قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

جنگی که شاید هنوز آغاز نشده است

آیا امریکا در حال بستن حلقه‌های استراتژیک پیرامون ایران است؟ گاهی جنگ از لحظه‌ای آغاز نمی‌شود که نخستین موشک شلیک می‌شود؛ جنگ ممکن است ماه‌ها پیش از آن، در ا...
 جنگی که شاید هنوز آغاز نشده است

آیا امریکا در حال بستن حلقه‌های استراتژیک پیرامون ایران است؟ گاهی جنگ از لحظه‌ای آغاز نمی‌شود که نخستین موشک شلیک می‌شود؛ جنگ ممکن است ماه‌ها پیش از آن، در اتاق‌های تصمیم‌گیری، روی نقشه‌ها و در جابه‌جایی نیرو‌ها آغاز شده باشد. امروز اگر تحولات منطقه را جدا از یکدیگر نگاه کنیم، شاید با مجموعه‌ای از اتفاقات پراکنده روبه‌رو باشیم، اما اگر آنها را کنار هم قرار دهیم، پرسشی جدی شکل می‌گیرد: آیا امریکا واقعاً در حال خروج از خاورمیانه است، یا در حال تغییر آرایش خود برای یک رویارویی بزرگ‌تر در آینده؟ تفاهم موقت تهران و واشینگتن که در خردادماه برای پایان دادن به درگیری و آغاز مذاکرات شکل گرفته بود، در تیرماه فروپاشید و دو طرف بار دیگر در شرایطی از بی‌اعتمادی عمیق قرار گرفته‌اند. ترامپ نیز اخیراً بار دیگر از فشار اقتصادی یا «ضربه بسیار سخت» به ایران سخن گفته است. اما مسئله مهم‌تر از خود تفاهم‌نامه، اتفاقاتی است که هم‌زمان در اطراف ایران در حال رخ دادن است. آیا این تحولات صرفاً مجموعه‌ای از بحران‌های مستقل هستند یا قطعات یک بازآرایی بزرگ‌تر؟ عراق شاید مهم‌ترین قطعه این پازل باشد. دولت عراق اکنون تحت فشار فزاینده‌ای قرار دارد تا سلاح گروه‌های مسلح خارج از کنترل دولت را در اختیار حکومت مرکزی قرار دهد و برای خلع سلاح گروه‌های نزدیک به ایران نیز ضرب‌الاجل ۳۰ شهریور مطرح شده است؛ مقطعی که خروج نیرو‌های امریکایی از عراق نیز در دستور کار قرار دارد. در نگاه نخست، این یک تناقض است: اگر امریکا قرار است از عراق خارج شود، چرا هم‌زمان مسئله خلع سلاح گروه‌های مسلح پیگیری می‌شود؟ پاسخ می‌تواند در یک تغییر استراتژیک نهفته باشد. شاید امریکا به جای حضور گسترده زمینی و مواجهه مستقیم با نیرو‌های مسلح، می‌خواهد محیط امنیتی عراق را به گونه‌ای بازتعریف کند که پس از خروج، گروه‌های نزدیک به ایران نتوانند همان نقش گذشته را ایفا کنند. اگر چنین باشد، خروج امریکا لزوماً به معنای کاهش فشار بر ایران نیست، بلکه ممکن است به معنای تغییر ابزار فشار باشد. در لبنان نیز اتفاقی در حال شکل‌گیری است که از منظر استراتژیک نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت. اسرائیل و لبنان با میانجیگری امریکا درباره سازوکاری برای نظارت بر خلع سلاح حزب‌الله گفت‌و‌گو می‌کنند و حتی نام چند کشور برای مشارکت احتمالی در این سازوکار مطرح شده است. هم‌زمان، خروج مرحله‌ای اسرائیل از جنوب لبنان به روند خلع سلاح حزب‌الله گره خورده است. اینجا باید یک سؤال نظامی پرسید: اگر حزب‌الله در جنگ آینده نتواند با توان گذشته وارد میدان شود، موازنه منطقه‌ای چه تغییری خواهد کرد؟ برای ایران، حزب‌الله فقط یک سازمان لبنانی نیست، بلکه بخشی از عمق راهبردی ایران در برابر اسرائیل محسوب می‌شود. بنابراین محدود شدن توان نظامی حزب‌الله می‌تواند به معنای کاهش یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های ایران برای ایجاد یک جبهه هم‌زمان در شمال اسرائیل باشد. البته اینکه این روند را «حیله» یا «طرح قطعی برای جنگ آینده» بنامیم، نیازمند شواهد بیشتری است، اما از دید یک تحلیلگر نظامی، پیامد استراتژیک آن قابل چشم‌پوشی نیست. سوریه نیز دیگر آن سوریه‌ای نیست که در سال‌های گذشته عمق راهبردی ایران را در اختیار