قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

حضور فقیه تقریب در کانون اشغالگری صهیونیسم

اندیشه آیت‌الله شیخ عبدالکریم زنجانی به مقاومت در فلسطین، عمق تمدنی می‌بخشد. بازخوانی کنشگری او در قلب تل‌آویو، به ما گوشزد می‌کند که عاملیت تاریخی مسلمانان،...
 حضور فقیه تقریب در کانون اشغالگری صهیونیسم

جوان آنلاین: در مقال پی‌آمده، با رویکرد یکی دیگر از عالمان فرهیخته شیعه به موضوع اشغال فلسطین آشنا می‌شویم. زنده‌یاد آیت‌الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم زنجانی در زمره آن طیف از مراجع شیعی است که نسبت به تصرف قبله اول مسلمانان موضعی فعال اتخاذ نمود و در این‌باره نشانه‌های آشکاری در تاریخ برجای نهاد. اکنون پیش‌بینی‌های آن دوره وی، همگی محقق و موجب شده‌اند دورنگری او بر همگان عیان شود. 

 

 طرح مسئله

مسئله فلسطین در حافظه تاریخی جوامع شیعی، فراتر از یک منازعه ژئوپلتیک یا تنشی مرزی، همواره در کانون پیوند میان «فقه سیاسی» و «هویت تمدنی» قرار داشته است. در این میان، شخصیت آیت‌الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم زنجانی (۱۲۶۶-۱۳۴۷ش) نه صرفاً به‌عنوان یک فقیه، بلکه به‌مثابه کنشگری پیشرو که فضا‌های بسته را به مقصد میدان‌های گشوده سیاست امت ترک کرد، واجد جایگاهی ممتاز است. او در مواجهه با اشغالگری، از الگوی سنتی «فقه فردی» به «فقه جنبشی» گذر کرد؛ گذاری که در آن، فلسطین نه به عنوان یک موضوع حاشیه‌ای در میان مسائل جهان اسلام، بلکه گره‌گاه سرنوشت‌ساز کرامت و اقتدار امت اسلامی بازتعریف شد. بازخوانی کنشگری زنجانی، نیازمند فرارفتن از رویکرد‌های تقلیل‌گرایانه و ژورنالیستی است. برای فهم دقیق چگونگی تبدیل یک موضع فقهی به یک جنبش اجتماعی، این نوشتار بر آن است که حیات سیاسی او را در سه لایه درهم‌تنیده واکاوی کند؛ لایه‌هایی که تحلیلگر را از سطح وقایع‌نگاری، به عمق فهم تمدنی می‌رساند:

۱- لایه فنی- تاریخی: در این لایه، هدف، گردآوری و تثبیت دقیق «مستندات تاریخی» و شواهد عینی حضور زنجانی در متن بحران فلسطین است. این بخش، بستر مادی کنشگری او را ـ شامل سفرها، دیدار‌های دیپلماتیک، و مواضع مستقیم در برابر اشغالگران ـ شفاف می‌کند، تا از گمانه‌زنی‌های تاریخی مصون بماند. 

۲- لایه گفتمانی: این لایه به رمزگشایی از «منطق کلام» زنجانی می‌پردازد. پرسش اصلی این است که او چگونه از دال‌های دینی (مانند جهاد، وحدت و حرمت بلاد مسلمین)، برای صورت‌بندی گفتمان ضدصهیونیستی استفاده کرد؟ در اینجا، فتاوا و سخنرانی‌های او نه جملاتی ایستا که کنش‌هایی زبانی در پیوند با بیدارگری امت اسلامی در برابر استعمار نوین خوانده می‌شوند. 

۳- لایه هویتی ـ تمدنی: این لایه، افق نهایی پژوهش است. در این ساحت، کنشگری زنجانی نه به مثابه یک رویداد سیاسی گذرا، بل به‌مثابه تلاشی برای بازسازی خودآگاهی تمدنی مسلمانان در برابر تهاجم بیگانه تحلیل می‌شود. از این منظر، فلسطین زنجانی، میدان آزمون صدق ادعای وحدت اسلامی و نقطه عزیمتی برای بازیابی جایگاه امت در نظم نوین جهانی است. 

بدین‌سان، این نوشتار درصدد است تا با عبور از توصیف‌های سطحی، نشان دهد چگونه آیت‌الله شیخ عبدالکریم زنجانی با تکیه بر سنت فقهی، فلسطین را به هسته سخت پروژه تمدنی خود بدل کرد؛ پروژه‌ای که در آن «فلسطین» نه فقط یک جغرافیا برای دفاع، بلکه مکانی برای احیای هویت گمشده اسلامی در قرن بیستم بود. 

