قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۳ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۷

یک جان داریم فدای این راه

شب قبل از شهادت، فرمانده‌شان به دیدن ایشان آمده و با توجه به خطرات پیش‌رو، به ایشان هشدار داده بود که وضعیت خطرناک است و ممکن است در این جبهه شهید شوند، اما...
 یک جان داریم فدای این راه

جوان آنلاین: شب قبل از شهادت، فرمانده به دیدن منصور می‌رود و با توجه به خطرات پیش‌رو، به ایشان هشدار می‌دهد که وضعیت خطرناک است و ممکن است در این جبهه شهید شوند، اما منصور مهدی با همان آرامش همیشگی، از کانکس بیرون آمده و خطاب به فرمانده‌اش گفته بود: «ما که فقط یک جان داریم، چه بهتر که آن را هم در این راه فدا کنیم.» متن پیش‌رو ماحصل هم‌کلامی ما با همسر شهید نیروی پدافند هوایی ارتش در جنگ رمضان ستوانیکم شهید منصور مهدی است. 

عشق در یک نگاه 

منصور متولد آذر سال ۱۳۶۵ در روستای چهل‌خانه در فریدن بود. او از بچگی هم درس می‌خواند و هم در کنار پدرش در زمین کشاورزی کار می‌کرد. منصور علاقه زیادی به ورزش داشت و عاشق فوتبال بود. از سال ۸۷ وارد ارتش شد و بعد از سپری کردن دوره‌های آموزشی در تهران، برای خدمت به پایگاه هاشم‌آباد در نزدیکی تودشک اصفهان منتقل شد. 

من و منصور با هم فامیل بودیم؛ ما دختردایی، پسرعمه بودیم. با ازدواج خواهر من و برادر ایشان در سال ۸۲، مسیر زندگی‌مان بیشتر به هم نزدیک شد. در جمع‌های خانوادگی همدیگر را می‌دیدیم، اما واقعاً یک روز، در یک نگاه، عاشق هم شدیم. منصور خیلی صادق و بی‌پروا بود، او به خواهر من که زن‌داداشش می‌شد، گفت «من مهری را خیلی دوست دارم و می‌خواهم با او ازدواج کنم.» 

مهری ازدواج کرد! 

عشق او به من بسیار عمیق و واقعی بود. خانواده‌اش از این علاقه مطلع بودند. بعد‌ها متوجه شدم که حتی پدرشان، سال‌ها پیش از آنکه ما رسماً نامزد کنیم، به پدرم گفته بود «مهری را برای منصور می‌خواهیم». اما خاطره‌ای زیبا از آن روز‌ها دارم که مادرش تصمیم گرفت عشق او را به من امتحان کند. می‌گفتند، منصور دوران آموزشی‌اش را در تهران می‌گذراند که مادرشان به شوخی با او زنگ می‌زند و می‌گوید؛ «مهری ازدواج کرد!» 

او که با تمام وجود به من علاقه داشت، با شنیدن این خبر، تمام آرامشش را از دست می‌دهد. می‌گفت، آن لحظه هیچ چیز نفهمیدم، سرم گیج رفت، روی صندلی افتادم و زدم زیر گریه. با دیدن حال پریشان او، دوستان و فرمانده‌اش دورش جمع شده بودند و سعی می‌کردند بفهمند چه شده؟! منصور عاشق من بود. 

هر جا بروی با تو می‌آیم! 

من با شرایط زندگی نظامی‌ها تا حدی آشنا بودم، چون شوهر خواهرم (برادر منصور) نظامی بود و در نیروی هوایی خدمت می‌کرد. از طرفی همسر من، شهید مهدی در نیروی پدافند بود و من تقریباً با فضای کار آنها آشنایی داشتم. نکته‌ای که در مورد منصور خیلی مهم است و می‌خواهم برایتان از آن خصوصیت بگویم، دلسوزی‌اش بود. منصور با همه علاقه‌ای که به من داشت، این را بر خود واجب می‌دانست که به من بگوید؛ «من در پدافند ارتش هستم و قطعاً مأموریت‌ها و روز‌های سختی هم در پیش خواهم داشت این را حتماً به مهری بگویید! من او را دوست دارم و نمی‌خواهم شغل و آینده‌ام او را به سختی بیندازد.» با این صحبت‌های منصور علاقه‌ام به او چند برابر شد. از همان روز‌ها خودم را برای دوری و تنهایی آماده کرده بودم، با تمام وجود شرایط را پذیرفته بودم و حتی به او می‌گفتم: «هر جا که بروی با تو می‌آیم.» 

