
جوان آنلاین: تهدیدات امریکا مبنی بر ایجاد فشار اقتصادی «خفهکننده» یا «بزرگترین تهاجم مالی» بیشتر از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد، محتوای عملیات روانی دشمن بر افکار عمومی و سیاستمداران ایرانی با اهداف متنوع است. امریکا میکوشد با این تهدیدها، جایگاه تهدیدگر خود را تثبیت کرده و سایه وحشت خویش را بر مردم بگستراند تا از آن بهرهبرداری کند؛ جایی که شکستهای مکرر نظامی در جنگ و نبود راهبرد برای تداوم منازعه علیه ایران، تصویر معیوب و ورشکستهای از امریکای قدرتمند در جهان منعکس کرده است. به تعبیری، این اقدام پوششی برای موقعیت متزلزل امریکا است تا وانمود کند که قدرت ادعاییاش همچنان پابرجاست.
از طرف دیگر، تحریم حداکثری تلاش امریکا برای نمایش در دسترس بودن یا در اختیار داشتن کارتهای بازی خود علیه ایران در جنگ است. امریکا میکوشد شکست خود را در اقدام نظامی با بهکارگیری ابزارهای در دسترس دیگر جایگزین کند که این اعترافی آشکار به ناکارآمدی گزینه سخت نظامی است. در واقع، جنگ اقتصادی نمایانگر به باور رسیدن امریکا در شکست در تداوم جنگ نظامی است. علاوه بر این، تحریمهای حداکثری پاسخی مأیوسانه به افکار عمومی داخلی امریکا برای خروج از فشارهای متعدد سیاسی است، وقتی که شعارها و اهداف جنگی میسر نشده و مخالفتهای متعددی در بین مردم و سیاستگذاران برای ادامه جنگ وجود دارد. به نوعی، این اقدام پاسخی به انتظاراتی در امریکا است که خواهان رصد نتیجه این جنگ هستند.
کارنامه بلند ناکارآمدی فشارهای اقتصادی
راهبرد فشار اقتصادی برای تغییر رفتار در تهران، سیاستی کهنه و قدیمی علیه ایران است که به گفته بسیاری از کارشناسان و ناظران بینالمللی ناکارآمد بوده و حتی به طور معکوس موجب رشد شده و ایران را به یکی از ماهرترین کشورها در خنثیسازی فشارهای اقتصادی تبدیل کرده است. از نظر آنها، ادامه این سیاست پس از جنگ نیز نمادی از شکست امریکا است که همچون گذشته هیچ نتیجهای نداشته و حتی برای امریکا مضر هم خواهد بود.
به گفته آنها، ایران طی بیش از چهار دهه، مکانیسمهای پیچیدهای برای انطباق با تحریمها توسعه داده است. از نظر آنها، بیشترین فشار اقتصادی معمولاً در مرحله اولیه تحریم اتفاق میافتد و با گذشت زمان، کشور هدف خود را با شرایط جدید تطبیق میدهد. در نتیجه، احتمال اینکه …












