قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۶

امریکا از رؤیای تسلیم تا پذیرش واقعیت ایران

توافق احتمالی میان ایران و امریکا را باید در چارچوب تحولات عمیق‌تر جنگ و تغییر موازنه‌های راهبردی تحلیل کرد، زیرا این توافق صرفاً یک رویداد دیپلماتیک، نظامی...
 امریکا از رؤیای تسلیم تا پذیرش واقعیت ایران

توافق احتمالی میان ایران و امریکا را باید در چارچوب تحولات عمیق‌تر جنگ و تغییر موازنه‌های راهبردی تحلیل کرد، زیرا این توافق صرفاً یک رویداد دیپلماتیک، نظامی یا توقف یک دوره از درگیری‌ها نیست، بلکه بازتابی از فاصله میان محاسبات اولیه آغازکنندگان جنگ و واقعیت‌های شکل‌گرفته در میدان است. مهم‌ترین پیام راهبردی این روند، آشکار شدن شکاف میان اهداف اعلامی ترامپ و امریکا در آغاز جنگ، مبنی بر تحمیل شکست سریع و وادار کردن ایران به تسلیم، با شرایطی است که در نهایت ایران را به یک بازیگر مؤثر در تعیین مسیر پایان جنگ تبدیل کرد. 

در ابتدای جنگ، راهبرد امریکا بر پایه یک برآورد حداکثری از ظرفیت فشار و یک ارزیابی حداقلی از توان مقاومت ایران طراحی شده بود. محاسبه واشینگتن این بود که ترکیب حملات نظامی گسترده، فشار‌های اقتصادی، جنگ روانی، عملیات رسانه‌ای و ایجاد شکاف‌های داخلی می‌تواند در مدت کوتاهی ساختار تصمیم‌گیری ایران را تحت فشار قرار داده و تهران را به پذیرش خواسته‌های طرف مقابل وادار کند. در این چارچوب، جنگ نه به عنوان یک منازعه طولانی‌مدت، بلکه به عنوان عملیاتی برای تغییر حکمرانی در ایران تعریف شده بود. 

اما تحولات بعدی نشان داد که این برآورد با پیچیدگی‌های واقعی قدرت در جمهوری اسلامی ایران، ظرفیت‌های بازدارندگی، قدرت نظامی، تجربه تاریخی و تاب‌آوری جامعه ایرانی در مواجهه با بحران‌ها و همچنین تحولات محیط منطقه‌ای و بین‌المللی همخوانی نداشته است. ایران برخلاف انتظار طراحان اولیه جنگ، نه دچار فروپاشی تصمیم‌گیری شد و نه از معادلات منطقه‌ای کنار گذاشته شد، بلکه با تکیه بر مجموعه‌ای از ظرفیت‌های سخت، نرم و خردمند در میدان، توانست موقعیت خود را در فرآیند جنگ حفظ و ارتقا دهد و در شکل‌دهی به مسیر پایان آن نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند. 

تغییر ماهیت جنگ؛ از تلاش برای تحمیل اراده تا ضرورت پذیرش واقعیت قدرت: یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر معادله، تحول در ادبیات و رفتار سیاسی طرف مقابل است. جنگی که در ابتدا با هدف تحمیل اراده یکجانبه و دستیابی به یک پیروزی سریع آغاز شده بود، به تدریج به عرصه‌ای تبدیل شد که در آن هزینه‌های استمرار درگیری، پیامد‌های منطقه‌ای، محدودیت‌های سیاسی و ضرورت مدیریت بحران، طرف‌های درگیر را به سمت سازوکار‌های توافق و تنظیم جدید روابط سوق داد. 

در این میان، توافق فعلی نشان می‌دهد که پایان جنگ برخلاف تصور اولیه، نتیجه تسلیم یک طرف و پیروزی طرف دیگر نیست، بلکه محصول یک فرآیند پیچیده از مقاومت، بازدارندگی، محاسبه هزینه‌ها و پذیرش واقعیت‌های قدرت است. به بیان دیگر، ایران توانست از موقعیتی که قرار بود در آن صرفاً موضوع تصمیم دیگران باشد، به یکی از عوامل تعیین‌کننده در معماری پایان جنگ تبدیل شود. 

این تحول، دارای اهمیت راهبردی فراوان است، زیرا در نظام بین‌الملل امروز، قدرت صرفاً در توانایی آغاز جنگ یا وارد کردن ضربه خلاصه نمی‌شود، بلکه توانایی مدیریت بحران، حفظ انسجام داخلی، ایجاد هزینه برای طرف مقابل، بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماتیک و تبدیل فشار‌ها به فرصت‌های سیاسی، بخش مهمی از مفهوم قدرت ملی را تشکیل می‌دهد. 