به سخت‌جانی خویش این گمان نبود 

دوم اردیبهشت سال ۸۸، منصور به خواستگاری‌ام آمد. با اینکه همدیگر را خوب می‌شناختیم، اما از همان ابتدا، صحبت‌های ما در مورد اعتقادات مذهبی‌مان بود. حتی درباره پوشش و چادر هم با هم صحبت کردیم. او می‌دانست که من از ابتدا چادری هستم، اما با دلسوزی از من می‌پرسید که آیا این سبک زندگی همیشگی است یا ممکن است بعد از مدتی تغییر کند؟! من هم به او اطمینان دادم که این سبک زندگی همیشگی است. 

همان روز باز هم از سختی راه و مسیر پیش‌رو در زندگی یک نظامی صحبت شد و من هم مجدداً اطمینان خاطر دادم که همیشه کنارش هستم، حتی گفتم: «اگر اتفاقی برای شما بیفتد، من هم ثانیه‌ای زنده نخواهم ماند!» حالا که ماه‌ها از شهادت او گذشته و من هنوز در این دنیا هستم، با خود می‌گویم شاید آن حرفم از ته دل نبود! نمی‌دانم چرا هنوز زنده‌ام! شاید به قولی، ما را به سخت‌جانی خویش این گمان نبود! 

محمدطا‌های من! 

به خواست خدا سال ۸۸ عقد کردیم و ۱۷ سال با هم زندگی کردیم، تا اینکه در سال ۱۴۰۵ ایشان به مقام شهادت رسید. حاصل این ازدواج و عشق، پسرم «محمدطاها» ست که اکنون ۱۱ سال دارد و در کلاس پنجم تحصیل می‌کند. منصور مرد بسیار مهربانی بود و در کار‌های خانه همیشه در کنار من بود. من دوران بارداری خیلی سختی داشتم و تقریباً ۹ ماه کامل استراحت مطلق بودم. در این مدت، ایشان تمام کار‌های خانه، از آشپزی گرفته تا هر کار دیگری، به تنهایی انجام می‌دادند تا من بتوانم استراحت کنم. 

با عشق و حمایت بی‌دریغش کنارم بود 

وقتی در سال ۸۸ با ایشان ازدواج کردم، دانشجوی رشته تربیت بدنی در دانشگاه اصفهان بودم، اما به دلیل مسافت طولانی محل خدمت ایشان (پایگاه هاشم‌آباد در مسیر تودشک و نایین) و شرایط کاری و خانوادگی، مجبور شدم تحصیل را در آن زمان رها کنم، اما بعد از اینکه فرزندمان به دنیا آمد، او خودش مسیر را برای من هموار کرد. در آن دوران، ایشان با عشق و حمایت بی‌دریغ در کنارم بود. وقتی من برای کلاس‌های دانشگاه می‌رفتم، ایشان همراه من بود. محمدطا‌های کوچولو را با خود می‌برد و در ماشین جلوی دانشگاه می‌نشست تا من در آرامش فکری و روحی به درسم برسم. اینطور محمد هم به ما نزدیک بود. من بعد از اتمام کلاس‌ها می‌آمدم پیش منصور و محمدطاها، به بچه رسیدگی می‌کردم و لحظات شیرین و به‌یادماندنی را در کنار هم سپری کردیم. 

پدری مهربان 

منصور پدری مهربان بود، رابطه‌ای خوب و صمیمی با پسرمان داشت. او تمام لحظات آزادش را با ما سپری می‌کرد. همراه با محمدطا‌ها به پارک یا استخر می‌رفت، با هم تنیس و فوتبال بازی می‌کردند. در خانه بازی‌های فکری انجام می‌داد و حتی گاهی با هم در آشپزی کمک‌حال من می‌شدند. این صمیمیت و ارتباط پدر و پسری چنان عمیق بود که محمدطا‌ها بعد از گذشت ماه‌ها هنوز هم با شهادت پدرش کنار نیامده است. رابطه‌اش با من هم بسیار عالی بود. من معلم هستم، وقتی از مدرسه به خانه برمی‌گشتم، ایشان که از شیفت آمده بود، همیشه غذا را آماده می‌کرد. محمدطا‌ها امروز هم گاهی با دلتنگی می‌گوید: «مامان، ما دیگر هیچ‌کدام از اینها را نداریم.» 

