
طرح «نهضت ملی مسکن» که از سال ۱۴۰۱ با هدف خانهدار کردن اقشار کمدرآمد و متوسط در استانهای مختلف کشور کلید خورد، امروز به یکی از فرسایشیترین پروندههای عمرانی و معیشتی تبدیل شده است. پروژهای که قرار بود مرهمی بر زخم کهنه بیخانمانی باشد، با گذشت چند سال، خود به منبعی از اضطراب و استیصال برای صدها هزار متقاضی بدل شده است؛ متقاضیانی که بخش عمده آنها طبقات ضعیف، کارگران و حقوقبگیرانی هستند که تمام دارایی و امید زندگی خود را به پای این وعده ریختند.
واقعیت این است که جهشهای پیاپی تورم و گرانی سرسامآور مصالح ساختمانی، محاسبات اولیه این طرح را کاملاً بر هم زده است. متقاضیانی که در سالهای نخست برای تأمین آورده اولیه دست به فروش خودرو، لوازم خانه، فرش زیر پا یا استقراض از اطرافیان زدند، حالا در یک برزخ مالی گرفتار شدهاند. امروز بسیاری از این خانوادهها با حسرتی تلخ میگویند اگر همان مبالغ اندک را در آن روزها به داراییهای امنی مانند طلا تبدیل میکردند، بدون تحمل سالها اضطراب و بلاتکلیفی، امروز امکان خرید یک آپارتمان کوچکمتراژ را در بازار آزاد داشتند، اما سرمایه نقدی آنها در فرآیند کند ساختوساز مستهلک شد و قدرت خریدشان به شدت تحلیل رفت.
در این میان، شکاف میان مردم و مسئولان پروژه عمیقتر از همیشه است. سازندگان و پیمانکاران در مواجهه با متقاضیان نگران، یا سکوت پیشه میکنند یا تقصیر را تماماً به گردن تورم و تعدیل قیمتها میاندازند. دستگاههای متولی در وزارت راه و شهرسازی نیز گویی فراموش کردهاند که پشت هر پرونده، سرنوشت یک خانواده در جریان است؛ خانوادههایی که در سالهای اخیر زیر بار افزایش سنگین اجارهبها در شهرها کمر خم کردهاند و همزمان باید اقساط و آوردههای تکمیلی و پیشبینینشده مسکن ملی را نیز واریز کنند؛ وضعیتی که توان مالی آنها را به مرز انفجار رسانده است.
امروز …