شکست یک تصور سنتی درباره جنگ‌های جدید: جنگ اخیر بار دیگر نشان داد که الگوی جنگ‌های قرن بیست‌ویکم با جنگ‌های کلاسیک تفاوت اساسی دارد. در گذشته، برتری نظامی می‌توانست به سرعت به پیروزی سیاسی منجر شود، اما در شرایط کنونی، پیروزی در میدان نظامی الزاماً به معنای دستیابی به اهداف سیاسی نیست. تجربه این جنگ نشان داد که میان «توانایی وارد کردن خسارت» و «توانایی تحمیل نتیجه سیاسی پایدار» فاصله وجود دارد. 

امریکا و متحدانش ممکن است از ظرفیت‌های گسترده نظامی، فناوری پیشرفته و قدرت اقتصادی برخوردار باشند، اما تبدیل این ظرفیت‌ها به نتیجه سیاسی مطلوب، نیازمند درک دقیق از محیط راهبردی، شناخت اراده و ظرفیت طرف مقابل و توجه به پیامد‌های منطقه‌ای و جهانی اقدامات نظامی است. 

از این منظر، یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های ایران در این فرآیند، جلوگیری از تبدیل جنگ به یک سناریوی از پیش تعیین‌شده و بازگرداندن عنصر عدم قطعیت به محاسبات طرف مقابل بود. این امر باعث شد که جنگ از یک پروژه کوتاه‌مدت برای تحمیل خواسته‌ها، به یک بحران پیچیده تبدیل شود که مدیریت پایان آن نیازمند تعامل و پذیرش نقش بازیگران مختلف، به‌ویژه ایران، باشد. 

ایران از هدف جنگ به بازیگر تعیین‌کننده پایان جنگ: تحلیل روند جنگ نشان می‌دهد که ایران توانست سه اقدام راهبردی مهم انجام دهد: 

نخست؛ حفظ ظرفیت تصمیم‌گیری مستقل: مهم‌ترین هدف جنگ، کاهش قدرت انتخاب و استقلال تصمیم‌گیری ایران بود. اما استمرار توان تصمیم‌سازی و مدیریت بحران نشان داد که فشار نظامی و سیاسی نتوانسته است این ظرفیت را ضعیف کند. 

دوم؛ تبدیل مقاومت به سرمایه برای مشروعیت سیاسی: ایران تلاش کرد هزینه‌های تحمیل جنگ را صرفاً به یک مسئله نظامی محدود نکند، بلکه آن را به یک موضوع مرتبط با استقلال، امنیت ملی و جایگاه منطقه‌ای پیوند دهد. این امر موجب شد جنگ به عرصه‌ای برای رقابت روایت‌ها و مشروعیت‌بخشی سیاسی نیز تبدیل شود. 

سوم؛ حفظ نقش در نظم پساجنگ: مهم‌ترین نشانه تغییر معادله آن است که ایران در مرحله پایان جنگ صرفاً دریافت‌کننده تصمیمات دیگران نیست، بلکه یکی از طرف‌های اصلی و تعیین‌کننده است که بدون در نظر گرفتن منافع و ملاحظات آن، امکان شکل‌گیری یک توافق پایدار و نظم جدید دشوار بلکه غیرممکن خواهد بود. 

الزامات دوره پساجنگ؛ تبدیل موفقیت میدانی به دستاورد پایدار: با وجود اهمیت تغییر معادله، مرحله پساجنگ به همان اندازه دوره جنگ اهمیت دارد. تجربه تاریخی نشان داده است که موفقیت در یک بحران، زمانی به دستاورد راهبردی تبدیل می‌شود که با برنامه‌ریزی دقیق برای آینده همراه باشد. ایران در دوره پساجنگ نیازمند آن است که ضمن حفظ دستاورد‌های دفاعی- امنیتی، بازدارندگی و ارتقای سلاح‌های راهبردی به چند محور اساسی توجه کند: 

• بازسازی و تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی 

• ارتقای توان اقتصادی برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر فشار‌های خارجی 

• تبدیل تجربه جنگ به یک دکترین جامع بازدارندگی ملی

• فعال‌تر کردن دیپلماسی منطقه‌ای و بین‌المللی 

• تقویت قدرت نرم و روایت‌سازی مؤثر در افکار عمومی جهان 

• بهره‌گیری از فرصت‌های جدید در نظم در حال گذار جهانی. 

