
جوان آنلاین: سایمون تیسدال (Simon Tisdall) تحلیلگر ارشد سیاست خارجی گاردین افزود: ماه جاری پنج سال از عقب نشینی آشفته و پرهرج و مرج نیروهای آمریکایی از کابل گذشت. تهاجم نظامی تحت حمایت ناتو و اشغال افغانستان به بهانه حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱، اکنون عمدتا یک شکست قلمداد می شود.
به گزارش ایرنا، این تهاجم به هزینه کشته شدن بیش از ۲ هزار و ۴۰۰ سرباز آمریکایی، ۴۵۰ سرباز انگلیسی و ده ها هزار غیرنظامی که (تعداد آن ها به طور دقیق مشخص نیست) تمام شد. افغانستان به مصداقی برای مداخله جویی و ملتسازی نسنجیده غرب تبدیل شد. این نمونه ای از یک «جنگ ابدی» بود؛ عبارتی که اولین بار در طول جنگ ویتنام ابداع شد.
اگر این روایت عبرت انگیز، ارزش ماندگاری داشت، نقش بازدارنده ای را برای سیاستمداران و ژنرال های نظامی بازی می کرد که در وارد شدن در جنگ های بی پایان و ناموجه تعجیل می کنند؛ بدون این که اهداف قابل تحقق و راهبردی برای خروج داشته باشند.
نویسنده خاطرنشان کرد: متاسفانه در جنگ عراق نیز از جنگ های بی پایان درس عبرت گفته نشد؛ حمله ای که با تجاوز آمریکا و انگلیس به عراق در سال ۲۰۰۳ و خروج آن ها در سال ۲۰۱۱ انجام شد و خسارات فراوانی را وارد کرد. اکنون به نظر می رسد که این الگوی فاجعه بار با تصمیم احمقانه دونالد ترامپ برای حمله به ایران تکرار می شود؛ جنگی که او آن را ابتدا «گشت و گذار کوچک» می نامید، وارد ششمین ماه خود شده است.
این که این کابوس دوباره در حال وقوع است، با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. گذشته از علل فوریت برخی جنگ ها، پاسخ آن ها را میتوان در اغراقها و تصورات نادرست مداوم آمریکا در مورد سطح و میزان تهدیدات خارجی، در کنار عدم صداقت سیاسی، غرور ملی، سادهلوحی و آرمانگرایی نابجا پیدا کرد.
کارتر مالکاسیان (Carter Malkasian) استاد کالج ملی جنگ که به عنوان مشاور غیرنظامی نیروهای آمریکایی در هلمند و کابل خدمت می کرد، با یادآوری تجربه هولناک جنگ آمریکا در افغانستان، می گوید که فرضیه اساسی برای نگه داشتن نیروها در افغانستان به مدت ۲۰ سال به طرز مهلکی ناقص بوده است. آمریکا ادعا می کرد که در غیر این صورت این کشور به پناهگاهی امن برای تروریسم بینالمللی تبدیل میشود.
تحلیلگر گاردین در بخش دیگری از نوشتار خود آورده …








