قیمت طلا امروز




 روزنامه توسعه ایرانی / ۱۴۰۵/۰۵/۱۴

درام خانوادگی و مسئله معاصر بودن

محمدحسن خدایی مردادماه از راه رسیده و وضعیت تعلیق در فضای سیاسی و اجتماعی کشور همچنان ادامه دارد. این که بسیاری از فعالیت ها به علت شرایط
 درام خانوادگی و مسئله معاصر بودن
محمدحسن خدایی

مردادماه از راه رسیده و وضعیت تعلیق در فضای سیاسی و اجتماعی کشور همچنان ادامه دارد. این‌که بسیاری از فعالیت‌ها به علت شرایط «نه جنگ، نه صلح» به شکل نصفه و نیمه ادامه می‌یابد امری است آشکار. به تبع این موقعیت دشوار، عرصه فرهنگ و هنر نیز دچار رخوت است و بلاتکلیفی. بنابراین بسیاری از گروه‌های تئاتری ترجیح می‌دهند چند صباحی صبر کنند تا شرایط در میدان نبرد و پشت میزهای دیپلماسی، روشن شده و چشم‌انداز آینده کشور تاحدودی ترسیم شود. 

از این منظر شاهد هستیم که چگونه تولیدات تئاتری به علت تورم بالا و عدم اطمینان از قطعی بودن شرایط اجرا، با هزینه‌های حداقلی جفت و جور شده و بدل به فرمی کاذب از «تئاتر بی‌چیز» می‌شوند. صد البته این مسکنت و بی‌چیزی ربط چندانی به نظریات گروتفسکی نداشته و بازتابی است از وضعیت کلی جامعه. پس جای تعجب نخواهد بود که بسیاری از اجراها، قید دکورهای مفصل را بزنند و با حداقلی از امکانات مادی به صحنه آیند و در این بین برای خالی نبودن عریضه، ژست رادیکال «فضای خالی» پیتر بروکی و «تئاتر بی‌چیز» گروتفسکی‌ به خود بگیرند.

در این میان اجراهایی هم هستند که با بازیگران شناخته‌شده و استفاده از منابع مادی مناسب، در سالن‌های استاندارد اجرا رفته و میزبان مخاطبان پرشمار تئاتر هستند تا شاید از این طریق بار دیگر رونق را به اقتصاد نحیف تئاتر بازگردانند. نمایش‌هایی چون «آتش‌سوزی‌ها» مرتضی میرمنتظمی و «دایی وانیا» یوسف باپیری و «خون‌بس» صابر ابر را می‌توان متعلق به این دسته دانست و از فروش بالای آنها شگفت‌زده نشد. در مقابل اجراهایی هم هستند که مقتصدانه پا به صحنه گذاشته و فروتنانه تلاش دارند محصولی باکیفیت عرضه کنند. نمایش «میان دو نفس» روجا رمضانی و «میکروچیپ» عطا عمرانی کمابیش در این تقسیم‌بندی جای می‌گیرند. 

   هر دوی این اجراها به نهاد خانواده می‌پردازند و هر کدام از یک منظر متفاوت، جغرافیای جدال را در بین اعضای خانواده ترسیم می‌کنند. متن نمایشنامه «میان دو نفس» را نویسنده جوان و کاربلدی چون دانکن مک‌میلان انگلستانی نوشته و از طریق یک زن و شوهر، به یکی از مهم‌ترین مسائل عام بشری پرداخته است. یعنی «فرزندآوری» و مسئولیت‌هایی که از پس این ماجرا، گریبان والدین را خواهد گرفت. 