 لایه فنی- تاریخی: فقیهی در تل‌آویو و قدس

در اندیشه شیخ عبدالکریم زنجانی، فلسطین را نمی‌توان بحرانی منفرد و جدا از تحولات سیاسی جهان اسلام دانست. این مسئله، یکی از فشرده‌ترین نمود‌های فروپاشی نظم سیاسی و تمدنی جهان اسلام در سده بیستم است. زنجانی مسئله فلسطین را در پیوند با مجموعه‌ای از تحولات بنیادین بررسی می‌کند؛ تحولاتی که پس از جنگ جهانی اول، با فروپاشی سازوکار‌های کلان وحدت‌بخش، ترسیم مرز‌های جدید و شکل‌گیری پروژه‌های استعماری، مسیر تازه‌ای از مداخله خارجی و تجزیه درونی را در منطقه رقم زدند. از این منظر، اشغال فلسطین صرفاً یک رخداد سیاسی یا جابه‌جایی در مالکیت نقطه‌ای از جهان اسلام نیست، بلکه صورت عینی بحرانی تاریخی است که در آن، ضعف ساختاری مسلمانان و مهندسی استعماری جغرافیای اسلامی، به یکدیگر پیوند می‌خورند. بر همین اساس، زنجانی اشغال فلسطین را تنها نتیجه قدرت و برنامه‌ریزی نیرو‌های مهاجم نمی‌داند، بلکه آن را با وضعیت درونی جهان اسلام نیز مرتبط می‌کند. در این تلقی، پراکندگی سیاسی و مذهبی مسلمانان و فقدان اراده‌ای مشترک، زمینه را برای نفوذ قدرت‌های بیرونی و تثبیت سلطه فراهم کرده است. بنابراین، تاریخ فلسطین در نگاه او فقط تاریخ از دست رفتن یک سرزمین نیست؛ بلکه تاریخ آشکارشدن بحران اقتدار اسلامی است. فلسطین در این چارچوب، به نشانه‌ای از ناتوانی امت در دفاع از قلمرو، هویت و منافع مشترک خود تبدیل می‌شود؛ نشانه‌ای که ضرورت بازاندیشی در مفهوم وحدت و بازسازی مناسبات میان جوامع اسلامی را برجسته می‌کند. 

نقطه مهم در لایه فنی- تاریخی ماجرا، این است که این نگاه در سطح «ذهن» باقی نمی‌ماند و در لحظه‌هایی از تاریخ، به «کنش میدانی» و خطاب مستقیم تبدیل می‌شود؛ جایی که فقیه، مخاطب را نه در کلاس درس، بلکه در متن بحران فرا می‌خواند. یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها، خطابه‌ای است که در فضای مسجدالاقصی ایراد می‌شود؛ خطابه‌ای که هم نشان حضور او در کانون بحران است و هم گواهی از زبان بسیج‌گر او برای تبدیل مسئله فلسطین به مسئله عمومی امت: «ای مردم عرب،‌ای مسلمانان! از یاد نبرید شیطان بذر‌های خود را در این سرزمین مقدس کاشت و بر آن شد که آنها را بپروراند تا آنگاه که میوه‌های مسمومش برسد و، چون چیزی گلوگیر، نفس را ببندد. آری، جنگ شما با چنین مصیبتی بزرگ است.‌ای مردم عرب و‌ای مسلمانان! امروز دولت‌هایی که بر جهان سیطره دارند، دندان تیز کرده‌اند و مقاصد پلیدشان را آشکارا پیش می‌برند و دیگر امیدی به عدالت و انصاف آنان باقی نمانده است. شما نیز برای زندگی و بقای خویش، راهی ندارید جز اتفاق و همبستگی در دفاع از سرزمین مقدس‌تان....» (زرکلی، ۱۹۸۹، ج ۴، ص ۷۱). پس از این سخنرانی، او خطابه را از سطح هشدار به سطح «الزام سیاسی ـ دینی» ارتقا می‌دهد و از دولت‌ها و نیرو‌های اجتماعی می‌خواهد تا فلسطین را در اولویت عملی قرار دهند، آن را به مسئله‌ای فراگیر تبدیل کنند و موج آگاهی را در پهنه جهان اسلام منتشر سازند؛ لحنی که نشان می‌دهد فلسطین برای او نه یک سوژه حاشیه‌ای، بلکه معیار سنجش حیات و مرگ همبستگی اسلامی است: «بر دولت‌های عربی و اسلامی است که مسئله فلسطین را در عالی‌ترین مرتبه اهمیت قرار دهند و در جهت برانداختن رژیم صهیونیستی، تدابیری مؤثر اتخاذ کنند. همچنین لازم است ندای مردم فلسطین در همه روزنامه‌ها و رسانه‌های جهانی منتشر و منعکس شود...» (زرکلی، ۱۹۸۹، ج ۴، ص ۷۱). از نظر فنی- تاریخی، اهمیت این دو شاهد تاریخی در آن است که «میدان کنش» و «سطح مخاطب» را به‌وضوح ثبت می‌کنند: نخست، مخاطب عام عرب و مسلمان و تکیه بر زبان هشدار و بسیج؛ دوم، مخاطب نهادی و دولتی و صورت‌بندی مطالبه در قالب الزام و اولویت‌گذاری. بنابراین، این خطابه فقط یک متن خطابی نیست؛ یک «سند موقعیت» است که نشان می‌دهد چگونه زنجانی مسئله فلسطین را از سطح تحلیل تاریخی به سطح کنش اجتماعی منتقل می‌کند و از آن، گره‌گاه وحدت و بقای امت می‌سازد. 

