
رامین پرتو
سفر اسعد الشیبانی، وزیر خارجه سوریه، به اسلامآباد را نمیتوان صرفاً یک دیدار دیپلماتیک معمولی میان دو کشور دانست. این سفر در شرایطی انجام شد که خاورمیانه با شکلگیری ترتیبات امنیتی تازه، تشدید رقابت ترکیه و اسرائیل در سوریه و تلاش کشورهای منطقه برای کاهش وابستگی به سازوکارهای امنیتی سنتی روبهرو است. اهمیت این سفر زمانی بیشتر میشود که بدانیم این نخستین سفر رسمی وزیر خارجه سوریه به پاکستان در ۱۹ سال گذشته و نخستین سفر یک مقام رسمی دولت انتقالی سوریه به اسلامآباد پس از سقوط حکومت بشار اسد است و از سوی دیگر همزمانی این سفر با امضای توافق دفاعی مکه میان پاکستان، عربستان و ترکیه، به آن معنایی فراتر از روابط دوجانبه میدهد.
دمشق در جستوجوی شرکای امنیتی جدید
سوریه پس از سقوط بشار اسد در تلاش است جایگاه خود را در محیط منطقهای بازتعریف کند. دولت جدید دمشق برای تثبیت حاکمیت، بازسازی زیرساختها و خروج از انزوای سیاسی، نیازمند شبکهای از روابط منطقهای و بینالمللی است. سفر الشیبانی به پاکستان در همین چارچوب اهمیت دارد؛ زیرا اسلامآباد، برخلاف برخی بازیگران عربی، ظرفیت نظامی، دیپلماتیک و ارتباطی ویژهای دارد و همزمان روابط نزدیکی با عربستان و ترکیه برقرار کرده است.
در جریان این سفر، الشیبانی با شهباز شریف، نخستوزیر محمد اسحاق دار، وزیر خارجه، وزیر بازرگانی پاکستان و فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان دیدار کرد. دامنه این دیدارها نشان میدهد دمشق صرفاً به دنبال گفتوگوی سیاسی نیست، بلکه همکاری اقتصادی، امنیتی و دفاعی را نیز در دستور کار قرار داده است. دو طرف درباره فعالسازی کمیته مشترک وزارتی، ادامه پروازهای مستقیم، ایجاد شورای کسبوکار و برگزاری مجمع سرمایهگذاری گفتوگو کردند و دمشق از ارتقای سطح نمایندگی دیپلماتیک خود در پاکستان تا سطح سفیر خبر داده است.
دهلی نو همواره با دقت به گسترش همکاریهای امنیتی پاکستان با کشورهای خاورمیانه نگاه کرده و ورود سوریه به شبکهای که پاکستان، ترکیه و عربستان در مرکز آن قرار دارند، میتواند از منظر هند به معنای افزایش دامنه نفوذ اسلامآباد در غرب آسیا باشد
از سوی دیگر، پاکستان با تأکید بر حمایت از حاکمیت، تمامیت ارضی و وحدت سوریه و محکوم کردن حملات اسرائیل، در حال ارسال پیام روشنی است اسلامآباد میخواهد در معادلات جدید سوریه حضور داشته باشد. دیدار الشیبانی با فرمانده ارتش پاکستان نیز نشان میدهد که موضوع امنیت، صرفاً حاشیهای در این رابطه نیست؛ بلکه دو طرف درباره وضعیت امنیتی منطقه و راههای افزایش همکاری دفاعی و امنیتی گفتوگو کردند.
برای دمشق، پاکستان میتواند یک شریک مهم در ایجاد موازنه باشد؛ کشوری که هم توان نظامی قابل توجه دارد، هم با عربستان و ترکیه ارتباط راهبردی دارد و هم در ماههای اخیر تلاش کرده نقش میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا کند. بنابراین سفر الشیبانی را میتوان بخشی از سیاست خارجی جدید سوریه دانست؛ سیاستی که بر بازسازی، همکاری اقتصادی و ایجاد روابط متوازن با شرکای منطقهای و فرامنطقهای استوار است.
پیام اسلامآباد و دمشق به اسرائیل
اهمیت اصلی این سفر در این است که در پس آن، یک پیام امنیتی نیز نهفته است. اسرائیل در هفتههای اخیر حملات خود به سوریه را افزایش داده و حتی در برابر گسترش حضور ترکیه در خاک سوریه حساسیت نشان داده است. حمله به پایگاه ابوالظهور، که اسرائیل آن را با نگرانی از حضور نظامی ترکیه مرتبط دانست، تنش میان تلآویو و آنکارا را آشکارتر کرده است. گزارشهای اخیر نیز از تلاش اسرائیل برای بررسی گزینههایی خبر دادهاند که بدون درگیر کردن مستقیم ناتو، بتواند حضور نظامی ترکیه در سوریه را هدف قرار دهد. در چنین شرایطی، نزدیک شدن دمشق به اسلامآباد و آنکارا میتواند محاسبات اسرائیل را پیچیدهتر کند.