شهید مهدی همیشه تلاش می‌کرد تمام شرایط را برای رسیدن ما به خواسته‌هایمان فراهم کند. او با شوخی‌های شیرینش، همیشه در خانه فضا را شاد و پر از نشاط می‌کرد. بسیار دست‌ودل‌باز و مهربان بود و هیچ مناسبتی را از دست نمی‌داد. از جشن تولد گرفته تا سالگرد ازدواج، حتی این یادآوری شاید ساده‌ترین کار باشد، مثل خرید یک کیک یا یک کادوی کوچک. او با عشق آن را برای ما انجام می‌داد تا ما احساس شادی کنیم. 

نسبت به سربازان دلسوز بود 

در دوران خدمت، منصور فوق‌العاده مسئولیت‌پذیر بود. زمانی که من در پایگاه هاشم‌آباد زندگی می‌کردیم، ایشان «ذی‌حساب» بود، یعنی مسئولیت تأمین و تقسیم وسایل و خوراکی‌هایی را که به ایشان سپرده می‌شد، برعهده داشت. یک‌بار، یکی از دوستانش از ایشان خواست که کمی قند بیشتر از سهمی که به ایشان می‌رسید را به او بدهد. ایشان با کمال احترام و رعایت امانتداری پاسخ داد که نمی‌توان این کار را انجام دهد. او حتی در کوچک‌ترین موارد حق و امانت هم میان بچه‌ها تفاوتی قائل نمی‌شدند و وظیفه‌شان را به بهترین شکل انجام می‌داد. 

علاوه بر امانتداری، ایشان نسبت به سربازانشان بسیار حساس و دلسوز بود. دوست نداشت کسی تحت فشار باشد یا به آنها زور گفته شود. وقتی شیفت در کانکس‌های کوهستانی بود، بسیار مراقب آنها بودند. مثلاً هر هفته برای سربازان لیموناد، کیک، میوه و خوراکی‌های مختلف می‌خریدند تا در آن شرایط سخت، حال‌شان بهتر باشد. 

وقتی سربازان متوجه شدند که منصور شهید شده، بسیار گریه می‌کردند. اینها همه نشان از علاقه و احترامی بود که به فرمانده‌شان داشتند. آنها نه تنها به خاطر یک فرمانده، بلکه به خاطر انسانی که همیشه مراقب‌شان بود و نگران سختی‌های کارشان بود، غمگین بودند. 

جنگ تحمیلی ۱۲ روزه 

جنگ ۱۲ روزه که آغاز شد، دوران بسیار سختی برای همه ما بود، مخصوصاً وقتی با چشم خود می‌دیدیم که همکاران شهید مهدی، یکی پس از دیگری به مقام شهادت می‌رسند. آن صدا‌ها و انفجار‌ها درست در نزدیکی محل سکونت ما، یعنی داخل پایگاه، شنیده می‌شد و این موضوع بچه‌ها را به شدت می‌ترساند. شرایط بسیار دشوار بود، چون ایشان در خدمت بودند، خانواده‌ها از هم جدا می‌شدند و شیفت‌های کاری ایشان روزانه و بسیار سنگین شده بود. تصور کنید یک روز کامل را پشت توپ در کوهستان، زیر آفتاب سوزان یا در کانکس‌هایی با امکانات بسیار کم سپری می‌کردند. 

جنگ تحمیلی رمضان 

خوب به یاد دارم در آن روز‌ها من بار‌ها با نگرانی و دلتنگی می‌پرسیدم: «چرا من شهید نشدم؟»، اما ایشان با همان نگاه عمیق و مسئولیت‌پذیرش به من می‌گفت: «نه، مگر همه باید شهید بشوند؟! پس کی باید خدمت کند، کی باید کار کند؟ کی باید بر مبنای وظیفه، به حریم کشور برسد؟» 

بعد از آن، جنگ رمضان شروع شد. آن روز‌ها حتی از جنگ ۱۲ روزه هم سخت‌تر بود. ساعت‌ها طول می‌کشید که گوشی‌هایشان را جواب بدهند. ما و دیگر خانواده‌ها از شدت استرس و نگرانی اینکه چه اتفاقی برایشان افتاده، از پا در می‌آمدیم. 