 لایه گفتمانی: فتوا و خطابه به‌عنوان سلاح

در ساحت گفتمانی، شیخ عبدالکریم زنجانی میان دو مفهوم «وحدت اسلامی» و «جهاد با غاصبان»، پیوندی دیالکتیکی و ناگسستنی برقرار می‌کند. تحلیل منظومه فکری او نشان می‌دهد؛ وی «جهاد» را نه یک واکنش هیجانی و مقطعی، بلکه راهبردی مستمر و ریشه‌دار می‌داند که تنها در بستر «تقریب مذاهب» به مشروعیت و کارآمدی تمدنی دست می‌یابد. از این منظر، فلسطین برای زنجانی بیش از آنکه یک جغرافیا باشد، آزمون صدق وحدت عملی است. او با خوانشی آسیب‌شناسانه استدلال می‌کند که تا زمانی که گسست‌های فرقه‌ای بر پیوند‌های اصیل امت سایه افکنده‌اند، هرگونه مقاومت در برابر استعمار، در نهایت به نفاق و شکست منتهی خواهد شد. بر این اساس، در دستگاه فکری او، تحقق وحدت، مقدمه‌ای واجب و ضروری بر پیروزی جهاد قلمداد می‌شود. زنجانی با تأکید بر اینکه دفاع از سرزمین‌های اشغالی، تکلیفی شرعی و متوجه آحاد مسلمانان است، می‌کوشد مفهوم جهاد را از حصار قرائت‌های محدود فرقه‌ای خارج کرده و آن را به یک میثاق فراگیر اسلامی بدل سازد؛ میثاقی که فراتر از مرز‌های مذهبی، همه پیروان مذاهب را در صف واحدی برای دفاع از قدس و کرامت امت اسلامی متحد می‌کند. در این لایه، ما با «زبان ویژه» زنجانی روبه‌رو هستیم؛ زبانی که فلسطین را نه در قالب مرثیه‌سرایی، بلکه در قالب حماسه بیداری روایت می‌کند. تحلیل فتاوا و خطابه‌های او نشان می‌دهد وی با تکیه بر دو کلیدواژه محوری «وحدت عملی» و «مقاومت مشروع»، درپی صورت‌بندی یک گفتمان تهاجمی علیه بنیان‌های استعمار است. اوج این گفتمان تهاجمی را می‌توان در کنش متهورانه او در تل‌آویو بازشناخت. حضور یک روحانی شیعه در قلب کانون قدرت رژیم صهیونیستی و ایراد سخنرانی در برابر جمعی از صهیونیست‌ها و بزرگان مذهبی آنان، نشان‌دهنده گذار از لایه دفاعی به لایه تهاجم نمادین است. زنجانی در آنجا، نه با زبان سازش، بلکه با بیانی هشداردهنده، صهیونیسم را مخاطب قرار داده و خطاب به دولت و مردم اسرائیل چنین نهیب می‌زند: «ای صهیونیست‌های استعمارگر! در این روزگار که آتش وطن‌دوستی در هر سو زبانه می‌کشد و نبض حیات دولت‌ها در تپش است، شما التهاب جان‌هایی را که برای برانگیختن حماسه‌های قومی بی‌تاب‌اند، دوچندان می‌کنید.‌ای صهیونیست‌ها! شما که برخلاف منطق حاکم بر جغرافیای جهان در این سرزمین جای گرفته‌اید، می‌بینم چگونه ساز رؤیا‌های آشفته میهن یهودی را می‌نوازید...» (زرکلی، ۱۹۸۹، ج ۴، ص ۷۳). این حضور در قلب قلمرو دشمن، از یک «فرد»، یک «امت» می‌سازد؛ کنشی که تداعی‌گر مأموریت تاریخی امام علی (ع) در مکه و تلاوت آیات سوره برائت در میان مشرکان است. او با این کار، موجی از هیبت و عظمت اسلامی را در میان اشغالگران ایجاد کرد؛ تا آنجا که حتی بزرگان آنان در برابرش تواضع کردند. 