پیام نخست برای اسرائیل این است که سوریه پس از سقوط اسد قصد ندارد در خلأ امنیتی باقی بماند. دمشق میخواهد برای حفظ حاکمیت خود، به مجموعهای از شرکای منطقهای متکی شود. اظهارات الشیبانی نیز صریح بود: اولویت سوریه توقف حملات اسرائیل است و تلآویو نباید درباره ائتلافها و شراکتهای دمشق تصمیم بگیرد. این موضع نشان میدهد دولت جدید سوریه، دستکم در شرایط فعلی، حاضر نیست امنیت خود را صرفاً از مسیر توافق با اسرائیل تعریف کند.
پاکستان برای دمشق، میتواند یک شریک مهم در ایجاد موازنه باشد، چراکه هم توان نظامی قابل توجه دارد، هم با عربستان و ترکیه ارتباط راهبردی دارد و هم در ماههای اخیر تلاش کرده نقش میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا کند
پیام دوم برای کشورهای منطقه است. توافق مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه نشان میدهد برخی قدرتهای منطقهای به دنبال ایجاد ظرفیتهای مستقلتر برای بازدارندگی هستند. این توافق بر این اصل استوار است که حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به هر سه تلقی شود و پاکستان آن را اقدامی دفاعی و نه ائتلافی علیه کشور خاص معرفی کرده است.
هند، آمریکا و آینده توافق مکه
برای هند، این تحول احتمالاً بیش از آنکه یک مسئله صرفاً سوری باشد، بخشی از تغییر آرایش قدرت در آسیای غربی و پیرامون پاکستان تلقی میشود. دهلی نو همواره با دقت به گسترش همکاریهای امنیتی پاکستان با کشورهای خاورمیانه نگاه کرده است. ورود سوریه به شبکهای که پاکستان، ترکیه و عربستان در مرکز آن قرار دارند، میتواند از منظر هند به معنای افزایش دامنه نفوذ اسلامآباد در غرب آسیا باشد. با این حال، هند احتمالاً تلاش خواهد کرد روابط خود با کشورهای عربی و سوریه را حفظ کند و اجازه ندهد رقابت با پاکستان به از دست رفتن کانالهای دیپلماتیک آن منجر شود.
هند همچنین از منظر روابط خود با ایران و مسیرهای ارتباطی منطقه، نمیتواند این تحول را نادیده بگیرد. دهلی نو به طور سنتی تلاش کرده در خاورمیانه میان روابط با اسرائیل، کشورهای عربی و ایران تعادل برقرار کند. از این رو، احتمالاً واکنش هند نه تقابل مستقیم، بلکه رصد دقیق و تقویت تماسهای خود با دمشق و بازیگران عربی خواهد بود. برای آمریکا نیز مهم است که پاکستان در این روند صرفاً به سمت یک بلوک مستقل امنیتی حرکت نکند. واشنگتن میتواند از نقش میانجی اسلامآباد استقبال کند، اما نسبت به گسترش نفوذ ترکیه و تغییر موازنه در سوریه حساس باقی خواهد ماند.
واشنگتن نیز با احتیاط به این روند نگاه میکند. از یک سو، توافق مکه و نقش پاکستان در گفتوگوهای ایران و آمریکا میتواند به کاهش تنش منطقهای کمک کند؛ از سوی دیگر، شکلگیری ترتیبات امنیتی منطقهای خارج از چارچوب مستقیم آمریکا، نشاندهنده افزایش تمایل متحدان واشنگتن به ایجاد ظرفیتهای مستقل است. توافق مکه نیز صراحتاً بهعنوان توافقی دفاعی معرفی شده و پاکستان گفته است که علیه کشور خاصی نیست و جایگزین دیگر ترتیبات دوجانبه و چندجانبه نمیشود.
با این حال، آمریکا احتمالاً بیش از هر چیز نگران جلوگیری از تبدیل سوریه به صحنه رویارویی مستقیم اسرائیل و ترکیه خواهد بود. واشنگتن در پی حمله اخیر اسرائیل به ابوالظهور، برای ایجاد سازوکار کاهش تنش میان اسرائیل، ترکیه و سوریه تلاش کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد خطر گسترش رقابت این سه بازیگر جدی تلقی میشود.
اینکه آیا سوریه به توافق مکه خواهد پیوست یا خیر؛ در کوتاهمدت، نمیتوان چنین احتمالی را قطعی دانست. دمشق هنوز در مرحله تثبیت ساختار سیاسی و امنیتی خود است و ورود رسمی به یک چارچوب دفاعی جدید میتواند هزینههای ژئوپلیتیکی داشته باشد. با این حال، اگر حملات اسرائیل ادامه یابد، همکاری نظامی ترکیه با سوریه عمیقتر شود و روابط دمشق با عربستان و پاکستان گسترش پیدا کند، انگیزه سوریه برای پیوستن افزایش خواهد یافت.
در نهایت، سفر الشیبانی بیش از آنکه پایان یک دوره انزوای دیپلماتیک باشد، نشانه آغاز مرحلهای تازه در سیاست خارجی سوریه است؛ مرحلهای که در آن دمشق میکوشد میان ترکیه، کشورهای عربی، پاکستان و دیگر قدرتها موازنه ایجاد کند. اگر این روند ادامه یابد، سوریه نه صرفاً موضوع رقابت قدرتهای منطقهای، بلکه یکی از بازیگران فعال در شکلگیری معماری امنیتی جدید خاورمیانه خواهد شد.
کپی شد