شرکت در تجمعات شبانه 

من و منصور در مورد حملات و جنایات رژیم صهیونیستی، همیشه گفت‌و‌گو‌های زیادی داشتیم. یکی از موارد بسیار مهمی که ایشان همیشه به آن حساس بود، حفظ اسرار و امنیت کشور بود. اگر می‌دید کسی در جایی از ضعف‌های نظامی کشور صحبت می‌کند و ناامیدی را القا می‌کند، به شدت ناراحت می‌شد و می‌گفت نباید اجازه داد چنین حرف‌هایی‌زده شود. حتی اگر در شرایطی بودیم که امکانات کم بود، او تأکید داشتند که نباید ضعف را نشان داد، بلکه باید همیشه بر قدرت و توانمندی‌مان تأکید کنیم. او اعتقاد زیادی بر حضور در تجمعات شبانه داشت و آن را ابزار بسیار مهمی برای نشان دادن موضع خودمان می‌دانست. از این رو تقریباً هر شب در تجمعات و راهپیمایی‌ها شرکت می‌کردیم. 

موهبتی، چون شهادت! 

اولویت اولش در زندگی، نماز اول وقت بود. روزه‌هایش هیچ‌گاه ترک نمی‌شد. حتی در سخت‌ترین شرایط جنگ رمضان، وقتی زیر آفتاب سوزان در کانکس‌های کوهستانی شیفت می‌داد، تمام روزه‌هایشان را می‌گرفت. او آرامش عجیبی در آن روز‌ها داشت. شب قبل از شهادت، فرمانده‌شان به دیدن ایشان آمده و با توجه به خطرات پیش رو، به ایشان هشدار داده بود که وضعیت خطرناک است و ممکن است در این جبهه شهید شوند، اما ایشان با همان آرامش همیشگی، از کانکس بیرون آمده و گفته بود: «ما که فقط یک جان داریم، چه بهتر که آن را هم در این راه فدا کنیم.» او بر این باور بود که شهادت یک موهبت است. 

فرزندان معنوی منصور 

علاوه بر این ایشان بسیار بخشنده و خیرخواه بود. حتی در میانه‌های سختی‌ها، فراموش نمی‌کرد که به فرزندان معنوی خود کمک کنند؛ مثلاً از طریق کمیته امداد، برای حمایت از نیازمندان و یتیمان، مبالغی را برای کمک به آنها ارسال می‌کرد. 

این چه فکری است؟! 

تنها چیزی که از آخرین لحظات بدرقه ایشان در خاطرم مانده، آن نگاه معنادار منصور است. وقتی برای خداحافظی دستش را گرفتم و داشت دست خود را از دست من جدا می‌کرد تا برود، نگاهی به من انداخت که معنای خاصی برایم داشت. در آن لحظه، هیچ حرفی از شهادت بین ما رد و بدل نشد، اما آن نگاه، همه چیز را برایم بازگو کرد. در آن لحظه، لرزه به جانم افتاد و ناگهان ترس از شهادت ایشان به ذهنم آمد، اما بلافاصله به خودم نهیب زدم که «مهری! این چه فکری است؟» سعی کردم تمام ذهنم را از آن فکر تلخ منحرف کنم. 

حفظ ارزش و اصالت خانوادگی 

ایشان همیشه بر مسائل اخلاقی و حفظ حیا تأکید داشت. در توصیه‌ها و وصیت‌های اخلاقی‌شان، حتی بیش از هر چیز بر موضوع «حجاب» و پوشیدن «چادر» تأکید می‌کرد. ایشان حتی در مورد اقوام و اطرافیانشان که چادر نمی‌پوشیدند، با حساسیت و محبت توصیه می‌کرد که حتماً به چادر و حفظ حجاب پایبند باشند. این نشان می‌داد که دغدغه ایشان تنها در میدان جنگ نبود، بلکه دغدغه حفظ ارزش‌ها و اصالت اخلاقی در خانواده و جامعه برایشان مهم بود.



