
در تاریخ طولانی تمدن بشر، پیوندها همواره دو معنا داشتهاند: یکی پیوند قراردادهای مادی که بر پایه منفعت و بقای فیزیکی استوار است، و دیگری پیوندهای معنوی که از دلِ معنا بیرون میآیند. اما وقتی در میانه تاریخ، در دلِ تپههای گرم کویر مکه، دو روح در پیوند با هم قرار میگیرند که یکی «امینترین انسان» و دیگری «سنگر استوار حقیقت» است، ما دیگر با یک اتفاق ساده اجتماعی روبهرو نیستیم؛ ما با وقوع یک «انقلاب وجودی» مواجهیم.
سالروز ازدواج حضرت رسول اکرم (ص) با حضرت خدیجه کبری (س)، تنها یک مناسبت تقویمی برای تجدید خاطره نیست؛ این تاریخ، نقطه عطفی است که در آن، مفهوم «خانواده» از یک واحد کوچک اجتماعی، به یک «نهاد استراتژیک برای تحول جهان» ارتقا یافت. در نگاه اول، شاید تصور شود که این پیوند، صرفاً یک پیوند میان یک جوان باایمان و یک بانوی ثروتمند و باوقار بوده است؛ اما اگر با عینک اندیشهورزی و ژورنالیستی به این واقعه بنگریم، درمییابیم که خدیجه (س) و محمد (ص)، با هم، الگوی جدیدی از «مشارکت در رسالت» را تعریف کردند.
در دنیای مدرن امروز، ما با بحران «پوچی روابط» روبهرو هستیم. پیوندها در عصر رسانه، اغلب سطحی، گذرا و مبتنی بر نمایشهای مصرفگرا شدهاند. اما آنچه در سالروز این پیوند قدسی به ما یادآوری میشود، «اصالت در عین سادگی» است. خدیجه (س) در میانه تمام ثروت و شکوهِ مال و منال، به دنبال «معنا» بود و محمد (ص) در میانه تمام تنهاییهای رسالت، به دنبال «آرامش»؛ و این تلاقی، نخستینبار بود که نشان داد خانواده، میتواند «سپر دفاعی» در برابر طوفانهای تاریخی باشد.
روایتهای تاریخی به ما میگویند که این پیوند، از جنس «حمایت بیقید و شرط» بود. خدیجه (س) با تمام آنچه داشت، نه برای انباشت ثروت، بلکه برای تأمین امنیت مسیر وحی، از او حمایت کرد. این دقیقاً همان چیزی است که در تحلیلهای رسانهای امروز از «سرمایه اجتماعی» میگوییم، اما در آن پیوند، این سرمایه، نه برای قدرتنمایی، بلکه برای «خدمت به انسانیت» هزینه شد.
ازدواج پروژه لوکس نیست
در گذار از روایتهای قدسی به واقعیتهای تلخ روزمره، باید با یک پرسش بیرحمانه روبهرو شد؛ چرا امروز که ابزارهای رفاهی بیش از هر زمان دیگری در دسترس است، فاصله میان «خواستن» و «رسیدن» به مفهوم خانواده، به شکلی نگرانکننده …