داشت. تحولات مرز سوریه و عراق و نگرانی‌های مربوط به جابه‌جایی نیرو‌های همسو با ایران نشان می‌دهد که مسیر زمینی ایران تا مدیترانه دیگر مانند گذشته امن و یکپارچه نیست. این مسئله از نظر نظامی بسیار مهم است، زیرا در یک جنگ گسترده، جغرافیا خودش یک سلاح است. هرچه مسیر‌های ارتباطی، لجستیکی و عمق عملیاتی ایران در عراق و سوریه محدودتر شود، امکان انتقال نیرو، تجهیزات و پشتیبانی به جبهه‌های غربی نیز دشوارتر خواهد شد. یمن و دریای سرخ نیز بخشی از همین معادله گسترده‌تر هستند. ایران طی سال‌های گذشته توانسته بود از طریق متحدان منطقه‌ای خود فشار را در نقاط مختلف خاورمیانه توزیع کند، اما هر اندازه این ظرفیت‌ها محدودتر شوند، امکان ایجاد یک جنگ چندجبهه‌ای علیه اسرائیل و منافع امریکا نیز کاهش پیدا می‌کند. بنابراین سؤال اصلی این نیست که انصارالله امروز درگیر است یا نه؛ سؤال مهم‌تر این است: آیا در حال شکل‌گیری منطقه‌ای هستیم که در آن ایران در زمان یک بحران بزرگ، نتواند هم‌زمان چند جبهه را فعال کند؟ در این میان، شاید یکی از مهم‌ترین اشتباهات در تحلیل تحولات منطقه این باشد که هر خروج نظامی امریکا را نشانه ضعف بدانیم. ارتش‌های مدرن الزاماً برای جنگیدن به حضور گسترده زمینی نیاز ندارند. قدرت هوایی، دریایی، اطلاعاتی، ماهواره‌ای، جنگ الکترونیک، پهپادها، سوخت‌رسانی هوایی و شبکه پایگاه‌های منطقه‌ای می‌توانند جایگزین بخش مهمی از حضور زمینی شوند. بنابراین اگر امریکا بخشی از نیرو‌های خود را از عراق خارج کند، سؤال درست این نیست که «چند سرباز امریکایی از منطقه خارج شدند؟» بلکه باید پرسید: «چه توانایی‌هایی خارج شد و چه توانایی‌هایی باقی ماند یا جایگزین آن شد؟» این تفاوت، تفاوت میان یک تحلیل سیاسی و یک تحلیل نظامی است. اما آیا هدف امریکا تغییر نظام ایران است؟ اینجا باید با احتیاط بیشتری حرکت کرد. اختلاف راهبردی واشینگتن و جمهوری اسلامی ایران عمیق است و سخنان اخیر ترامپ نیز نشان می‌دهد فشار بر ایران همچنان یکی از گزینه‌های جدی دولت امریکاست، اما از این مسئله نمی‌توان به‌صورت قطعی نتیجه گرفت که تصمیم نهایی امریکا «حمله برای تغییر نظام» است. ممکن است هدف امریکا تغییر رفتار ایران، کاهش قدرت منطقه‌ای، محدود کردن توان هسته‌ای و موشکی، قطع یا کاهش شبکه نیرو‌های همسو و وادار کردن تهران به پذیرش یک نظم امنیتی جدید باشد. اگر این اهداف بدون اشغال نظامی یا تغییر مستقیم حکومت قابل دستیابی باشند، واشینگتن ممکن است اساساً نیازی به یک جنگ تمام‌عیار نبیند. اما اگر این فشار‌ها به نتیجه نرسند، مسئله می‌تواند وارد مرحله دیگری شود. انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره امریکا در سال ۱۴۰۵ نیز نباید نادیده گرفته شود. تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و بخشی از کرسی‌های سنا در معرض انتخاب قرار می‌گیرند و نتیجه انتخابات می‌تواند موازنه سیاسی واشینگتن را تغییر دهد. بنابراین مسئله را نباید به «پیروزی یا شکست ترامپ» تقلیل داد؛ ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت نمی‌کند. مسئله این است که آیا جمهوری‌خواهان کنترل کنگره را حفظ خواهند کرد یا نه. اگر جمهوری‌خواهان کنترل خود را حفظ کنند، ترامپ از پشتوانه سیاسی بیشتری برای ادامه سیاست فشار برخوردار خواهد بود و اگر بخشی از قدرت کنگره را از دست بدهد، ممکن است سیاست خارجی نیز با محدودیت‌ها و فشار‌های داخلی بیشتری روبه‌رو شود. با این حال، استراتژی امریکا درباره ایران الزاماً با تغییر ترکیب کنگره از صفر شروع نمی‌شود؛ برخی اهداف ژئوپلیتیک می‌توانند فراتر از عمر یک دولت باشند. 

