قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۴

آخرین صحبت‌های پسرم دلتنگی برای رهبر شهید بود

رفتیم سنندج و به یک بیمارستان راهنمایی شدیم. آنجا دنبالش گشتیم، ولی گفتند اینجا نیست. همینطور سرگردان بودیم که گفتند باید بروید به سردخانه. یک پیکر آنجاست که...
 آخرین صحبت‌های پسرم دلتنگی برای رهبر شهید بود

 جوان آنلاین: سرباز شهید محمدرضا طوماری، جوانی دهه هشتادی بود که موقع شهادتش تنها ۱۹ سال داشت. محمدرضا در یک خانواده روستایی در اطراف زنجان به دنیا آمد و مثل خیلی از همشهری‌هایش که عشق به اهل بیت (ع) و خصوصاً آقا امام‌حسین (ع) دارند، ماه‌های محرم را در هیئت‌های زنجانی سپری می‌کرد و به یاد سالار شهیدان اشک می‌ریخت. محمدرضا در شامگاه ۱۰ اسفندماه زمانی که در محل خدمت سربازی‌اش در سنندج حضور داشت، بر اثر بمباران هوایی دشمن به شهادت رسید. مادر شهید می‌گوید در آخرین تماس تلفنی محمدرضا با او، فرزندش از اینکه مقام معظم رهبری به شهادت رسیده ابراز ناراحتی می‌کرد و اشک می‌ریخت. دو ساعت بعد از این تماس، محمدرضا به شهادت رسید و به رهبر شهیدش پیوست. گفت‌وگوی «جوان» با گلنار طوماری، مادر شهید در حالی صورت گرفت که این مادر به زبان فارسی تسلط نداشت و با زبان آذری با ایشان به گفت‌و‌گو پرداختیم. 

محمدرضا در لباس سربازی به شهادت رسید. فرزندتان موقع شهادت چند سال داشت؟

پسرم متولد سال ۱۳۸۵ بود. یادم است چند روز از عید می‌گذشت که به دنیا آمد. زمان دقیق تولدش را یادم نیست. محمدرضا پسر خوبی بود. هرچه از او بگویم کم گفته‌ام. از نوجوانی به بسیج می‌رفت. خیلی هم فعال بود. ما یک خانواده ساده روستایی هستیم و کسی به پسرم نگفته بود که به بسیج برود. در ذاتش بود که جذب محیط مسجد و بسیج شد. از نوجوانی آدمی نبود که اهل رفیق‌بازی و کار‌هایی از این دست باشد. سربه‌زیر بود. درسش را هم خوب می‌خواند. دوران دبیرستان را در مدرسه نمونه دولتی روزبه زنجان خواند. من دوست داشتم درسش را ادامه بدهد، اما تا دیپلمش را گرفت، خودش نخواست و گفت که می‌خواهم به خدمت سربازی بروم و بعد هم شغل کشاورزی را ادامه بدهم. بعد از درسش شاید یک‌سال یا کمی کمتر، کشاورزی می‌کرد. نهایتاً هم که به خدمت سربازی رفت. 

پس شغل شهید قبل از رفتن به خدمت کشاورزی بود؟

بله. خیلی به کشاورزی علاقه داشت. پدرش هم کشاورز است. زمین‌های ما به اندازه‌ای نبود که پسرم بتواند آنجا مشغول شود. اوایل، شهید به پدرش در زمین‌های خودمان کمک می‌کرد. وقتی بزرگ‌تر شد، خودش می‌رفت زمین اجاره می‌کرد و روی آن کشت و زرع انجام می‌داد. محصولات مختلف مثل لوبیا، سیب‌زمینی، گوجه، خیار و... پرورش می‌داد و به گذران زندگی‌مان کمک می‌کرد. تقریباً یک سال …



 مادربزرگ «هند رجب» با رد تحقیقات اسرائیل درباره شهادت وی، خواستار تحقیقات بین‌المللی شد
۹ دقیقه قبل / خبرگزاری برنا

مادربزرگ «هند رجب» با رد تحقیقات اسرائیل درباره شهادت وی، خواستار تحقیقات بین‌المللی شد

رفتیم سنندج و به یک بیمارستان راهنمایی شدیم. آنجا دنبالش گشتیم، ولی گفتند اینجا نیست. همینطور سرگردان بودیم که گفتند باید بروید به سردخانه. یک پیکر آنجاست که...

 به دشمن اعتماد نداریم/ وحدت و همدلی، قدرت واقعی کشور است
۱۶ دقیقه قبل / سایت اقتصاد ۲۴

به دشمن اعتماد نداریم/ وحدت و همدلی، قدرت واقعی کشور است

رفتیم سنندج و به یک بیمارستان راهنمایی شدیم. آنجا دنبالش گشتیم، ولی گفتند اینجا نیست. همینطور سرگردان بودیم که گفتند باید بروید به سردخانه. یک پیکر آنجاست که...

 چرا امام حسن عسکری(ع) به سامرا آمدند و ایشان چگونه به شهادت رسیدند؟
۱ ساعت قبل / سایت جماران

چرا امام حسن عسکری(ع) به سامرا آمدند و ایشان چگونه به شهادت رسیدند؟

رفتیم سنندج و به یک بیمارستان راهنمایی شدیم. آنجا دنبالش گشتیم، ولی گفتند اینجا نیست. همینطور سرگردان بودیم که گفتند باید بروید به سردخانه. یک پیکر آنجاست که...

 با امام حسن عسکری (ع) بهتر و بشتر آشنا شوید
۱ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

با امام حسن عسکری (ع) بهتر و بشتر آشنا شوید

رفتیم سنندج و به یک بیمارستان راهنمایی شدیم. آنجا دنبالش گشتیم، ولی گفتند اینجا نیست. همینطور سرگردان بودیم که گفتند باید بروید به سردخانه. یک پیکر آنجاست که...

 یمن: از عبور ۴۸ کشتی متعلق به عربستان در باب‌المندب جلوگیری کردیم؛ ۸ نفتکش را هم هدف قرار دادیم/ ادعای ونس: فشارهای اقتصادی بر ایران، محاسبات آن‌ها را درباره نوع توافق، تغییر می‌دهد/ اکنون وارد مرحله جدیدی شده‌ایم که در آن مؤثرترین ابزار ما، «فشار اقتصادی» است
۱ ساعت قبل / سایت انتخاب

یمن: از عبور ۴۸ کشتی متعلق به عربستان در باب‌المندب جلوگیری کردیم؛ ۸ نفتکش را هم هدف قرار دادیم/ ادعای ونس: فشارهای اقتصادی بر ایران، محاسبات آن‌ها را درباره نوع توافق، تغییر می‌دهد/ اکنون وارد مرحله جدیدی شده‌ایم که در آن مؤثرترین ابزار ما، «فشار اقتصادی» است

رفتیم سنندج و به یک بیمارستان راهنمایی شدیم. آنجا دنبالش گشتیم، ولی گفتند اینجا نیست. همینطور سرگردان بودیم که گفتند باید بروید به سردخانه. یک پیکر آنجاست که...