگر سکه را نیز دارد. گرچه تردیدی درباره ضربه به توان نظامی امریکا وجود ندارد و داده‌ها حکایت از تخریب گسترده در پایگاه‌ها دارد، از منظر دیگر، اذعان به ناکارآمدی پایگاه‌ها می‌تواند برای ایجاد خطا در محاسبات تهران باشد، به این گونه که وانمود کند فعالیت‌های پیدا و پنهان امریکا برای بازسازی و تقویت این پایگاه‌ها در حملات آتی، ناچیز است و با انگیزه‌های مختلفی جز استفاده از آنها در جنگ پیش رو صورت می‌گیرد. ادبیاتی که با هدف کاهش ضریب و عاملیت این پایگاه‌ها به کار می‌رود، اما در رصد نیرو‌های مسلح ایران قرار دارد. 

 جنگ اقتصادی 

امریکا اگر می‌دانست که جنگ نظامی کارساز خواهد بود، لحظه‌ای تعلل نمی‌کرد. اقدام ترامپ برای ایجاد تحریم یا فشار اقتصادی حداکثری خفه‌کننده به این معنا است که امریکا در مورد آغاز جنگی فراگیر دچار تردید راهبردی است و تلاش می‌کند که با ایجاد زمینه‌های مختلف، جنگ یا مقدمات جنگ را فراهم آورد یا به دلیل فقدان راهبرد علیه ایران، به روش‌های کهنه خود همچون تحریم رجوع کند. 

به همین دلیل، جنگ اقتصادی نشان‌دهنده عدم موفقیت، تردید و آشوب تصمیم‌گیری برای ایجاد یک نقشه راه هدفمند با چشم‌انداز روشن در مورد ایران است. تقویت فشار حداکثری در مورد ایران، به نوعی بیانگر نبود گزینه علیه ایران و بازگشت امریکا به سیاست‌هایی است که بار‌ها تحلیل‌گران و مقامات کاخ سفید به ناکارآمدی آن اعتراف کرده بودند. 

استفاده ترامپ از واژگانی، چون «خفه‌کننده»، در واقع تلاشی برای ارعاب، بزرگ‌نمایی اثرات تحریم‌ها و القای احتمال فشار‌های اقتصادی طاقت‌فرسا بر مردم ایران است؛ اقدامی که از یک طرف بازنمایی از وضعیت بلاتکلیفی راهبردی در اتاق فکر کاخ سفید و از طرف دیگر، در بطن خود برنامه‌ای برای آشفتگی و کاهش امنیت روانی در ایران دارد. 

امریکا و رژیم اسرائیل سعی دارند که با راه‌اندازی اغتشاشات با انگیزه اقتصادی و ورود مزدوران مسلح به تجمعات، وقایعی هولناک‌تر و فجیع‌تر از دی‌ماه گذشته رقم بزنند و آن را به مرحله جنگ داخلی بکشانند. اقدامی که پیش از این نیز به عنوان مکمل اهداف جنگ روی میز کاخ سفید قرار داشت. قبل از آغاز جنگ، رسانه نیویورک‌تایمز افشا کرده بود که ترامپ با اطمینان خاطر به طرح موساد برای شعله‌ور شدن مجدد اغتشاشات در ایران در میانه جنگ، نبرد با ایران را کلید زد.


۳۷ دقیقه قبل / سایت مشرق

ایران ایستاد، آمریکا فرسوده شد

به گزارش مشرق، در این یادداشت با عنوان «پس از شش ماه جنگ، ترامپ همچنان در برابر ایران بازنده است» آمده است:

فکری هم به حال ملوانان ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» بکنید. در حالی که عملیات نظامی آمریکا علیه ایران ادامه پیدا کرده، مأموریت این ملوانان در ناو هواپیمابر مذکور اکنون ماه‌ها بیشتر از مدت برنامه‌ریزی‌شده طول کشیده و گزارش‌های متعددی درباره وخامت شرایط، از جمله کاهش ذخایر مواد غذایی و آب آشامیدنی و همچنین تضعیف روحیه نیروها منتشر شده است. هفته گذشته، روزنامه «میلیتاری تایمز» با استناد به گزارش اعضای خانواده نظامیان گزارش داد که دست‌کم دو نفر از نیروهای مستقر در لینکلن تلاش کرده‌اند خود را به دریا بیندازند.