در نگاه زنجانی، صهیونیسم نه یک پدیده مذهبی منفرد، بلکه محصول مستقیم طراحی‌های پیچیده استعماری برای تضعیف پیکره جهان اسلام است. او با پیوند زدن سرنوشت فلسطین به عزت و اقتدار اسلامی، تلاش می‌کند این مبارزه را از یک درگیری محدود قومی یا عربی، به یک مجاهدت کلان تمدنی ارتقا دهد. او در آثار و مکتوبات تقریبی خود، بر این نکته پای می‌فشارد که برای بازپس‌گیری قدس و بازیابی قدرت جمعی، نخست باید غبار کینه‌های مذهبی و تنفرات تاریخی را از چهره امت زدود. در واقع، «فتوا» در منظومه فکری زنجانی، صرفاً یک ابزار فقهی برای تبیین حکم شرعی نیست، بلکه به‌مثابه حلقه وصلی عمل می‌کند که «نظریه وحدت» را به «عمل سیاسی» در میدان فلسطین پیوند می‌زند. زنجانی با فتاوای خود، میدان فلسطین را به صحنه تجلی اقتدار فقه شیعه در دفاع از حریم اسلام بدل کرد و نشان داد؛ چگونه می‌توان از ظرفیت‌های پویای دین برای مقابله با پروژه‌های نوین اشغال و استعمار بهره جست. بدین‌سان، گفتمان او را باید تلاشی برای احیای سوژه مسلمان در برابر هجوم همه‌جانبه غرب دانست؛ تلاشی که در آن، کلمه و فتوا به سلاحی کارآمد در قلب نبرد تبدیل می‌شوند. 

 لایه هویتی ـ تمدنی: فلسطین، پیشران تمدن نوین اسلامی

در لایه نهایی و تمدنی، فلسطین برای زنجانی دیگر نه یک موضوع برای کنش که به کاتالیزوری برای بازشناسی هویت اسلامی بدل می‌شود. در این سطح، مسئله فلسطین از ساحت جغرافیا فراتر رفته و به آیینه هویت مسلمانان تبدیل می‌شود. در منطق زنجانی، مواجهه با صهیونیسم، لحظه فوران یک پرسش بنیادین است: امت اسلامی کیست؟ و چه جایگاهی در تاریخ دارد؟ او معتقد است که مسلمانان باید درک خود را از امت بازتعریف کنند؛ امتی که نه بر مبنای مرز‌های قراردادی استعمار، بلکه بر پایه عقیده مشترک و سرنوشت واحد شکل می‌گیرد. در اینجا، وحدت از یک ابزار استراتژیک برای جهاد ـ که در لایه گفتمانی دیدیم ـ به هویت بنیادین امت ارتقا می‌یابد؛ به این معنا که بدون تحقق این هویت فراگیر، اساساً عاملیت تاریخی مسلمانان ناممکن است. این نگاه تمدنی، در واقع ریشه همان کنش‌های نمادین زنجانی است. وقتی او در قلب کانون قدرت رژیم صهیونیستی در تل‌آویو، قاطعانه پیشنهاد میانجی‌گری برای پذیرش موجودیت آنان را رد می‌کند و با صراحتی تمام اعلام می‌دارد: «اعتقاد من بر این است که اعراب و جریان‌های بیدار عربی، هرگز فریب سخنان شما را نخواهند خورد...» (زرکلی، ۱۹۸۹، ج ۴، ص ۷۴)، عملاً در حال ترسیم مرز‌های هویتی تمدن اسلامی است. این نه گفتن قاطعانه، فراتر از یک مخالفت سیاسی، پاسداری از مرز‌های تمدنی در برابر هضم‌شدن در نظم استعماری بود. از این منظر، دفاع از فلسطین نه یک کنش جانبی، بلکه بازگشت به خویشتن تمدنی است. او می‌داند که بدون گذار از تعصبات خرد و رسیدن به این هویت فراگیر اسلامی، توان تمدنی جهان اسلام برای بازپس‌گیری هویت خود (که نماد آن قدس است) فراهم نخواهد شد. 

در افق مفهومی زنجانی، فلسطین یک پروژه تمدنی است. برای او، قدس مرکز ثقلی بود که می‌توانست پاره‌های تن جهان اسلام را به هم بدوزد و به آنان معنای واحدی ببخشد. از این منظر، در دستگاه فکری او، هویت مسلمان معاصر در گرو واکنشی است که به مسئله فلسطین نشان می‌دهند؛ چراکه در منطق او، تداوم ناتوانی امت در انسجام برابر این اشغالگری، به منزله گسست پیوند با هویت تمدنی آن در برابر غرب است. زنجانی با نگاهی کلان‌نگر، فلسطین را پیشرانی برای احیای قدرت از دست‌رفته اسلام می‌دید. او در سفر‌های خود ـ چه در مصر و چه در قلب فلسطین ـ همواره بر این نکته پای می‌فشرد که راه رهایی از سیطره بیگانگان، بازگشت به ریشه‌های هویتی و پرهیز از تعصبات مذهبی است. این لایه هویتی، همان عنصری است که اندیشه او را پس از دهه‌ها همچنان زنده و راهبردی نگاه داشته است؛ چراکه او فلسطین را به مثابه «نخ تسبیح» تمدن اسلامی می‌دانست که گسستن آن، به معنای فروپاشی هویت جمعی امت است. بر این اساس، فلسطین در پایان این واکاوی، نه یک «مسئله سرزمینی» که عرصه اثبات عاملیت تاریخی مسلمانان است؛ جایی که جهان اسلام باید ثابت کند آیا هنوز به عنوان یک امت واحد، دارای اقتدار تمدنی است یا خیر؟

