
شاید شما هم جزو کسانی باشید که فکر میکنید این تعبیر معجزهگونه رهبر شهید درباره بعثت مردم به خیزش افراد ساکت یا کماعتنا یا کمحساس به موضوعات مهم پس از شهادت ایشان مربوط میشود، اما واقعیت این است که این تعبیر خیلی فراتر و پرمصداقتر از آن چیزی است که ما فکر میکنیم. نگاهی به تعداد کسانی که در فاصله نهم اسفند سال گذشته تاکنون مهاجرت معکوس از خارج کشور داشتهاند، فعالان سیاسی فراوانی که میخواستند سر به تن جمهوری اسلامی نباشد، غیرمسلمانان و مشخصاً چپهایی که سابق بر این در کافهها از آرزوهای خود برای فردای بدون آخوندها میگفتند و آروغ روشنفکری میزدند، از فعالان سیاسی فراوانی که در فتنههای سالهای گذشته مدتهای کم و زیادی را در زندانها گذراندند، از دانشجویانی که... از زنانی که..؛ و خلاصه همه کسانی که دل پری از جمهوری اسلامی و حاکمیت یا شیوه حکومت داشتند، اما در این مدت اکثر شبها در کنار دلبستگان نظام و دلدادگان خمینی و خامنهای، پرچم اللهنشان جمهوری اسلامی را بلند کردند و شعار دادند و برای کودکان میناب و سربازان و درجهداران ناوشکن دنا و رهبر شهید و لاریجانی و شمخانی و باقری و طهرانچی و تنگسیری و... اشک ریختند و شعار دادند و مطالبهگری کردند، نشان میدهد که مصداق کلام رهبر شهید به یک گروه و جمعیت خاص محدود نبوده است.
گوینده جملاتی که در پی میآید یکی از این دست آدمهاست:
«من هم فکر میکردم بریم ببندیم با کدخدا که آقای روحانی میگه مشکلاتمان حل میشه و برام معقول میآمد یا آقای خاتمی که میگفت گفتوگوی تمدنها به دلمان مینشست؛ آقا چرا دعوا کنیم؟ میشه حرف بزنیم و گل و بلبل کنیم. همه هم میگفتند. این آقای پوتین هم توی روسیه میگفت که آقا بریم بهجای اینکه منافع کشور رو صرف مسائل ایدئولوژیک کنیم، بریم با غرب ببندیم. تو اون دوره یک ذره عقل سلیم زمانه داشتن اینگونه بود. معنایش این نیست که درست بود. زمان ارسطو فکر میکردند کره زمین رو سر گاو بوده، ارسطو احمق نبوده که اینطور فکر میکرده. اون زمانه این جوری فکر میکردیم. ولی اینکه بعد از اینهمه تحولی که رخ داده و ما رفتیم هی مذاکره کردیم و تنشزدایی کردیم و هر چی میخواستند بهشون دادیم و جواب نداد. این باید یک ذره [روی نظرات و دیدگاههای ما]تأثیر بگذاره. این نظریه منسجمیه که وقتی تو رفتی یک بار، دو بار، …