پس آیا جنگ بزرگ در راه است؟ آنچه امروز می‌بینیم، به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که امریکا تصمیم نهایی برای حمله بزرگ به ایران گرفته است. اما مجموعه‌ای از تحولات، یک فرضیه جدی را پیش روی ما می‌گذارد: ممکن است امریکا و متحدانش در حال کاهش توان ایران برای جنگ چندجبهه‌ای باشند. لبنان در حال تغییر است، عراق تحت فشار برای قرار دادن سلاح‌ها زیر کنترل دولت قرار دارد، سوریه دیگر عمق راهبردی گذشته را در اختیار ایران ندارد، یمن درگیر معادلات مستقل خود است و در طرف مقابل، امریکا نیز در حال بازنگری در شکل حضور نظامی خود در منطقه است. اگر این تحولات را کنار هم بگذاریم، شاید با یک «طرح حمله» مواجه نباشیم، اما می‌توانیم شاهد ساختن شرایطی باشیم که اگر روزی تصمیم به رویارویی گرفته شد، ایران با تعداد کمتری از جبهه‌های فعال و عمق راهبردی محدودتری روبه‌رو باشد؛ و این، از خود حمله مهم‌تر است زیرا یک استراتژیست واقعی تنها به موشکی که فردا شلیک خواهد شد نگاه نمی‌کند، به زمینی نگاه می‌کند که امروز برای شلیک آن موشک آماده می‌شود. ایران نباید نه گرفتار خوش‌بینی ناشی از تفاهم‌های سیاسی شود و نه اسیر هراس ناشی از هر خبر نظامی. تفاهم می‌تواند فرو بپاشد، همان‌گونه که تفاهم خردادماه در تیرماه فروپاشید. امریکا می‌تواند عقب‌نشینی کند، اما عقب‌نشینی لزوماً به معنی خلع قدرت نیست. اسرائیل می‌تواند از منطقه‌ای خارج شود، اما خروج می‌تواند بخشی از یک توافق امنیتی جدید باشد؛ و نیرو‌های منطقه‌ای ممکن است امروز سلاح بر زمین بگذارند، اما معنای این اقدام باید در نقشه جنگ فردا سنجیده شود.



۲ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

آیا شیوخ دنبال فکر بهتری به‌جای «پایگاه‌های امریکا» هستند؟!