 در امتداد نگاه، بازخوانی رسالت فقیه در نظم نوین جهانی 

بازخوانی کنشگری آیت‌الله شیخ عبدالکریم زنجانی در مسئله فلسطین، نشان داد او فقیهی فراتر از زمانه خویش بود که با ترکیب سه ساحت «حضور میدانی (فنی- تاریخی)»، «تولید معنا (گفتمانی)» و «آرمان‌گرایی راهبردی (هویتی- تمدنی)»، الگویی درخور از یک عالم مجاهد را ارائه داد. در لایه فنی، کنش‌های او فراتر از یک موضع‌گیری نظری، به معنای حضور فیزیکی و تأثیرگذاری مستقیم در قلب بحران بود. در لایه گفتمانی، فتاوا و خطابه‌های او، فلسطین را از یک نزاع منطقه‌ای به میدان وحدت عملی ارتقا داد. 

اندیشه زنجانی در جهان معاصر، نه یک مطالعه تاریخی صرف، بلکه یک نقشه راه راهبردی برای فهم مسئله فلسطین است. بازخوانی او، فلسطین را از یک موضوع واکنشی و احساسی به یک مسئله تحلیلی و راهبردی ارتقا می‌دهد. در دورانی که فلسطین اغلب در حد محکومیت‌های اخلاقی یا هیجانات رسانه‌ای تقلیل می‌یابد، نگاه زنجانی به ما می‌آموزد که اشغال، صرفاً محصول قدرت برتر دشمن نیست، بلکه همواره با گسست‌های درونی امت و فقدان اراده جمعی پیوند دارد. از این‌رو بازخوانی وی، به جای مسئولیت حل بحران را از شانه بر دوش دیگران افکندن، به سمت اصلاح ساختاری جهان اسلام تغییر جهت می‌دهد. کارکرد دیگر اندیشه زنجانی در جهان امروز، گذار از «سیاست هویت‌گرای محدود» به «کنشگری فرامذهبی و امت‌محور» است. در شرایطی که برخی جریان‌ها در جهان اسلام می‌کوشند تا مسئله فلسطین را در مرز‌های ناسیونالیسم قومی یا مذهب‌گرایی فرقه‌ای محصور کنند، نگاه زنجانی همچون یک پادزهر عمل می‌کند. او با برکشیدن فلسطین به سطح یک موضوع کلان اسلامی، دفاع از آن را از حصار مرزبندی‌های خُرد بیرون می‌آورد و به عرصه‌ای برای آزمون همبستگی فراگیر بدل می‌سازد. این رویکرد، در فضای سیاسی امروز، فلسطین را به شاخص تشخیص دوست از دشمن تبدیل می‌کند؛ چراکه هر کنش سیاسی که به تفرقه در صف مقاومت دامن بزند، در منطق زنجانی، به نفع اشغالگر عمل می‌کند. 

 کلام آخر

در نهایت، اندیشه آیت الله شیخ عبدالکریم زنجانی به مسئله مقاومت در فلسطین، عمق تمدنی می‌بخشد. بازخوانی کنشگری او در قلب تل‌آویو، به ما گوشزد می‌کند، عاملیت تاریخی مسلمانان، تنها زمانی احیا می‌شود که آنان از جایگاه یک «سوژه منفعل» به «سوژه فعال تمدنی» گذار کنند. فلسطین در اندیشه زنجانی، نه یک سرزمین از دست‌رفته که میدان بازیابی عاملیت تاریخی امت است؛ جایی که در آن ایستادگی در برابر هژمونی غرب، به معنای بازپس‌گیری حق تعریف خویش در نظم جهانی است. بدین‌سان زنجانی با پیوند زدن فلسطین به «عزت تمدنی»، راهبردی را پیش رو می‌گذارد که در آن، نبرد امروز بیش از آنکه مصافی برای خاک باشد، جنگی برای حفظ هویت و احیای قدرت جمعی اسلام در برابر پروژه‌های نوین سلطه است. 

منبع: 

ـ زرکلی، خیرالدین (۱۹۸۹)، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت: دار العلم للملایین.



۷ ساعت قبل / سایت کولاک

خبر خوش برای بازنشستگان؛ تاریخ دقیق پرداخت معوقات بازنشستگان - مجله اینترنتی کولاک

سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس از نشست با وزیر کار و تصمیم برای پرداخت معوقات همسان‌سازی حقوق بازنشستگان و مابه‌التفاوت خبر داد. 

سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس از نشست با وزیر کار و تصمیم برای پرداخت معوقات همسان‌سازی حقوق بازنشستگان و مابه‌التفاوت افزایش حقوق فروردین و اردیبهشت از تاریخ دهم شهریورماه خبر داد.

«فضل‌الله رنجبر» سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس، در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها، از برگزاری نشست با وزیر کار خبر داده و در این رابطه اعلام کرده است «بنا بر اعلام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، پرداخت معوقات مربوط به همسان‌سازی حقوق بازنشستگان در دستور کار قرار دارد. همچنین مقرر شده است مابه‌التفاوت افزایش حقوق فروردین و اردیبهشت‌ماه نیز به بازنشستگان پرداخت شود. در این جلسه، جمع‌بندی نهایی بر این شد که تمامی موارد مذکور، اعم از اجرای احکام همسان‌سازی و پرداخت معوقاتِ افزایش حقوق، از تاریخ دهم شهریورماه عملیاتی شود.»

پیش از این نیز، نمایندگان مجلس اطلاع داده بودند که واریز معوقات بازنشستگان از دهم شهریور آغاز می‌شود.

بازنشستگان ابراز امیدواری می‌کنند که معوقات یکجا و در موعد مقرر پرداخت شود و بیش از این تاخیر در کار نیفتد؛ آنها تاکید دارند که تا همین امروز، ارزش معوقات شان به شدت کاهش یافته است. برچسب هاپرداخت معوقات حقوق بازنشستگان واریز حقوق بازنشستگان پیوند کوتاه کپی شد!


۱۰ ساعت قبل / سایت آوش

تاریخ دقیق واریز مابه‌التفاوت حقوق فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ بازنشستگان

 «فضل‌الله رنجبر» سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس، در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها، از برگزاری نشست با وزیر کار خبر داده و در این رابطه اعلام کرده است «بنا بر اعلام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، پرداخت معوقات مربوط به همسان‌سازی حقوق بازنشستگان در دستور کار قرار دارد. همچنین مقرر شده است مابه‌التفاوت افزایش حقوق فروردین و اردیبهشت‌ماه نیز به بازنشستگان پرداخت شود. در این جلسه، جمع‌بندی نهایی بر این شد که تمامی موارد مذکور، اعم از اجرای احکام همسان‌سازی و پرداخت معوقاتِ افزایش حقوق، از تاریخ دهم شهریورماه عملیاتی شود.»

پیش از این نیز، نمایندگان مجلس اطلاع داده بودند که واریز معوقات بازنشستگان از دهم شهریور آغاز می‌شود.

بازنشستگان ابراز امیدواری می‌کنند که معوقات یکجا و در موعد مقرر پرداخت شود و بیش از این تاخیر در کار نیفتد؛ آنها تاکید دارند که تا همین امروز، ارزش معوقات شان به شدت کاهش یافته است.

منبع: جماران


۱۳ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

تحلیل ساختاری و اخلاقی رهنمودهای امام حسن عسگری(ع)

حجت‌الاسلام‌والمسلمین امیرعلی حسنلو، استاد حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه‌های علمیه، یادداشتی با عنوان «تحلیل ساختاری و اخلاقی رهنمودهای امام حسن عسگری(ع)» را در اختیار قرار داده است که متن آن را در ادامه می‌خوانیم:

در دوران حیات امام حسن عسگری(ع)، جامعه اسلامی با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبرو بود و فشار سیاسی خلافت عباسی، گسترش جریان‌های کلامی و فکری انحرافی (مانند غلات، واقفیه و زندیق) و از سوی دیگر، شکاف‌های اجتماعی و اخلاقی، امانت‌داریِ رهبری را ایجاب می‌کرد، رهنمودهای امام در این دوره، صرفا توصیه‌های اخلاقی فردی نبود، بلکه نوعی «نقشه راه» برای حفظ هویت مذهبی و پایداری ساختار اجتماعی در دوران گذار از حیات مستقیم ائمه به دوران غیبت صغری بود. این متن به بررسی ابعاد مختلف این توصیه‌ها در سه سطح: فردی، اجتماعی و سیاسی-کلامی می‌پردازد.

رهنمودهای تربیتی و تکامل فردی (تزکیه نفس)

اولین و بنیادی‌ترین لایه از توصیه‌های امام عسگری (ع)، بر «بازسازی درون» متمرکز است. امام معتقد بودند که اصلاح جامعه بدون اصلاح زیربنای انسانی آن ممکن نیست و توصیه‌های امام در زمینه تقوا، فراتر از پرهیز از گناه، بر مفهوم «مراقبه» تأکید دارد، امام در بسیاری از احادیث، بر ضرورت آگاهی از حضور خداوند در لحظات خلوت تأکید می‌ورزند. این نوع از خودسازی، هدفش تبدیل شدن به انسانی است که نه از ترس قدرت، بلکه از شهود حقیقت، مسیر حق را برگزیند.