دریاسالار «برد کوپر»، فرمانده سنتکام، که آخر هفته از این ناو بازدید کرد، شرایط موجود را «به‌طور منحصربه‌فردی دشوار و سخت» توصیف کرد، اما در عین حال گفت «بخش‌های زیادی» از این وضعیت نامطلوب، «خبر قدیمی» است و پیش‌تر مورد رسیدگی قرار گرفته است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نیز کل این بحث را «اخبار جعلی» خواند. «پیت هگست»، وزیر دفاع آمریکا، هم گفت شرایط «کاملاً وارونه جلوه داده شده» و به خبرنگاران گفت که آمریکا می‌تواند محاصره دریایی بنادر ایران را «برای مدت نامحدود» ادامه دهد.

فکری هم به حال مردم ایران بکنید؛ مردمی که از اواخر فوریه، زمانی که ترامپ در کنار اسرائیل جنگی را با هدف اعلامی سقوط نظام سیاسی مستقر در ایران آغاز کرد، هدف حدود ۱.۵ میلیون پوند مهمات قرار گرفته‌اند که در حدود ۱۰ هزار سورتی پرواز از سوی نیروهای مستقر در ناو لینکلن بر ایران فرود آمده است.

شش ماه بعد از این تاریخ، دشوار است که نتیجه این جنگ را چیزی جز یک شکست عمیق راهبردی برای آمریکا بدانیم. ایران در واکنش به این حملات به لاک دفاعی فرو رفت و با استفاده از توانمندی‌های نامتقارن خود، تنگه حیاتی هرمز را بست و از موقعیت جغرافیایی کشور به شیوه‌ای استفاده کرد که پیش از آن سابقه نداشت؛ اقدامی که با هدف تحمیل هزینه به اقتصاد جهانی و افزایش فشار بر واشنگتن انجام شد.

اکنون هیچ‌یک از اهداف اولیه‌ای که ترامپ مطرح کرده بود از جمله تعطیلی برنامه هسته‌ای ایران و برچیدن توانمندی‌های موشک‌های بالستیک این کشور، محقق نشده است. در عوض، آمریکا اکنون در تلاش است راهی برای محروم کردن ایران از ابزاری پیدا کند که اساساً تنها به دلیل مداخله ترامپ در اختیار تهران قرار گرفته است: تنگه هرمز.

با وجود ابتکارهای اخیر ترامپ و متحدانش، نفت و دیگر کالاهای حیاتی همچنان آزادانه از این آبراه عبور نمی‌کنند و قیمت سوخت نیز همچنان بالاست. ایران همچنان به نفتکش‌ها حمله می‌کند و انتظار دارد حتی پس از دستیابی به یک توافق دیپلماتیک نیز نوعی کنترل بر تنگه هرمز را حفظ کند.

ایران همچنان سرسختانه ایستاده است. روز سه‌شنبه، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، گفت تنگه هرمز تا زمانی که دارایی‌های ایران در خارج آزاد نشود، تحریم‌های نفتی علیه ایران لغو نشود و عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل به‌طور کامل متوقف نشود، بسته خواهد ماند.

انتصاب‌های جدید در پست‌های ارشد امنیتی از سوی رهبر جدید ایران، ممکن است نشانه‌ای از آمادگی تهران برای منتظر ماندن و فرسوده کردن توانایی‌های ترامپ باشد.

«ولی نصر» استاد مطالعات خاورمیانه و امور بین‌الملل در دانشگاه جانز هاپکینز، می‌گوید: «ایران از این جنگ بسیار قدرتمندتر بیرون آمده است؛ نه فقط از نظر ثبات نظام، بلکه به‌طور کلی از نظر اعتمادبه‌نفسی که به دست آورده است.»

او افزود: «بنابراین، لیوان برای ایران قطعاً نیمه‌پر است و حتی اگر از صفات قطعی مانند "پیروز شدن" و "باختن" استفاده نکنیم، کاملاً روشن است که برای آمریکایی‌ها لیوان نیمه‌خالی است.»

ترامپ جنگ را در اوج اعتمادبه‌نفس آغاز کرد. سهولت نسبی عملیات او برای برکناری «نیکلاس مادورو»، رئیس‌جمهور ونزوئلا، احتمالاً او را به این باور رسانده بود که قدرت آمریکا بر همه چیز برتری دارد. اما ترامپ بیش از حد اعتمادبه‌نفس داشت و اکنون خود را در وضعیتی می‌بیند که قادر به پایان دادن به جنگی نیست که هیچ‌یک از همسایگان ایران نمی‌خواستند او آغازش کند.