جوان آنلاین: حملات غافلگیرانه و تلافی‌جویانه ایران در قالب راهبرد جنگ منطقه‌ای به پایگاه‌ها و مراکز اطلاعاتی امریکا در منطقه، به ویژه جنوب خلیج‌فارس، نقطه عطفی در راهبرد تهاجمی ایران قلمداد می‌شود. این حملات با وارد کردن شوک به کاخ سفید، نتیجه جنگ را از دسترس آن خارج کرد و ابتکار عمل را در اختیار ایران قرار داد. 

به همین دلیل، ضربات ایران به پایگاه‌های امریکایی هزینه‌های گزاف نظامی، سیاسی و امنیتی را به دشمن وارد کرد که پیش از بسته شدن تنگه هرمز، نقش اولیه و مهمی در ایجاد بازدارندگی ایران و تمنای امریکا برای مذاکرات دارد. 

وجود عنصر تعیین‌کننده غافلگیری در کنار به‌کارگیری تسلیحات پیشرفته موشکی و پهپادی، حملات کوبنده به پایگاه‌های امریکایی را رقم زد و ادعای دست برتری و هیمنه بلامنازع توان نظامی ایالات متحده را فرو ریخت. بسیاری از مقام‌های نظامی امریکایی دلیل ضربات وارده به پایگاه‌ها را عدم پیش‌بینی درست کاخ سفید در جنگ می‌دانند. آنها می‌گویند: «وضعیت پایگاه‌ها نشان‌دهنده برآورد نادرست دولت امریکا از نحوه واکنش ایران است، زیرا پیش از آغاز جنگ، اقداماتی مانند کاهش نیرو‌های غیرضروری در سفارتخانه‌ها یا هشدار به شهروندان امریکایی برای ترک منطقه انجام نشده بود». 

به گفته برخی مقامات نظامی امریکا، این خسارت‌ها به حدی است که نمی‌توان از این پایگاه‌ها در جنگ احتمالی بهره جست. دیوید پترائوس، فرمانده پیشین سنتکام و رئیس پیشین سازمان سیا، در جدیدترین اظهارات خود اعتراف کرد که پایگاه‌های سابق ما دیگر قابل استفاده نیستند. این مقام امریکایی در ادامه با تشریح خسارت‌های مهم وارده به پایگاه‌های بحرین در پی حملات اخیر ایران، تصریح کرد که تداوم ظرفیت عملیاتی پهپادی و موشکی ایران، تهدید را به‌صورت پایدار حفظ کرده و عملاً بهره‌برداری از این تأسیسات را معلق نگه داشته است. 

واشینگتن‌پست در گزارشی درباره وضعیت پایگاه‌های امریکایی و خسارات وارده به آنها، به نقل از مقامات امریکایی، از احتمال خارج کردن نیرو‌ها از خلیج‌فارس نوشت و دلیل آن را آسیب‌دیدگی بر اثر حملات موشکی و پهپادی ایران دانست. به گفته این رسانه، بردلی کوپر، رئیس سنتکام، نیز از بحث‌هایی درباره انتقال احتمالی نیرو‌های امریکایی از خلیج‌فارس به سمت غرب حمایت می‌کند. این رسانه چند ماه پیش گزارش داده بود که بیش از ۲۰۰ تأسیسات امریکایی در طول این درگیری آسیب دیده یا منهدم شده‌اند. بر اساس گزارش نیویورک‌تایمز در فروردین، بسیاری از ۱۳پایگاه نظامی امریکا در غرب آسیا پس از حملات گسترده ایران عملاً غیرقابل استفاده شده‌اند و این موضوع توان عملیاتی نیرو‌های امریکایی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. در نتیجه، بسیاری از نیرو‌ها مجبور به ترک پایگاه‌ها و انتقال به هتل‌ها و ساختمان‌های اداری شده‌اند و بخش قابل توجهی از نیرو‌های زمینی عملاً از راه دور فعالیت می‌کنند، در حالی که هزاران نفر از حدود ۴۰ هزار نیروی اولیه به مناطق دورتر، از جمله اروپا، منتقل شده‌اند و این وضعیت اجرای عملیات را با پیچیدگی‌های جدی مواجه کرده است. 