توافق احتمالی کنونی را می‌توان نشانه‌ای از تغییر یک معادله مهم دانست: جنگی که با هدف تحمیل شکست سریع و تسلیم ایران آغاز شد، در مسیر خود به فرآیندی تبدیل شد که ایران در آن توانست جایگاه یک بازیگر مؤثر و تعیین‌کننده را حفظ کند. این تحول به معنای پایان همه رقابت‌ها و فشار‌ها نیست، بلکه نشان‌دهنده ورود به مرحله جدیدی از رقابت راهبردی است که در آن قدرت‌ها تلاش خواهند کرد از ابزار‌های مختلف برای تأثیرگذاری بر آینده ایران استفاده کنند. 

درس اصلی این تجربه برای مطالعات راهبردی آن است که در جهان پیچیده امروز، هیچ قدرتی صرفاً با اتکا به برتری تک‌بعدی و نظامی نمی‌تواند اراده خود را بر یک بازیگر دارای ظرفیت‌های تاریخی، هویتی و ژئوپلیتیکی تحمیل کند. پیروزی واقعی در عصر جدید، حاصل ترکیب قدرت سخت، قدرت نرم، خردمندی دیپلماتیک، انسجام داخلی و توان تبدیل بحران به فرصت است. از این منظر، مهم‌ترین تحول جنگ اخیر نه صرفاً در میدان نبرد، بلکه در تغییر جایگاه ایران از «موضوع فشار» به «عامل اثرگذار در تعیین آینده» قابل مشاهده است.



۴۴ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

چرا ایران و امریکا توافق نمی‌ کنند؟

روزنامه خراسان نوشت: البته اینجا منظور توافق دائم و جامع میان دو طرف هم نیست؛ چون شانس آن فعلا در حد صفر است. اما چرا چشم‌اندازی برای یک «توافق موفق مقطعی» هم وجود ندارد؟ علت آن در بن‌‎بستی پیچیده نهفته است که کلیت جنگ با آن مواجه است.    واقعیت این است که جنگ در بعد نظامی تا اینجای کار شکست خورده و به اهدافش نرسید؛ اما چون نه پیروزی و نه شکستی مطلق حاصل نشده است، لزوما ناکامی جنگ نظامی در تحقق اهدافش به معنای آن نیست که طرف آمریکایی کنار خواهد آمد و به این راحتی به توافقی مطلوب تهران تن خواهد داد.    ترامپ راهکاری برای خروج از این وضعیت ندارد؛ هم راهکار نظامی تا اینجای کار مثمر ثمر نبوده است و البته این  نیز به معنای دست کشیدن از جنگ و حمله نیست و هم راهکار سیاسی و دیپلماتیک برای ترامپ بسیار پرهزینه است؛ چون اساسا در شرایط فعلی شانسی برای کسب دستاورد دیپلماتیک خاص و قابل عرضه در آمریکا برای خود نمی‌بیند و پذیرش توافقی مانند تفاهم‌نامه نیز به معنای یک شکست مضاعف و در آستانه انتخابات کنگره بسیار دردسرساز خواهد بود.   در این راستا هم دیدیم که همین تفاهم نامه که کاملا به نفع ایران بود، به محض انتشار متن و امضا سریعا به دستاویزی برای حملات تند به ترامپ در آمریکا و اسرائیل تبدیل شد. 

 ترامپ برای خروج از این جنگ و لو موقت به توافقی نیاز دارد که اگر هم مضمون و محصول آن اصل جنگ را توجیه نکند و تابع آن نباشد، بلکه برای او دردسری بزرگ نیز ایجاد نکند که هم خود جنگ را زیر سوال ببرد و هم در مظان این اتهام قرار گیرد که کارزار نظامی‌اش نتیجه معکوس داده و به جای تضعیف تهران امتیازهای کلانی به آن داده و جایگاهش را تقویت کرده است.    در مجموع، وضعیت کنونی را باید بن‌بستی پیچیده و چند لایه و یک ابهام و بلاتکلیفی مزمن و در عین حال خطرناک دانست. نه گزینه نظامی توانسته است راه خروجی قطعی ایجاد کند و نه مسیر دیپلماتیک.

