
اگر هوش مصنوعی بتواند از چهره یا صدای ما محتوایی بسازد که هرگز تولید نکردهایم، قانون کیفری چگونه از حیثیت، اموال و امنیت ما حمایت میکند؟ وقتی تصویر و صدای ما میتواند جعل شود، چه کسی از حقیقت و آبروی ما محافظت میکند؟ این پرسشها، با گسترش فناوری «دیپفیک» دیگر صرفاً یک فرض دور از ذهن نیست.
دیپفیک، فناوری تولید یا دستکاری صدا، تصویر و ویدئو با کمک هوش مصنوعی است؛ فناوریای که میتواند چهره یا صدای افراد را چنان بازسازی کند که محتوای تولیدشده در نگاه نخست واقعی به نظر برسد. این ابزار ممکن است کاربردهای آموزشی، هنری یا سرگرمی داشته باشد، اما هنگامی که برای تحریف واقعیت، تخریب آبرو، فریب مالی یا تهدید اشخاص به کار رود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک شوخی اینترنتی دانست. تصور کنید صدای فردی شبیهسازی شود و از اعضای خانواده او درخواست پول کند؛ یا تصویری ساختگی از یک شخص در فضای مجازی منتشر شود که او را در موقعیتی خلاف واقع نشان میدهد. در چنین فرضهایی، آسیب فقط مجازی نیست. اعتبار اجتماعی، روابط خانوادگی، آرامش روانی و حتی دارایی افراد ممکن است در معرض خطر قرار گیرد.
به همین دلیل، اهمیت دیپفیک بیش از آنکه در خودِ فناوری باشد، در شیوه استفاده از آن و نتیجهای است که برای دیگران ایجاد میکند. حقوق کیفری ایران عنوان مستقلی با نام «جرم دیپفیک» پیشبینی نکرده است؛ با این حال، این به معنای فقدان کامل امکان واکنش کیفری نیست. بسته به نوع رفتار، قصد مرتکب و نتیجهای که ایجاد شده، ممکن است برخی عنوانهای مجرمانه موجود قابلیت انطباق با استفاده زیانبار از دیپفیک را داشته باشند. برای نمونه، ماده ۷۴۴ قانون مجازات اسلامی در بخش جرائم رایانهای، تغییر یا تحریف فیلم، صوت یا تصویر دیگری از طریق سامانههای رایانهای یا مخابراتی و انتشار آن را، در صورتی که موجب هتک حیثیت شود، قابل مجازات دانسته است.
بنابراین، اگر شخصی با استفاده از هوش مصنوعی تصویر یا صدای دیگری را دستکاری کند و آن را بهگونهای منتشر سازد که به آبرو و حیثیت او لطمه بزند، رفتار او ممکن است در چارچوب همین ماده قابل بررسی باشد. در اینجا، مسئله اصلی آن است که فناوری جدید، ابزار تازهای برای همان آسیب قدیمی یعنی تعرض به حیثیت افراد فراهم کرده است. همچنین ماده ۷۴۵ قانون مجازات اسلامی، انتشار …