در دور دوم حملات ایران به پایگاه‌های امریکا در اردن که ابعاد جغرافیایی گسترده‌تری داشت، بهره‌برداری کامل و امن از این پایگاه‌های مهم که نقش مهمی برای عملیات هوایی امریکا ایفا می‌کرد، دچار اختلال شد، ظرفیت پهپادی و هوایی کاهش یافت و هزینه‌های حفاظتی و تعمیراتی افزایش پیدا کرد. در نتیجه، امریکا به سمت پراکنده‌سازی و تغییر آرایش نیرو‌ها سوق داده شد. علاوه بر آن، حملات ایران ضرباتی را به ناو‌های امریکا به عنوان رکن اصلی قدرت نظامی وارد کرد. منابع امریکایی می‌گویند مشکلات لجستیک ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن درست پس از آن آغاز شد که ایران بخش عمده‌ای از ناوگان پنجم دریایی امریکا در بحرین را ویران کرد. 

در این بین، اثبات ضعف تعهدات دفاعی امریکا به کشور‌های عرب حاشیه خلیج‌فارس، جایگاه واشینگتن را در میان این کشور‌ها به شدت تنزل داده است. جنگ اخیر با ایران، ماهیت چتر امنیتی امریکا را به چالش کشیده و نشان داده که حضور نظامی گسترده ایالات متحده نه‌تنها بازدارندگی ایجاد نمی‌کند، بلکه خود میزبانان این پایگاه‌ها را به اهداف مشروع مستقیم حملات تبدیل کرده است. برخی تحلیل‌ها، پیمان مکه را رویدادی برآمده از این نگاه جدید حکام عرب می‌دانند که هدف آن، جایگزین کردن ائتلاف‌های منطقه‌ای به جای اتکای صرف به امریکا است. 

 تلاش مزورانه برای تغییر در محاسبات ایران. 

اما این اظهارات روی دیگر سکه را نیز دارد. گرچه تردیدی درباره ضربه به توان نظامی امریکا وجود ندارد و داده‌ها حکایت از تخریب گسترده در پایگاه‌ها دارد، از منظر دیگر، اذعان به ناکارآمدی پایگاه‌ها می‌تواند برای ایجاد خطا در محاسبات تهران باشد، به این گونه که وانمود کند فعالیت‌های پیدا و پنهان امریکا برای بازسازی و تقویت این پایگاه‌ها در حملات آتی، ناچیز است و با انگیزه‌های مختلفی جز استفاده از آنها در جنگ پیش رو صورت می‌گیرد. ادبیاتی که با هدف کاهش ضریب و عاملیت این پایگاه‌ها به کار می‌رود، اما در رصد نیرو‌های مسلح ایران قرار دارد. 

 جنگ اقتصادی 

امریکا اگر می‌دانست که جنگ نظامی کارساز خواهد بود، لحظه‌ای تعلل نمی‌کرد. اقدام ترامپ برای ایجاد تحریم یا فشار اقتصادی حداکثری خفه‌کننده به این معنا است که امریکا در مورد آغاز جنگی فراگیر دچار تردید راهبردی است و تلاش می‌کند که با ایجاد زمینه‌های مختلف، جنگ یا مقدمات جنگ را فراهم آورد یا به دلیل فقدان راهبرد علیه ایران، به روش‌های کهنه خود همچون تحریم رجوع کند. 

به همین دلیل، جنگ اقتصادی نشان‌دهنده عدم موفقیت، تردید و آشوب تصمیم‌گیری برای ایجاد یک نقشه راه هدفمند با چشم‌انداز روشن در مورد ایران است. تقویت فشار حداکثری در مورد ایران، به نوعی بیانگر نبود گزینه علیه ایران و بازگشت امریکا به سیاست‌هایی است که بار‌ها تحلیل‌گران و مقامات کاخ سفید به ناکارآمدی آن اعتراف کرده بودند. 