۱۳ دقیقه قبل / سایت جماران

سرنوشت پل B۱ کرج توسط ۱۵ متخصص تعیین خواهد شد

به گزارش جماران، یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های عمرانی استان البرز که سال‌ها برای احداث آن زمان و سرمایه صرف شده بود، پیش از آنکه به بهره‌برداری برسد، در جریان حملات فروردین‌ماه هدف قرار گرفت. 

اکنون پس از گذشت چند ماه، بررسی‌های فنی برای تعیین نحوه تخریب بخش‌های آسیب‌دیده و بازسازی پل B1 کرج آغاز شده است؛ پروژه‌ای که برآورد اولیه، هزینه بازگرداندن آن به مدار بهره‌برداری را تا ۳ هزار میلیارد تومان نشان می‌دهد.

هوشنگ بازوند، معاون وزیر راه و شهرسازی و مدیرعامل شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل‌ونقل کشور، اعلام کرد که یک هیئت فنی متشکل از حدود ۱۵ مشاور و متخصص برجسته سازه و پل‌سازی، مسئول بررسی ابعاد خسارت و انتخاب روش بازسازی این پل شده‌اند.

بر اساس بررسی‌های اولیه، بخش‌های آسیب‌دیده پل به سادگی قابل ترمیم نیستند. بازوند می‌گوید برای تضمین ایمنی و پایداری سازه، محدوده‌ای به شعاع ۲۰ متر از هر طرف نقاط اصابت باید تخریب و پاکسازی شود تا زمینه لازم برای اجرای سازه جدید فراهم شود.

اما هنوز نحوه انتخاب پیمانکار نهایی نشده است. مدیرعامل شرکت ساخت اعلام کرده که پس از ارائه نظر نهایی هیأت کارشناسی، درباره واگذاری پروژه تصمیم‌گیری خواهد شد. 

اگر شرایط فنی و ضرورت بازگشایی سریع مسیر ایجاب کند، امکان واگذاری پروژه به یک سازنده توانمند از طریق ترک تشریفات و با دریافت مجوزهای قانونی وجود دارد؛ در غیر این صورت، پیمانکار از طریق مناقصه انتخاب خواهد شد.

برآورد اولیه وزارت راه و شهرسازی نشان می‌دهد عملیات تخریب بخش‌های آسیب‌دیده و بازسازی این پل به اعتباری بین ۲۵۰۰ تا ۳ هزار میلیارد تومان نیاز دارد.

پل B1 کرج بر روی رودخانه بیلقان و در امتداد آزادراه شهید سلیمانی احداث شده و حدود یک کیلومتر طول و ۱۳۶ متر ارتفاع دارد. عملیات ساخت این پروژه از سال ۱۳۹۵ آغاز شد و پل در آستانه تکمیل و افتتاح قرار داشت.

 


۱۵ دقیقه قبل / سایت جماران

سرلشکر وحیدی: دشمنان هیچ‌گاه از کینه توزی و توطئه علیه این ملت بزرگ دست برنمی‌دارند/ «راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی»، تنها راهکار هوشمندانه و کارآمد برای عبور از گردنه‌های دشوار تاریخی و خنثی‌سازی دسیسه‌های امروز و فردای دشمن است

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با صدور پیامی فرا رسیدن ۳۱ مرداد ماه روز صنعت دفاعی کشور را به سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تبریک گفت و تاکید کرد: ضرورت تداوم پرشتاب "راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی"، به عنوان تنها راهکار هوشمندانه و کارآمد برای عبور از گردنه‌های دشوار تاریخی و خنثی‌سازی دسیسه‌های امروز و فردای دشمن، بیش از پیش نمایان شده است.

به گزارش جماران، متن پیام سرلشکر پاسدار احمد وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

برادر ارجمند سرتیپ پاسدار سید مجید ابن الرضا

سرپرست محترم وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران

با سلام و تحیات؛

فرا رسیدن ۳۱ مرداد ماه «روز صنعت دفاعی کشور» که تجلی بخش معجزه ایمان، اراده و شکوه خلاقیت و ابتکار نیروهای متخصص بومی و جوان صنعت دفاعی برای تولید توان دفاعی و تهاجمی و قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در عصر تحریم های ظالمانه استکباری است، را به جنابعالی و تمامی مسئولان، مدیران، کارکنان مؤمن، مجاهد، انقلابی و افتخارآفرین آن وزارتخانه صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می‌نمایم.