روجا رمضانی به عنوان مترجم، کارگردان و بازیگر این اجرا، به همراه خسرو پسیانی، صحنه را از هر آن‌چه بتوان تصور کرد پیراسته و به میانجی کیفیت حضور بدنی و عواطفی که به مخاطبان انتقال می‌دهد، یک دوره طولانی از زندگی این زوج جوان را به نمایش می‌گذارد. خالی کردن صحنه از اشیا و گشودن فضا، بار سنگینی بر بدن‌ها می‌افزاید که توگویی می‌بایست بر تمامی موانع پیدا و پنهان اجرا غلبه کند. بنابراین هر دوی این بازیگران، با مهارتی قابل توجه، فراز و فرودی از یک رابطه را به نمایش گذاشته و آن را در نسبت با داشتن یا نداشتن فرزند معنا می‌کنند. 

اجرا به واسطه خالی کردن صحنه از اشیا، به مثابه موجودی سبک‌بال این امکان را می‌یابد که به مکان‌ها و دوره‌های تاریخی مختلف سرک کشیده و تخیل تماشاگران را بسط و گسترش دهد. متن نمایشنامه خصلت انضمامی آثار مک‌میلان را یک بار دیگر به رخ مخاطبان آثار خوب دراماتیک می‌کشد و همچون کلاس درسی بی‌بدیل، تکنیک‌های نوشتن برای صحنه را گوشزد می‌کند. در آثار مک‌میلان جزئیات همان‌قدر اهمیت دارند که کلیات. از دل دیالکتیک عام و خاص، وضعیت اخلاقی جامعه بریتانیا در باب فضیلت داشتن یا نداشتن فرزند به محک قضاوت سپرده می‌شود و پاسخ فیصله‌بخشی به پرسش‌های پیش‌آمده یافت نمی‌شود. 

خسرو پسیانی و روجا رمضانی، بی‌وقفه در معرض این پرسش هستند که تصمیم برای بچه‌دار شدن چه بر سر زندگی مشترکشان خواهد آورد و چگونه آنان خواهند توانست از گزند سوءتفاهمات و سرگشتگی‌ها در امان بمانند و بر آلام مردمان کره زمین نیفزایند. 

نکته مثبت در رابطه با شیوه بازی این دو نفر این است که بیش از آن‌که تلاش کنند «زیست‌جهان» یک زوج غربی را از طریق تقلید کردن بازنمایی کنند ترجیح‌شان این است که به اینجا و اکنون ما ایرانیان نزدیک شده و چندان در قید و بند ایفای نقش‌های اجتماعی یک زوج انگلیسی نباشند. به دیگر سخن سیاست اجرا، ساختن اتمسفری است که بدن طبیعی یک ایرانی را رویت‌پذیر کند و در دام غربی‌سازی مرسوم نقش‌ها نیافتد. این اجرا که پیش از این در سالن چهارم مجموعه تئاتر لبخند بر صحنه بود به دلیل استقبال مخاطبان، دور دوم اجراهایش را در سالن هامون پی گرفته است و می‌تواند گزینه مناسبی برای تماشا باشد.

   نمایش دومی که به آن می‌پردازیم «میکروچیپ» نام دارد و حاصل تلاش مشترک عطا عمرانی و مجید خانلری مقدم به عنوان نمایشنامه‌نویس. اینجا هم مسئله مربوط است به یک خانواده و تنش‌هایی که زیستن در یک محیط مشترک ایجاد می‌کند. 

لحن اجرا، تاحدودی به رئالیسمی تصنعی میدان می‌دهد که در این سال‌ها بعضی از گروه‌های جوان اجرایی به آن گرایش نشان دادند. نوع موسیقی‌ها و اصوات الکترونیکی که در طول اجرا شنیده می‌شود به همراه نورپردازی کمینه‌گرایانه‌ سالن و همچنین ژست‌های بدنی ماشین‌وار بازیگران، امتناع از متعارف بودن را نوید می‌دهد. 