استفاده ترامپ از واژگانی، چون «خفه‌کننده»، در واقع تلاشی برای ارعاب، بزرگ‌نمایی اثرات تحریم‌ها و القای احتمال فشار‌های اقتصادی طاقت‌فرسا بر مردم ایران است؛ اقدامی که از یک طرف بازنمایی از وضعیت بلاتکلیفی راهبردی در اتاق فکر کاخ سفید و از طرف دیگر، در بطن خود برنامه‌ای برای آشفتگی و کاهش امنیت روانی در ایران دارد. 

امریکا و رژیم اسرائیل سعی دارند که با راه‌اندازی اغتشاشات با انگیزه اقتصادی و ورود مزدوران مسلح به تجمعات، وقایعی هولناک‌تر و فجیع‌تر از دی‌ماه گذشته رقم بزنند و آن را به مرحله جنگ داخلی بکشانند. اقدامی که پیش از این نیز به عنوان مکمل اهداف جنگ روی میز کاخ سفید قرار داشت. قبل از آغاز جنگ، رسانه نیویورک‌تایمز افشا کرده بود که ترامپ با اطمینان خاطر به طرح موساد برای شعله‌ور شدن مجدد اغتشاشات در ایران در میانه جنگ، نبرد با ایران را کلید زد.


۱ ساعت قبل / سایت انتخاب

فرمانده سپاه: در این مقطع حساس و سرنوشت‌ساز، تداوم پرشتاب «راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی» ضرورت دارد

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز چهل و دوم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۷ روز می‌گذرد، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا گفته از ابتدای سال جاری تا ۶ اوت، ۷۴ حادثه در مسیر عمانی تنگه هرمز گزارش شده. فرمانده کل سپاه هم از لزوم تداوم پرشتاب راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی سخن گفته است.

تحولات مربوط به جنگ، آتش بس و مذاکره در روز گذشته را از لینک زیر بخوانید:

در روز چهل و یکم جنگ سوم چه گذشت؟(۳۰ مرداد ۱۴۰۵)/ فرمانده کل سپاه: در این مقطع حساس و سرنوشت‌ساز، تداوم پرشتاب "راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی" ضرورت دارد/معاون وزیر دفاع: قبل از جنگ امکانات دفاعی و نظامی خود را جابه‌جا کرده بودیم؛ دشمن به کاهدان زد/گفتگوی وزیر خارجه عمان و عراقچی درباره شرایط ازسرگیری مذاکرات/المانیتور به نقل از مقامات عمانی: از مواضع ترامپ متحیریم؛ او می‌خواهد برای شکست در جنگ قربانی پیدا بکند

اخبار مربوط به روز چهل و دوم جنگ سوم و روز صد و سی و هفتم آتش بس (۳۱ مرداد ۱۴۰۵) به شرح زیر است:

سردار وحیدی: در این مقطع حساس و سرنوشت‌ساز تداوم پرشتاب راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی ضرورت دارد ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ - ۲۳:۵۸ سرلشکر وحیدی، فرمانده کل سپاه با صدور پیامی فرا رسیدن ۳۱ مرداد ماه «روز صنعت دفاعی کشور» را به سرتیپ پاسدار سید مجید ابن الرضا، سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تبریک گفت.

در این پیام‌آمده است: در چنین مقطع حساس و سرنوشت‌سازی، تداوم پرشتاب راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی به عنوان تنها راهکار هوشمندانه ضرورت دارد.

در بخش دیگری از این پیام آمده است: قدرت‌افزایی در تولید محصولات صنعت دفاعی و نظامی ادامه خواهد یافت تا ایران اسلامی به جایگاه حقیقی خود به عنوان قدرتی بی‌بدیل در هندسه نظم نوین جهانی دست یابد.


۱ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

«دفاع موزاییکی ایران» در جنگ

ابراهیم شهولی

آرمان امروز : عملیات «خشم حماسی» که توسط ائتلافی به رهبری ایالات متحده و با مشارکت اسرائیل آغاز شد، نه تنها یکی از گسترده‌ترین حملات نظامی علیه ایران در چهار دهه اخیر محسوب می‌شود، بلکه به‌مثابه آزمونی سرنوشت‌ساز برای دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران عمل کرده است. دکترین موسوم به «دفاع موزاییکی» که توسط سپاه پاسداران طراحی و پیاده‌سازی شده، در این رویارویی مستقیم، نقاط قوت و ظرفیت‌های ساختاری خود را به روشنی نمایان ساخت.