در دوران امام عسگری(ع)، تقابل میان «علم صوری» و «علم نافع» شدت یافته بود، ایشان در توصیه‌های خود، یادگیری علوم را با مسئولیت‌پذیری پیوند می‌زنند و از دیدگاه ایشان، علم بدون عمل، مانعی برای رشد است و عمل بدون علم، گمراهی. این رویکرد، زیربنای ساختن «انسان متخصص و متعهد» است.

رهنمودهای اجتماعی و پیوندهای انسانی (ساخت‌وساز جامعه)

امام عسگری (ع) با نگاهی کلان‌نگر، بر حفظ انسجام اجتماعی در میان شیعیان و عموم مسلمانان تأکید داشتند. در شرایطی که فشارها می‌خواست جامعه را متفرق و بی‌بنیان کند، ایشان دو اصل را برجسته کردند: یکی از تکرارپذیرترین توصیه‌های امام، تأکید بر «صله‌رحم» و حتی صله با غیرخویشاوندان است. از منظر جامعه‌شناختی، این توصیه در واقع تدوین یک شبکه امنیت اجتماعی است. امام با تأکید بر پیوند میان اعضای جامعه، سعی داشتند از فروپاشی ساختار خانواده و در نتیجه فروپاشی جامعه جلوگیری کنند.

در دوران ایشان، فساد اقتصادی و بی‌عدالتی در بازار یکی از معضلات بود. امام در توصیه‌های خود، بر «امانت‌داری» و «عدالت در معامله» تأکید می‌ورزند. ایشان معتقد بودند که سلامت یک جامعه، در گرو سلامت تراکنش‌های مالی میان افراد است. این رهنمودها، نوعی «اخلاق اقتصادی» را تبیین می‌کنند که در آن سودجویی نباید بر حق‌الناس مقدم باشد.

رهنمودهای کلامی و سیاسی (حفظ هویت در دوران بحران)

بحرانی‌ترین بخش دوران امام عسگری (ع)، مواجهه با جریان‌های انحرافی بود که قصد داشتند مرزهای اعتقادی را مخدوش کنند و امام با استفاده از روش‌های استدلالی، شیعیان را برای مقابله با شبهات آماده می‌کردند. توصیه‌های ایشان شامل آموزش «استدلال» و «دانش دین» بود تا مؤمنان در برابر موج‌های فکری جدید، از پای درنیایند. این امر، در واقع نوعی «آمادگی دفاعی در حوزه اندیشه» بود.

از مهم‌ترین وظایف سیاسی-مذهبی که امام بر عهده شیعیان گذاشتند، تقویت نظام «وکلا» و پیوند با نواب چهارگانه بود. امام با توصیه‌های خود، شبکه ارتباطی میان امام و جامعه را تقویت کردند تا پس از غیبت، جامعه دچار خلاء رهبری و پراکندگی نشود. ایشان به نوعی، ساختار «نهادینه‌شده‌ مدیریت شیعه» را در دوران حیات خود تثبیت کردند.

تحلیل سنت‌های رفتاری (الگوی زندگی)

رهنمودهای امام تنها در قالب کلمات نبود، بلکه در قالب «رفتار» نیز تجلی داشت. تواضع در عین اقتدار؛ امام با وجود فشار شدید سیاسی، همواره بر ساده‌زیستی و تواضع تأکید داشتند، اما در عین حال، با صلابت در برابر حق می‌ایستادند. پرهیز از تندروی؛ در مواجهه با مخالفان، ایشان همواره از تندروی و تشنج‌های بی‌مورد که باعث تضعیف جایگاه مذهب می‌شد، پرهیز می‌کردند و بر «حلم» (بردباری) تأکید داشتند.

رهنمودهای امام حسن عسگری(ع) فراتر از یک دوره تاریخی خاص، حامل اصول ماندگاری هستند و اگر بخواهیم این توصیه‌ها را برای عصر حاضر بازخوانی کنیم، می‌توان به سه محور اصلی اشاره کرد:

۱. انسان‌سازی: بازگشت به اصلاحات درونی برای حل بحران‌های اخلاقی مدرن.

۲. جامعه‌سازی: تقویت پیوندهای اجتماعی و اخلاق اقتصادی برای مقابله با فردگرایی افراطی.

۳. اندیشه‌سازی: ضرورت برخورد علمی و مستدل با شبهات و جریان‌های فکری نوظهور.