البته اینجا نباید مانع دستیابی به توافق با تهران در شرایط کنونی را صرفا به ویژگی‌های فردی و روانی ترامپ، از جمله خودشیفتگی یا غرور سیاسی او، تقلیل داد. آمریکا با توجه به جایگاه ابرقدرتی خود و نیز مجموعه بازیگران غربی، پیامد هر نوع توافقی را که در آن کنترل ایران بر تنگه هرمز تثبیت و تحریم‌ها برطرف و موجب تقویت جایگاه ایران شود، به معنای تغییر موازنه قدرت در منطقه به ضرر اسرائیل و منافع آمریکا و غرب ارزیابی می‌کنند که  نقض غرض جنگ است.   از همین رو، بعید به نظر می‌رسد آمریکا، اسرائیل و کشورهای غربی به ‌سادگی با وضعیت کنونی و چنین توافقی کنار بیایند. بنابراین شانسی برای یک مصالحه موقت در قالب «توافقی موفق و قابل اجرا» نیز وجود ندارد؛ مگر این که جنگ به موازنه‌ای برسد که چنین توافقی نتیجه تحمیلی آن باشد. اما در عین حال قبل از رسیدن به این نقطه، همچنان احتمال تفاهمات محدود و البته «با سرانجامی ناموفق» وجود دارد.

آمریکا فعلا منتظر نتایج تشدید جنگ اقتصادی به ویژه پس از اقدام امارات است و برنامه بعدی آن تابعی از ارزیابی اش از این نتایج و وضعیت داخلی ایران است. ولی در کل احتمال جنگ و حملات جدید در هفته‌ها و ماه‌های آتی نیز بسیار جدی است.

در مقابل نیز احتمال حملات پیش‌دستانه ایران با هدف بر هم زدن معادله جنگ فرسایشی و محاصره قبل از انتخابات کنگره آمریکا بالاست.

 


۵ ساعت قبل / روزنامه ستاره صبح

آیا حمله اتمی در راه است؟

مناسبات قدرت در جهان برآشفته کنونی به گونه‌ای دگرگون شده که بازیگران نظام جهانی نه‌تنها هژمونی، بلکه بیشتر راهبرد بقا را دنبال می‌کنند. بازیگران بزرگ نظام جهانی مانند ایالات متحده امریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپا و در نهایت ایران با روندی از تهدید بقا روبه‌رو هستند که مؤلفه‌های آن پنهان و غیرشفاف هستند.

راهبرد بقا در بستر آنارشی دهه سوم قرن ۲۱ بر ادامه کنش بازیگران در بدترین شرایط ممکن و کمترین امکان کنش سازگار با دگرگونی مناسبات قدرت، بنیان شده و چشم انداز کنشگری بازیگران را تعریف می‌کند. منابع محدود یا کمیاب بازیگران در مناسبات قدرت با وجود جنگ افزارهای نسل ۵ و نسل ۶ جنگنده‌ها، موشک‌های بالستیک هوش مصنوعی و...، انقلاب پهپادی در جنگ‌های چند سال اخیر را برساخته که جنگ روسیه و اوکراین از فوریه ۲۰۲۲ تا تهاجم فراگیر یک سال گذشته اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران با این انقلاب پهپادی شناخته می‌شوند.

در کنار انقلاب پهپادی در میدان جنگ‌های جهانی که هنر جنگ قرن 21 را شکل داده، ناتوانی قدرت‌های بزرگ یا ابرقدرت‌های نظامی جهان برای پیروزی کامل و پایان جنگ با مزایای بیشمار، سیاست‌گذاران را به سوی جنگ افزارهای هسته‌ای یا بمب اتمی متمایل کرده است. ناتوانی روسیه در شکست اوکراین، ناتوانی اتحاد اسرائیل، امریکا و اعراب در شکست ایران و... سبب بروز انگاره اثرگذاری بمب اتمی برای پایان جنگ شده است.

انگاره تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا و اسرائیل به ایران برای باز کردن تنگه هرمز و پایان جنگ، همسانی روزافزونی با انگاره پایان جنگ اوکراین با بمب اتمی دارد! این دو انگاره بر الگوی ضربه سخت برای بازگشت به نظم پیشین یا همان نظم دو ابرقدرتی بنیان شده که دارای طرفدارانی در دولت دونالد ترامپ، دولت پوتین و بلکه برخی سیاستمداران تندروی اروپایی است. رویکردی هراسناک از تاکتیکی که می‌تواند جهان را به آتش کشیده و پایان تاریخ را رقم زند.

در اندیشه سیاست‌گذاران راهبردی غربی به‌ویژه ایالات متحده امریکا و برخی دولت‌های اروپایی، راه نهایی برای پایان جنگ اوکراین و روسیه، تشویق روسیه برای تهاجم اتمی به اوکراین است که اوکراین، قربانی منافع بازیگران بزرگ می‌شود. سیاست‌گذاران تندروی ایالات متحده امریکا به دنبال راهکاری برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ یک سال گذشته امریکا و اسرائیل با ایران هستند که گویا تنها با بمب اتم و تهاجم اتمی به ایران امکان‌پذیر است. پیشینه تاریخی اروپای جنگ افروز و ایالات متحده ابرقدرت نشان می‌دهد که رهبران آنها، صلح را با کشتار فراگیر و جهان ویران امکان‌پذیر می‌دانند.