دکترین دفاع موزاییکی در اصل بر اساس تجربه فروپاشی ارتش متمرکز عراق در جنگ ۲۰۰۳ شکل گرفت؛ تجربه‌ای که نشان داد اتکای صرف به یک زنجیره فرماندهی متمرکز، آسیب‌پذیری‌های جدی ایجاد می‌کند.

سپاه پاسداران با الهام از این تجربه، ساختار خود را به‌گونه‌ای بازطراحی کرد که به جای یک زنجیره فرماندهی متمرکز، هر منطقه جغرافیایی و هر واحد نظامی، مانند یک «تکه موزاییک» مستقل عمل کند. این واحدها در عین اتصال به کل تصویر، برای بقا و تداوم عملیات، وابستگی حیاتی به «رأس هرم» ندارند و از استقلال عملیاتی، تسلیحات و دسترسی به نیروی مردمی بسیج برخوردارند تا در صورت حذف فرماندهی مرکزی، به طور خودگردان به مأموریت خود ادامه دهند. به این الگو، «دفاع یا حمله متقابل افقی و پراکنده» نیز گفته می‌شود؛ نوعی عملیات که فلج کردن و متوقف ساختن آن دشوار است.

در موج اول عملیات خشم حماسی، اهداف متعددی از جمله مراکز فرماندهی، تأسیسات پدافند هوایی، سایت‌های موشکی و هسته‌ای، و نیز محل استقرار رهبر انقلاب و فرماندهان ارشد سپاه مورد اصابت قرار گرفت. با این حال، فروپاشی پیش‌بینی‌شده توسط طراحان این عملیات محقق نشد. دقیقاً در این نقطه، دکترین موزاییکی به کار افتاد؛ یگان‌های استانی بدون نیاز به انتظار برای دستور از مرکز، به صورت مستقل وارد فاز پاسخگویی شدند.

واکنش نظامی ایران سه وجه مشخص داشت: نخست، استفاده از انبارهای زیرزمینی پراکنده در سراسر کشور برای شلیک انبوه موشک‌ها و پهپادهای ارزان‌قیمت که با هزینه‌های نسبتاً پایینی تولید می‌شوند. دوم، به آب انداختن ناوگانی از قایق‌های تندرو که برای جنگ نامتقارن در خلیج فارس طراحی شده‌اند. سوم، فعال‌سازی گروه‌های مقاومت در عراق، یمن و لبنان برای گشودن جبهه‌های چندگانه علیه منافع آمریکا و متحدانش. نتیجه فوری آنکه ایران نه تنها فرو نپاشید، بلکه ظرف ساعاتی حملات متقابلی را به پایگاه‌های آمریکا در بحرین، قطر، کویت و امارات و نیز اهداف اسرائیل ترتیب داد.

کاربست این دکترین در مواجهه با خشم حماسی، از یک سو نشان داد که استراتژی «نباختن» که همان هدف نهایی این الگوی دفاعی است با موفقیت عمل می‌کرد؛ از سوی دیگر، این شبکه حتی پس از حذف فرماندهان کلیدی نیز به حیات خود ادامه داد و نشان داد که فلج‌سازی از طریق حذف رأس هرم، بر اساس این دکترین امکان‌پذیر نیست. این در حالی بود که بسیاری از تحلیلگران غربی با تکیه بر الگوی جنگ‌های کلاسیک، تصور می‌کردند حذف فرماندهان می‌تواند ماشین نظامی ایران را از کار بیندازد.

