
جوان آنلاین: یکی از سختترین بخشهای زندگی مادران شاغل، کمبود زمان نیست، بلکه همزمانی مسئولیتهاست. ممکن است یک مادر در محل کار مشغول رسیدگی به یک پروژه مهم باشد، اما همزمان تلفنش زنگ بخورد و مدرسه درباره وضعیت فرزندش با او تماس بگیرد. ممکن است در خانه نشسته باشد و به تکالیف فرزندش رسیدگی کند، اما پیام کاری دریافت کند که باید همان شب پاسخ داده شود.
مرز میان «زمان کار» و «زمان زندگی» برای بسیاری از مادران شاغل بسیار باریک شده است. گوشی تلفن همراه نیز این مرز را باریکتر کرده است. پیامرسانها و گروههای کاری باعث شدهاند کار عملاً بتواند تا داخل خانه دنبال فرد بیاید. از طرف دیگر، مسائل خانه نیز به محل کار راه پیدا کردهاند.
نتیجه، چیزی شبیه یک زندگی بدون دکمه خاموش است. زن ممکن است از محل کار خارج شده باشد، اما ذهنش هنوز درگیر کار باشد. از طرف دیگر، وقتی در محل کار است، بخشی از ذهنش درگیر خانه بماند. این وضعیت، خستگیای ایجاد میکند که صرفاً خستگی جسمی نیست. نوعی فرسودگی ذهنی است.
یکی از فشارهای پنهان زندگی مادران شاغل، تلاش برای اثبات همزمان دو چیز است؛ اینکه مادر خوبی هستند و کارمند خوبی. در محیط کار ممکن است نگران باشند که مرخصی برای بیماری فرزند یا نیاز به رسیدگی خانوادگی، باعث شود دیگران آنها را کمتعهد بدانند. در خانه نیز ممکن است احساس کنند به اندازه کافی برای فرزندشان وقت نگذاشتهاند. این دوگانه، مادر را وارد یک مسابقه بیپایان میکند. اگر در محل کار بیشتر بماند، ممکن است عذاب وجدان بگیرد که فرزندش را کمتر دیده است. اگر برای رسیدگی به خانواده زودتر محل کار را ترک کند، ممکن است تصور کند از مسیر حرفهای خود عقب افتاده است. در نهایت، گاهی هر دو طرف ماجرا احساس میکنند که او به اندازه کافی خوب نیست، اما شاید مشکل از خود او نباشد. مشکل از انتظاری باشد که از «کامل بودن» داریم. مادران شاغل گاهی قربانی تصویری غیرواقعی از مادر ایدهآل میشوند. مادری که همیشه آرام است، غذای سالم درست میکند، خانه مرتب دارد، برای فرزندش وقت کافی میگذارد، در محل کار موفق است، برای همسرش وقت دارد، به ظاهر و سلامت خودش هم میرسد و هیچوقت خسته نمیشود. چنین تصویری در شبکههای اجتماعی نیز بیشتر شده است. عکسهای مرتب از خانه، غذاهای آماده، برنامهریزی دقیق …