بنابراین جهان آشفته کنونی می‌تواند بار دیگر کارزار جنگ اتمی یا تهاجم اتمی بازیگران علیه یکدیگر باشد. روند رویدادهای جهان آشفته و مناسبات جدید قدرت که مورد پسند قدرت‌های بزرگ نیست، وحشت از جنگ اتمی را بر افکار عمومی چیره کرده است و سیاست‌گذاران را سرگردان می‌سازد. عادی‌سازی تهاجم اتمی به اوکراین یا ایران در افکار عمومی را می‌توان در اخبار و تحلیل‌های روزمره رسانه‌های بین‌الملل دنبال کرد که در چارچوب هشدارهایی از سوی سیاستمداران یا کارشناسان مطرح می‌شوند.

منبع:‌ دیپلماسی ایرانی


۵ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم

به گزارش آفتاب نیوز،

در این گزارش اخبار مربوط به جنگ به روزرسانی می شود...

 




 به پزشکیان اطلاعات نادرست می‌دهند! | بزرگ‌ترین خیانت را کسانی کردند که...
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

به پزشکیان اطلاعات نادرست می‌دهند! | بزرگ‌ترین خیانت را کسانی کردند که...

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس اسلامی گفت: مشخص نیست رقم ۵، ۶ یا ۷ میلیارد دلار واردات بنزین از کجا آمده و اطلاعات رئیس‌جمهور بر چه مبنایی ارائه شده است.

 پیشنهاد ایران برای تشکیل صندوق توسعه زیرساخت‌های گردشگری بریکس
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

پیشنهاد ایران برای تشکیل صندوق توسعه زیرساخت‌های گردشگری بریکس

وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی با تشریح دستاوردهای حضور ایران در سومین اجلاس وزرای گردشگری بریکس در هند، از ارائه پیشنهادهای مشخص ایران برای تعمیق همکاری‌های گردشگری میان کشورهای عضو خبر داد و گفت: اراده کشورهای عضو بریکس، افزایش سطح همکاری‌هاست و این مسیر می‌تواند به شکل‌گیری مناسباتی راهبردی و پایدار در حوزه گردشگری منجر شود.

 سخنگوی وزارت دفاع: تولید تسلیحات دفاعی دو برابر شد
۷ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

سخنگوی وزارت دفاع: تولید تسلیحات دفاعی دو برابر شد

سخنگوی وزارت دفاع از دوبرابر شدن تولید تسلیحات دفاعی در یک سال گذشته خبر داد و گفت: راه مقابله با قدرت‌های بیگانه‌ای که می‌خواهند استقلال کشور را مورد تهاجم...

 ببینید| سخنگوی وزارت دفاع: تنها راه مقابله با قدرت‌های بیگانه، قوی شدن است
۸ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ببینید| سخنگوی وزارت دفاع: تنها راه مقابله با قدرت‌های بیگانه، قوی شدن است

سخنگوی وزارت دفاع با تأکید بر ضرورت تقویت توان کشور گفت: تنها راه سلطه‌ستیزی و مقابله با قدرت‌های بیگانه که استقلال، موجودیت و هویت ایران را هدف قرار می‌دهند، قوی شدن و افزایش قدرت کشور است.

 وال‌استریت ژورنال: فشار ترامپ به «دبی»، یکی از بزرگترین شریان‌های حیاتی اقتصادی ایران | امارات نگران تلافی نظامی ایران و آسیب اقتصادی است
۱۲ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

وال‌استریت ژورنال: فشار ترامپ به «دبی»، یکی از بزرگترین شریان‌های حیاتی اقتصادی ایران | امارات نگران تلافی نظامی ایران و آسیب اقتصادی است

امارات تحت فشار ترامپ، تجارت و تراکنش‌های مالی با ایران را متوقف کرد تا شریان ۲۱ میلیارد دلاری واردات ایران را ببندد، اما نگرانی از تلافی نظامی و آسیب به اقتصاد دبی، این کشور را به حفظ خطوط پنهان دیپلماتیک با تهران واداشته است.

 دومین واکنش چینی‌ها به تهدید اخیر ترامپ علیه ایران | چین کنار ایران...
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

دومین واکنش چینی‌ها به تهدید اخیر ترامپ علیه ایران | چین کنار ایران...

چینی‌ها برای دومین بار پس از تهدید آمریکا علیه ایران، اقدامات آمریکا را غیرقانونی خطاب کردند.