در نهایت، میراث ایشان، ساختاری از «اعتقاد عمل‌گرا» است؛ اعتقادی که نه تنها در خلوت، بلکه در میدان، در سیاست و در روابط اجتماعی، نمود پیدا می‌کند و هدف نهایی آن، ایجاد تمدنی است که در آن «دانش»، «اخلاق» و «عدالت» سه رکن اصلی باشند. منبع ايسنا انتهای پیام/




 فرصت 29.5 تریلیون‌ دلاری معادن آفریقا
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فرصت 29.5 تریلیون‌ دلاری معادن آفریقا

دنیای‌ اقتصاد: ذخایر غنی مواد معدنی حیاتی آفریقا، این قاره را در مرکز گذار جهانی به انرژی‌های پاک قرار داده است. با‌این‌حال، رهبران کشورهای جنوب آفریقا اکنون با پرسشی مهم‌تر از میزان استخراج این منابع روبه‌رو هستند: آیا منطقه می‌تواند سهم بیشتری از ارزش اقتصادی ایجادشده از این منابع را در داخل خود حفظ کند؟

 پایان آرامش شکننده در یمن؟
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

پایان آرامش شکننده در یمن؟

دنیای‌اقتصاد: نیروهای دولتی یمن (تحت حمایت عربستان) اخیرا ده‌ها حمله به مواضع انصارالله در سراسر این کشور انجام داده‌اند که تازه‌ترین نشانه از احتمال نزدیک شدن یمن به یک جنگ تمام‌عیار است. «ماجد عبدالله النزیلی» سخنگوی دولت یمن روز پنج‌شنبه اعلام کرد که نیروهای دولتی ۸۱حمله علیه مواضع حوثی‌ها ترتیب داده‌اند. به گفته او این حملات به حذف تعدادی از مبارزان و فرماندهان میدانی حوثی‌ها منجر شده است. همزمان یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثی‌ها، از انجام دو حمله پهپادی به اهدافی در استان نجران عربستان سعودی خبر داد که در آن سوی مرز یمن قرار دارد. به گفته او، این حملات یک هدف در فرودگاه نجران و همچنین یکی از تاسیسات آرامکو در این استان را «با موفقیت» هدف قرار دادند.

 امام خمینی: حضرت صاحب(عج) ذخیره الهی برای اجرای عدالت است/ مهدی منتظر از کعبه ندا می‌دهد و بشریت را به توحید می‌خواند
۴ ساعت قبل / سایت جماران

امام خمینی: حضرت صاحب(عج) ذخیره الهی برای اجرای عدالت است/ مهدی منتظر از کعبه ندا می‌دهد و بشریت را به توحید می‌خواند

امام خمینی معتقدند که در سایه اسلام و عمل به احکام و دستورهای اسلام، زمینه رشد عقلانی برای پذیرش آگاهانه و با معرفت برای بشر عموما و جهان اسلام خصوصا فراهم می شود. در چنین شرایطی است که بذر فطرت توحیدی که در نهاد همه انسان ها نهفته است، شکوفه می زند و به بار می نشیند.

 مصداق شکست بازار
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصداق شکست بازار

کالای عمومی کالایی است که منافع آن معطوف به غیر است؛ این کالا غیرشفاف است و نمی‌توان کسی را از مصرف آن مستثنا کرد. این کالا همچنین رقابت‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو منحنی‌های معمول عرضه و تقاضا برای آن قابل استفاده نیستند و هزینه تمام‌شده آن نیز بر اساس چارچوب‌های معمول هزینه تمام‌شده در اقتصاد خرد محاسبه نمی‌شود. تولید و تهیه کالای عمومی یک هزینه کلی دارد و پس از تولید، همگان می‌توانند از آن استفاده کنند و هزینه تولید نهایی آن به صفر نزدیک می‌شود. همین که کالای عمومی، مانند نظم عمومی، تولید و عرضه شد، همه مردم، خواه‌ناخواه، از آن استفاده می‌کنند.

 مچ‌اندازی ارزی در امارات
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مچ‌اندازی ارزی در امارات

در روزهای اخیر، مهلت ۶۰ روزه ایران در تفاهم با آمریکا به پایان رسید. واشنگتن در واکنش، تحریم مهم‌ترین دروازه‌های تجاری و مالی ایران و در راس آنها دبی را در دستور کار قرار داد. این اقدام آمریکا، دو گزینه پیش‌ روی دبی قرار می‌دهد؛ نخست، پذیرش تحریم‌ها و از دست دادن بخشی از تجارت با ایران و دوم، تداوم تجارت و پذیرش چالش‌هایی که آمریکا ایجاد خواهد کرد. با این حال، گفت‌وگوی «دنیای اقتصاد» با یکی از صرافان فعال در دبی نشان می‌دهد که با وجود افزایش ریسک‌ها و محدودیت‌ها، فعالیت‌ها تاکنون ادامه داشته و مسدود کردن نقل و انتقال ارزی ایران با امارات با چالش‌های مهمی روبه‌رو است.

 شریعتی: دولت می.خواهد بلای خصوصی‌سازی ایران‌خودرو را بر سر سایپا هم بیاورد | جهان نیوز
۴ ساعت قبل / سایت جهان نیوز

شریعتی: دولت می.خواهد بلای خصوصی‌سازی ایران‌خودرو را بر سر سایپا هم بیاورد | جهان نیوز

اختصاص سهمیه بنزین به خودرو، یارانه انرژی را ناعادلانه کرده است، زیرا ۴۷ درصد خانوارها خودرو ندارند.