قدرت آمریکا نیز به‌وضوح تضعیف شده است. آمریکا بخش قابل‌توجهی از ذخایر مهمات هدایت‌شونده دقیق و تجهیزات پدافند هوایی خود را مصرف کرده و شاهد حملات قابل‌توجه ایران به مجموعه پایگاه‌های نظامی‌اش در منطقه بوده است؛ حملاتی که به زیرساخت‌های غیرنظامی و انرژی در سراسر منطقه نیز آسیب زده است.

برخی کشورها، مانند امارات متحده عربی، علاقه‌ای به تهران ندارند، اما می‌دانند که رویکرد جنگ‌طلبانه کنونی ترامپ لزوماً به نفع آنها نیست.

تشکیل یک ائتلاف دفاعی سه‌جانبه جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان ــ که ترامپ نیز به‌صورت علنی از آن استقبال کرده ــ نمادی از منطقه‌ای است که در حال اندیشیدن به فراتر از آمریکا و ایجاد موازنه در برابر عدم‌قطعیت ناشی از یک ایران مقاوم و اسرائیلی تهاجمی است.

«الکس واتانکا» مدیر برنامه ایران در مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، به من گفت: «تغییر بزرگ‌تر این است که پایتخت‌های کشورهای خلیج فارس دیگر صرفاً از همسویی با سیاست فشار حداکثری احساس راحتی نمی‌کنند. آنها به‌طور فزاینده‌ای خواهان استقلال از هر دو طرف، یعنی واشنگتن و تهران، هستند.»

به گفته ولی نصر، «اکنون همه آمریکا را ضعیف‌تر از گذشته می‌بینند.» او مشکلات ترامپ را بخشی از «فروپاشی شتابان قدرت و اعتبار آمریکا» می‌داند و می‌گوید: «وقتی این جنگ تمام شود، آمریکا با جهانی مواجه خواهد شد که بسیار دشوارتر می‌توان آن را حول یک سیاست منسجم هدایت کرد.»

این جنگ در داخل آمریکا نیز عمیقاً نامحبوب است و به عاملی سنگین بر چشم‌انداز انتخاباتی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای پیش رو تبدیل شده است.

«الی گران‌مایه» پژوهشگر ارشد سیاست‌گذاری در شورای روابط خارجی اروپا، می‌گوید: «ترامپ خود را در جنگی گرفتار کرده که برای آمریکا قابل پیروزی نیست.»

او افزود: «به نظر می‌رسد او اکنون در دام خطای هزینه‌های ازدست‌رفته گرفتار شده است؛ این تصور که چون آمریکا منابع، مهمات و اعتبار زیادی را در این جنگ هزینه کرده، نمی‌تواند پیش از رسیدن به یک پیروزی تعیین‌کننده عقب‌نشینی کند.»

اما به نظر می‌رسد تهران معتقد است می‌تواند هم ترامپ را فریب دهد و هم در برابر او دوام بیاورد.

«گرگوری برو» کارشناس ایران و انرژی در گروه اوراسیا، یک شرکت مشاوره ریسک سیاسی، به من گفت: «ایران اکنون اطمینان دارد که می‌تواند بمباران‌های آمریکا را تحمل کند و این موضوع هرگونه تهدید نظامی احتمالی آمریکا در آینده را به‌شدت تضعیف می‌کند.»

او افزود: «علاوه بر این، اکنون آمریکا تا حد زیادی از اقدام تهاجمی‌تر علیه ایران بازداشته شده است، زیرا از خطر واکنش گسترده ایران هراس دارد.»

این هفته، مهلت ۶۰ روزه‌ای که در ماه ژوئن، به‌عنوان بخشی از یک تفاهم‌نامه پیشین میان آمریکا و ایران برای حل اختلافات گسترده‌تر دو کشور تعیین شده بود، بدون سر و صدای چندانی به پایان رسید. این اتفاق نشانه‌ای از شکنندگی و غیرجدی بودن دور جدید دیپلماسی میان دو طرف بود.

روز سه‌شنبه، ترامپ در دفتر بیضی‌شکل کاخ سفید با خشم خواستار آن شد که ایران «پرچم سفید تسلیم را بالا ببرد» و همزمان عمان ــ که یکی از واسطه‌های مهم دیپلماتیک است ــ را به دلیل مذاکرات موازی با ایران درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز به حملات نظامی تهدید کرد.