عملیات خشم حماسی که سرانجام در می ۲۰۲۶ پایان یافت، بیش از هر چیز نشان داد که دکترین دفاع موزاییکی در برابر «ضربه سر بریدن» که هدف نهایی طراحان آن بود کارایی قابل قبولی داشته است. هم‌زمان، این جنگ ابعاد تازه‌ای نیز یافته و امروز به «خشم اقتصادی» یعنی محاصره دریایی و تشدید تحریم‌ها تغییر ماهیت داده است؛ موضوعی که فراتر از توانایی یک دکترین صرفاً نظامی است و ضرورت طراحی راهبردهای مکمل در عرصه اقتصادی را نمایان می‌سازد. به عبارت روشن‌تر، موزاییک توانست ایران را در برابر بمب نجات دهد، اما مدیریت ابعاد اقتصادی این رویارویی هم‌اکنون در بوته آزمایش قرار دارد و کارایی آن در گرو عملکرد آینده جمهوری اسلامی در حوزه‌های اقتصادی و دیپلماتیک خواهد بود.




 پزشکیان: به جای بیان دردها، برای درمان مشکلات باید چاره کرد/ لازمه حفظ قدرت، وحدت است
۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

پزشکیان: به جای بیان دردها، برای درمان مشکلات باید چاره کرد/ لازمه حفظ قدرت، وحدت است

رئیس جمهور جایگاه جامعه پزشکی در نظام سلامت را اثرگذار و مورد اعتماد مردم برشمرد و گفت که به‌جای بیان صرف دردها، باید برای درمان آنها گام برداریم و با صداقت در خدمت مردم باشیم و بدانیم با وجود برخورداری از قدرت، اگر اختلاف باشد، نابود خواهیم شد.

 پایان تشکیلات خودگردان کردهای سوریه / تکمیل ادغام نیروها و نهادهای کرد سوریه در ساختار دولت مرکزی
۳ ساعت قبل / سایت عصرایران

پایان تشکیلات خودگردان کردهای سوریه / تکمیل ادغام نیروها و نهادهای کرد سوریه در ساختار دولت مرکزی

نیروهای دموکراتیک سوریه تحت رهبری کردها برای سال های طولانی با حمایت آمریکا، کنترل شرق و شمال سوریه را در دست داشتند.

 امیر ایرانی: به‌زودی در دریا درس تاریخی به دشمن می‌دهیم که حتی فرصت گریه کردن هم نداشته باشند
۶ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

امیر ایرانی: به‌زودی در دریا درس تاریخی به دشمن می‌دهیم که حتی فرصت گریه کردن هم نداشته باشند

فرمانده نیروی دریایی راهبردی و حیاتی و تعیین کننده ارتش با تأکید بر وحدت ارتش، سپاه، بسیج و فراجا گفت: نیرو‌های مسلح محکم و استوار تحت فرماندهی معظم کل قوا ا...

 پاسخ تند عضو هیات‌رئیسه مجلس به حلبوسی
۴ ساعت قبل / سایت تابناک

پاسخ تند عضو هیات‌رئیسه مجلس به حلبوسی

عضو هیات‌رئیسه مجلس شورای اسلامی، در واکنش به مواضع حلبوسی درباره نام خلیج فارس، با اشاره به سابقه فعالیت‌های حاج قاسم سلیمانی در مبارزه با داعش در الانبار،...

 تقدیر رئیس‌جمهور از ۱۲ نام‌آور پزشکی ایران + اسامی
۵ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

تقدیر رئیس‌جمهور از ۱۲ نام‌آور پزشکی ایران + اسامی

رئیس‌جمهور در آستانه روز پزشک، با اهدای لوح‌های جداگانه به ۱۲ تن از نام‌آوران پزشکی ایران، از خدمات، فداکاری‌ها و دستاورد‌های علمی و پژوهشی آنان در مسیر اعت...

 دکتر پزشکیان انتخاب رئیس‌جمهور جدید بنگلادش را تبریک گفت
۷ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

دکتر پزشکیان انتخاب رئیس‌جمهور جدید بنگلادش را تبریک گفت

رئیس‌جمهور کشورمان در پیامی انتخاب آقای میرزا فخرالاسلام عالمگیر به عنوان بیست و سومین رئیس‌جمهور بنگلادش را تبریک گفت و بر آمادگی ایران برای تعمیق روابط دیرینه و توسعه همکاری‌های دوجانبه با این کشور تاکید کرد.