نگاه راهبردی به رخدادها و تحولات جاری منطقه‌ای، به ویژه جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم آمریکای کودک کش و رژیم سفاک صهیونیستی علیه ایران اسلامی، به روشنی گویای این حقیقت انکارناپذیر است که دشمنان هیچ‌گاه از کینه توزی و توطئه علیه این ملت بزرگ دست برنمی‌دارند و صحنه نبرد، هر روز با اشکال جدیدی از تهاجم ترکیبی و نظامی و ارتکاب جنایات ضد بشری روبه‌رو است. در چنین مقطع حساس و سرنوشت‌سازی، ضرورت تداوم پرشتاب "راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی"، به عنوان تنها راهکار هوشمندانه و کارآمد برای عبور از گردنه‌های دشوار تاریخی و خنثی‌سازی دسیسه‌های امروز و فردای دشمن، بیش از پیش نمایان شده است.

خدای قادر متعال را شاکریم که در پرتو الطاف بیکرانه‌اش، نیروهای مسلح و حوزه صنعت دفاعی کشور به مدد مجاهدت‌های تاریخ‌ساز فرزندان میهن اسلامی، سپر دفاعی مستحکمی در برابر تهدیدات دشمنان و بدخواهان ایران و ایرانی رقم زده است و در میدانی واقعی و تاریخ ساز از جمله جنگ‌های تحمیلی اخیر دست برتر خود را بر شیطان بزرگ و رژیم اهریمنی صهیونی و حامیان آنان غلبه داده است.

در میانه جنگ امریکایی صهیونی، اطمینان داریم، به فضل الهی و بر اساس آموزه قرآنی «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّه وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» و تمسک به هدایت‌های فرمانده حکیم، شجاع و دوراندیش کل قوا، خلف صالح امام شهید انقلاب(قدس‌سره)، قدرت‌افزایی در تولید محصولات صنعت دفاعی و نظامی با پرچمداری وزارت دفاع و مجاهدت‌های نیروهای مسلح بالنده‌تر از گذشته با هوشمندی، سرعت و درایت ادامه خواهد یافت تا ان‌شاءالله در افق ترسیم‌شده، ایران اسلامی به جایگاه حقیقی خود به عنوان قدرتی بی‌بدیل و تأثیرگذار در هندسه نظم نوین جهانی دست یابد.

در پایان، با گرامیداشت مقام شامخ شهدای والا مقام حوزه صنعت دفاعی کشور به ویژه شهیدان همیشه جاوید وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، شهیدان نصیرزاده، فخری زاده، فکوری، جبل عاملیان، مظفرنیا، کریمی، رضایی نژاد و سایر شهدای گرانقدر، از مجاهدت‌های خالصانه شبانه ‌روزی، خلاقیت‌های بی‌نظیر و تلاش‌های خستگی‌ناپذیر آن سردار عالیقدر و یکایک همکاران فهیم، متخصص، انقلابی و مصمم در بخش‌های مختلف آن مجموعه راهبردی، متواضعانه از همه تلاش ها و پشتیبانی های صورت گرفته، قدردانی نموده و دوام توفیقات همگان در استمرار جهاد پرافتخار برای دفاع از کیان دین و میهن، تحت عنایات سرورمان حضرت مهدی (عج) و تبعیت از تدابیر،فرامین و رهنمودهای فرمانده معظم کل قوا حضرت آیت‌الله امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) را از درگاه پروردگار یکتا مسئلت کنم.»


۲۳ دقیقه قبل / سایت صفحه اقتصاد

شمار شهدای لبنان به چند هزار نفر رسید؟

صفحه اقتصاد -

 وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد که شمار شهدای تجاوز رژیم صهیونیستی به این کشور از ۸ اکتبر ۲۰۲۳ تا کنون به ۸ هزار و ۹۱۵ نفر افزایش یافت.

بر اساس گزارش این وزارتخانه، در طول این مدت دست‌کم ۳۰ هزار و ۵۴۳ نفر مجروح شدند.