او همچنین به کره جنوبی حمله لفظی کرد و تصمیم شگفت‌انگیز خود برای کاهش رزمایش‌های نظامی با این کشور را با آنچه عدم همکاری سئول در حمایت از جنگ ترامپ در خاورمیانه خواند، توجیه کرد.

سپس، شاید در آشکارترین نشانه از سرخوردگی او، رئیس‌جمهور آمریکا نقشه‌ای عجیب را در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» منتشر کرد که در آن تنگه هرمز با عنوان «قلمرو آمریکا» مشخص شده بود. اما ترامپ نمی‌تواند با تغییر نام‌ها یا مصادره لفظی جغرافیا از این فاجعه خارج شود. برخی تحلیلگران این شکست را از همین حالا با فجایع جنگ‌های ویتنام و عراق مقایسه کرده‌اند.

محمدباقر قالیباف در واکنش به تهدیدهای جدید مقام‌های دولت ترامپ برای اعمال فشار حداکثری علیه ایران، در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «منتظر نباشید گروه دلقک‌ها از کلاه خود خرگوشی بیرون بیاورند و گندی را که خودتان زده‌اید پاک کنند.»


۴ ساعت قبل / روزنامه ستاره صبح

آیا حمله اتمی در راه است؟

مناسبات قدرت در جهان برآشفته کنونی به گونه‌ای دگرگون شده که بازیگران نظام جهانی نه‌تنها هژمونی، بلکه بیشتر راهبرد بقا را دنبال می‌کنند. بازیگران بزرگ نظام جهانی مانند ایالات متحده امریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپا و در نهایت ایران با روندی از تهدید بقا روبه‌رو هستند که مؤلفه‌های آن پنهان و غیرشفاف هستند.

راهبرد بقا در بستر آنارشی دهه سوم قرن ۲۱ بر ادامه کنش بازیگران در بدترین شرایط ممکن و کمترین امکان کنش سازگار با دگرگونی مناسبات قدرت، بنیان شده و چشم انداز کنشگری بازیگران را تعریف می‌کند. منابع محدود یا کمیاب بازیگران در مناسبات قدرت با وجود جنگ افزارهای نسل ۵ و نسل ۶ جنگنده‌ها، موشک‌های بالستیک هوش مصنوعی و...، انقلاب پهپادی در جنگ‌های چند سال اخیر را برساخته که جنگ روسیه و اوکراین از فوریه ۲۰۲۲ تا تهاجم فراگیر یک سال گذشته اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران با این انقلاب پهپادی شناخته می‌شوند.

در کنار انقلاب پهپادی در میدان جنگ‌های جهانی که هنر جنگ قرن 21 را شکل داده، ناتوانی قدرت‌های بزرگ یا ابرقدرت‌های نظامی جهان برای پیروزی کامل و پایان جنگ با مزایای بیشمار، سیاست‌گذاران را به سوی جنگ افزارهای هسته‌ای یا بمب اتمی متمایل کرده است. ناتوانی روسیه در شکست اوکراین، ناتوانی اتحاد اسرائیل، امریکا و اعراب در شکست ایران و... سبب بروز انگاره اثرگذاری بمب اتمی برای پایان جنگ شده است.

انگاره تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا و اسرائیل به ایران برای باز کردن تنگه هرمز و پایان جنگ، همسانی روزافزونی با انگاره پایان جنگ اوکراین با بمب اتمی دارد! این دو انگاره بر الگوی ضربه سخت برای بازگشت به نظم پیشین یا همان نظم دو ابرقدرتی بنیان شده که دارای طرفدارانی در دولت دونالد ترامپ، دولت پوتین و بلکه برخی سیاستمداران تندروی اروپایی است. رویکردی هراسناک از تاکتیکی که می‌تواند جهان را به آتش کشیده و پایان تاریخ را رقم زند.

در اندیشه سیاست‌گذاران راهبردی غربی به‌ویژه ایالات متحده امریکا و برخی دولت‌های اروپایی، راه نهایی برای پایان جنگ اوکراین و روسیه، تشویق روسیه برای تهاجم اتمی به اوکراین است که اوکراین، قربانی منافع بازیگران بزرگ می‌شود. سیاست‌گذاران تندروی ایالات متحده امریکا به دنبال راهکاری برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ یک سال گذشته امریکا و اسرائیل با ایران هستند که گویا تنها با بمب اتم و تهاجم اتمی به ایران امکان‌پذیر است. پیشینه تاریخی اروپای جنگ افروز و ایالات متحده ابرقدرت نشان می‌دهد که رهبران آنها، صلح را با کشتار فراگیر و جهان ویران امکان‌پذیر می‌دانند.