اما نمایش میکروچیپ، در طرح مسئله‌ای که در ذهن دارد دچار گنگی و الکن بودن شده است. با آن‌که موقعیت این خانواده چندان پیچیده نیست اما شیوه اجرا و پلاتی که طراحی شده، به پیچیده‌نمایی کلیت اجرا منتهی می‌شود. به دیگر سخن، مناسباتی که مابین اعضای این خانواده در جریان است چندان باورپذیر نیست برای مخاطبان و گاهی ملال‌انگیز می‌شود. 

نمایش میکروچیپ تلفیقی از گروتسک یونسکویی و رازورزی پینتری است. اما شوربختانه خبر چندانی از شوخ طبعی و طنز یونسکویی دیده نمی‌شود و اجرا بیش از اندازه عبوس می‌نماید. شاید یکی از دلایل این مشکل ساختاری، برساختن یک فضای غربی بدون رعایت استلزامات این غربی بودن باشد. کنار هم قرار دادن چند نام غربی، بدون آن‌که کلیت تاریخی یک دوره بازتابی درخور در تار و پود موقعیت طرح شده داشته باشد، به نتایجی خواهد رسید که میکروچیپ با آن درگیر است. 

اجرا بیش از اندازه هیستریک و واکنشی شده و افراد بی‌وقفه به هم می‌پرند و هر نوع تفاهم و همزیستی را ناممکن جلوه می‌دهند. استفاده اندک از بازیگوشی و طنز، جدیت آدم‌ها را شدت بخشیده است. اما در دقایقی که افراد در کنار یکدیگر می‌رقصند و شادی می‌کنند وجه کارناوالی اجرا عیان شده و امر تماشایی پدیدار می‌شود. 

   از یاد نبریم که هویت اجتماعی می‌تواند در خدمت شناخت درست شخصیت‌های این نمایش باشد و گنگی ماجرا کاهش یابد. هویت اجتماعی یک فرد بر مولفه‌هایی چون ملیت، باورهای مذهبی، طبقه اقتصادی، سبک زندگی و جنسیت و تحصیلات بنا شده و برای شناخت یکدیگر یاری‌رسان است. در میکروچیپ، آدم‌ها فاقد هویت اجتماعی‌ بوده و کمابیش درخودمانده‌اند. 

  بازیگرانی چون حمیدرضا محمدی، المیرا صارمی، دلارام ترکی، آلاله زارع طلب، عطا عمرانی و پوریا سلطان‌زاده در این پروژه تئاتری مشارکت داشته و در خدمت سیاست‌های اجرایی میکروچیپ. شیوه بازی این بازیگران تلفیقی است مابین واقع‌گرایی و ماشینیزم. ماحصل بازی‌ها به نظر رضایت‌بخش است اما همچنان اجرا نتوانسته به درستی طرح مسئله کند. 

این‌که رقابت مابین اعضای خانواده و سروکله‌زدن با تروماهای گذشته و سرکوب‌های کنونی، شاکله این خانواده را بنیان نهاده، در بسیاری از اجراها امر شناخته‌شده‌ای است. یک اجرا بهتر است معاصر یک دوره تاریخی باشد حتی اگر این دوره تاریخی بر امر فانتزی بنا شده و دور از اینجا و اکنون ما باشد. میکروچیپ در این نقاط است که آسیب‌پذیر نشان می‌دهد و امر شخصی خود را بدل به دغدغه عمومی مخاطب نمی‌کند.

  در نهایت می‌توان گفت عطا عمرانی در مقام کارگردان با تمامی نقدهایی که بر او وارد است جسارت این را داشته که تئاتر متفاوتی را آماده کند و بعد از ماه‌ها تمرین و ممارست، در سالن سه مجموعه تئاتر لبخند، پذیرای مخاطبان باشد. امید که در راهی که انتخاب کرده محکم قدم بردارد و به پیش رود. 

  کپی شد



 بیانیه خانه سینما در خصوص مصوبه اخیر مجلس

بیانیه خانه سینما در خصوص مصوبه اخیر مجلس

خانه سینما در خصوص مصوبه اخیر مجلس در بیانیه‌ای نسبت به مصوبه اخیر مجلس در تاریخ 25 مرداد واکنش نشان داد و تبعات این مصوبه را بررسی کرد.