وزارت بهداشت لبنان همچنین تأکید کرد که شمار شهدای تجاوز رژیم اشغالگر به این کشور از دوم مارس ۲۰۲۶ یعنی پس از نقض آتش بس به ۴ هزار و ۳۴۸ نفر رسید و در این مدت ۱۲ هزار و ۳۰۷ نفر هم مجروح شدند.

این آمار در حالی منتشر می شود که رژیم صهیونیستی بدون توجه به هشدارها و با نقض آشکار قوانین بین المللی همچنا اقدامات تجاوزکارانه و اشغالگرانه خود را در جنوب لبنان ادامه می دهد. مطالعه بیشتر: سرپرست وزارت دفاع: اجازه تجاوز به کشورمان را نخواهیم داد منبع: مهر اخبار مرتبط circle آیا جنگ زمینی در پیش است؟ circle دستمزد از تورم عقب افتاد circle فرودگاه‌های آسیب دیده از جنگ وارد چرخه عملیاتی شد circle امنیت غذایی ایران در برابر چالش‌های اخیر، یک پیروزی و مصداق تاب‌آوری بود/با مذاکره به دنبال صلح هستیم اما از جنگ هراسی نداریم پیشنهاد سردبیر circle تغییر محاسبات دشمنان در برابر توان دفاعی ملت ایران circle تحلیل بازار ارز امروز ۳۰ مرداد و پیش بینی قیمت دلار فردا شنبه ۳۱ مرداد circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟




 گفت‌وگوی تلفنی وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان
۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

گفت‌وگوی تلفنی وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان

وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان تلفنی گفت‌وگو کردند.

 گرمای اروپا به فوتبال هم رحم نکرد
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

گرمای اروپا به فوتبال هم رحم نکرد

وقتی گرما می‌تواند چمن یک ورزشگاه بزرگ را خراب کند، با جان فوتبالیست چه می‌کند؟ حالا تصور کنید گرما با آدم‌هایی که نه زمین چمن مجهز دارند، نه ورزشگاه مدرن، نه سیستم خنک‌کننده و نه توان مالی برای فرار از گرما چه می‌کند.

 معرفی رشته های مهندسی نفت و انرژی | جاب ویژن
۱ ساعت قبل / سایت جابویژن

معرفی رشته های مهندسی نفت و انرژی | جاب ویژن

برای آشنایی با گرایش ها، دروس، مهارت ها و فرصت های شغلی رشته های مهندسی نفت و مهندسی انرژی بر اساس جدیدترین آمار کلیک کنید.

 پایگاه کاشت بادمجان! / کاریکاتور
۲ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

پایگاه کاشت بادمجان! / کاریکاتور

دیوید پترائوس فرمانده پیشین فرماندهی مرکزی ارتش تروریستی آمریکا درمنطقه (سنتکام) و رئیس پیشین سازمان جاسوسی این کشور (سیا) اعلام کرد که نگرانی وی در درجه اول ترکیبی از تسلیحات و توانایی‌هایی است که ایران همچنان در اختیار دارد.

 بازگشت Sons of Anarchy با روایتی جنون‌آمیز؛ مینی‌سریال Legends در راه است
۱ ساعت قبل / سایت سلام سینما

بازگشت Sons of Anarchy با روایتی جنون‌آمیز؛ مینی‌سریال Legends در راه است

شبکه FX به‌طور رسمی چراغ سبز ساخت مینی‌سریال جدیدی با عنوان «Legends» را صادر کرد؛ اثری که به عنوان اسپین‌آفی بر مجموعه تلویزیونی محبوب «فرزندان آشوب» (Sons of Anarchy) شناخته می‌شود و با روایتی نامتعارف و ساختار «متا»، بازیگران اصلی این مجموعه را به دنیای پر‌مخاطره موتور‌سواران بازمی‌گرداند.

 جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!
۱ ساعت قبل / سایت نورنیوز

جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!

جنگ با ایران را ترامپ با «هرمز و نفت» شروع کرد؛ حالا به «گوشت چرخ‌کرده» رسیده! قرار بود جنگ، معادلات انرژی را به نفع آمریکا تغییر دهد؛ اما حالا کاخ سفید برای ارزان‌کردن همبرگر، 300 هزار تن گوشت وارد می‌کند. در آستانه انتخابات، تنگه هرمز جای خود را به #همبرگر داده است!