بنابراین جهان آشفته کنونی می‌تواند بار دیگر کارزار جنگ اتمی یا تهاجم اتمی بازیگران علیه یکدیگر باشد. روند رویدادهای جهان آشفته و مناسبات جدید قدرت که مورد پسند قدرت‌های بزرگ نیست، وحشت از جنگ اتمی را بر افکار عمومی چیره کرده است و سیاست‌گذاران را سرگردان می‌سازد. عادی‌سازی تهاجم اتمی به اوکراین یا ایران در افکار عمومی را می‌توان در اخبار و تحلیل‌های روزمره رسانه‌های بین‌الملل دنبال کرد که در چارچوب هشدارهایی از سوی سیاستمداران یا کارشناسان مطرح می‌شوند.

منبع:‌ دیپلماسی ایرانی




 تفویض اختیار از سوی رئیس‌جمهور به استانداران زمینه بهره‌گیری از ظرفیت‌های استانی را فراهم آورد
۷ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

تفویض اختیار از سوی رئیس‌جمهور به استانداران زمینه بهره‌گیری از ظرفیت‌های استانی را فراهم آورد

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به ظرفیت‌های گسترده اقتصادی و ترانزیتی شرق کشور، بر ضرورت فعال‌سازی ظرفیت‌های مناطق مختلف کشور، افزایش ارتباط با همسایگان شرقی، اصلاح ساختارهای اداری و تفویض اختیار به استان‌ها تأکید کرد.

 میزان کسری روزانه بنزین در ایران؛ ۴ میلیون لیتر
۶ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

میزان کسری روزانه بنزین در ایران؛ ۴ میلیون لیتر

آرمان امروز : مرکز پژوهش‌های مجلس: ادعای کسری روزانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتری بنزین، کذب است/ میزان کسری در روز، حدود ۴ تا ۵ میلیون لیتر است معاون مرکز پژوهش‌های مجلس با رد ادعای کسری روزانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتری بنزین، سه سناریوی دولت برای مدیریت مصرف را دارای اشکالات متعدد دانست و [ ]

 دکتر پزشکیان انتخاب رئیس‌جمهور جدید بنگلادش را تبریک گفت
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

دکتر پزشکیان انتخاب رئیس‌جمهور جدید بنگلادش را تبریک گفت

رئیس‌جمهور کشورمان در پیامی انتخاب آقای میرزا فخرالاسلام عالمگیر به عنوان بیست و سومین رئیس‌جمهور بنگلادش را تبریک گفت و بر آمادگی ایران برای تعمیق روابط دیرینه و توسعه همکاری‌های دوجانبه با این کشور تاکید کرد.

 پیشنهاد ایران برای تشکیل صندوق توسعه زیرساخت‌های گردشگری بریکس
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

پیشنهاد ایران برای تشکیل صندوق توسعه زیرساخت‌های گردشگری بریکس

وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی با تشریح دستاوردهای حضور ایران در سومین اجلاس وزرای گردشگری بریکس در هند، از ارائه پیشنهادهای مشخص ایران برای تعمیق همکاری‌های گردشگری میان کشورهای عضو خبر داد و گفت: اراده کشورهای عضو بریکس، افزایش سطح همکاری‌هاست و این مسیر می‌تواند به شکل‌گیری مناسباتی راهبردی و پایدار در حوزه گردشگری منجر شود.

 نگران از جهنم برساخته تندروی‌ها
۱۳ ساعت قبل / سایت دیدارنیوز

نگران از جهنم برساخته تندروی‌ها

در پنجمین قسمت از فصل جدید برنامه «تنگنا» میزبان احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و روزنامه‌نگار بودیم و او از دغدغه‌ها و نگرانی‌هایش درباره امروز و فردای...

 روزنامه نزدیک به قالیباف؛ «ساده‌سازان» نسخه می‌پیچند، اما هزینه شکست را مردم می‌دهند
۷ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

روزنامه نزدیک به قالیباف؛ «ساده‌سازان» نسخه می‌پیچند، اما هزینه شکست را مردم می‌دهند

روزنامه خراسان با انتقاد از حجت‌الله عبدالملکی، سیدحسین مرعشی، علی عبدی، فؤاد ایزدی و مصطفی خوش‌چشم نوشت: حذف متغیر‌های پیچیده و ارائه نسخه‌های ساده برای مسائل چندلایه، می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای کشور به همراه داشته باشد.