 تاریخِ ناتمام روی پرده / بازنمایی ۲۸ مرداد در سینمای ایران

تاریخِ ناتمام روی پرده / بازنمایی ۲۸ مرداد در سینمای ایران

۲۸ مرداد برای سینمای ایران فقط یک واقعه تاریخی نیست؛ یک «زخم تاریخی» است که هربار از زاویه‌ای تازه سر باز می‌کند. شاید به همین دلیل، سینما در مواجهه با آن بیشتر از آنکه به بازسازی یک روز مشخص بپردازد، سراغ پیامدها، آدم‌ها و فضای اجتماعی پیش و پس از کودتا رفته است. اگر تاریخ را حافظه یک ملت بدانیم، سینما یکی از مهم‌ترین جاهایی است که این حافظه می‌تواند شکل تصویری پیدا کند؛ اما در مورد ۲۸ مرداد، این حافظه هنوز تکه‌تکه، گزینشی و گاه ایدئولوژیک است.

 محمدخانی: فیلم کوتاه ایران یک سر و گردن بالاتر از بسیاری از آثار بین‌المللی است

محمدخانی: فیلم کوتاه ایران یک سر و گردن بالاتر از بسیاری از آثار بین‌المللی است

برنا- گروه فرهنگ و هنر؛ میثم محمدخانی، کارگردان سینما و عضو هیئت انتخاب اولیه آثار بخش بین‌الملل دومین جشنواره بین‌المللی فیلم فضای باز ایران، معتقد است فیلم...

 جنین بیست‌وپنج‌ساله

جنین بیست‌وپنج‌ساله

در این ستون هر چهارشنبه نگاهی به روابط مالی و حقوقی نویسنده و مترجم با ناشران می‌اندازیم بخش اول

 باستان‌شناسان در غار قلعه کُرد در جست‌وجوی چه هستند؟

باستان‌شناسان در غار قلعه کُرد در جست‌وجوی چه هستند؟

باستان‌شناسان در هفتمین فصل کاوش غار قلعه کرد، احتمال می‌دهند به سنگواره‌های بیشتری از انسان‌تباران دوره پلیستوسن، از جمله بقایای احتمالی نئاندرتال‌ها، انسان هوشمند کهن، انسان هایدلبرگ و دیگر گونه‌ها یا جمعیت‌های انسانی این دوره، دست یابند. قلعه کرد، غاری است که پیش‌تر در آن یک دندان شیری متعلق به کودکی حدود هفت تا هشت ساله با قدمتی در حدود ۱۷۵ هزار سال کشف شده است.

 جهان در مدار جنون: آیا انسان به خانه بازمی گردد؟

جهان در مدار جنون: آیا انسان به خانه بازمی گردد؟

اما اهمیت «ادیسه» نولان در این نیست که بالاخره یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان را با امکانات عظیم سینمای معاصر به تصویر کشیده است. اهمیت واقعی فیلم در پرسشی است که زیر تمام این شکوه و هیاهو جریان دارد:آیا انسان واقعاً می‌تواند به خانه بازگردد؟

 هیوا سیفی‌زاده، خواننده‌ی زن به چهارسال حبس محکوم شد

هیوا سیفی‌زاده، خواننده‌ی زن به چهارسال حبس محکوم شد

هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم چهار سال حبس صادر شده است.

 ماجرای مهاجرانی و آهنگ جدید داریوش

ماجرای مهاجرانی و آهنگ جدید داریوش

پس از انتشار قطعه «توهم توطئه» توسط داریوش اقبالی و واکنش‌های گسترده‌ای که این اثر به دنبال داشت، سیدعطاءالله مهاجرانی ـ وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ در این راستا متنی را منتشر کرد.