
محمد تقیزاده
«اعتراف میکنم» از آن سریالهایی است که نمیتوان دربارهاش با یک حکم ساده «خوب» یا «بد» صحبت کرد. مجموعهای که در نخستین قسمتهای خود توانسته توجه منتقدان و مخاطبان را جلب کند، در عین حال با مجموعهای از پرسشهای جدی درباره فیلمنامه، شخصیتپردازی، منطق پلیسی و میزان استقلالش از نمونه خارجی روبهرو شده است. شاید دقیقترین توصیف برای موقعیت فعلی سریال این باشد که «اعتراف میکنم» ایدهای درست را انتخاب کرده، اما هنوز نتوانسته تمام ظرفیت آن ایده را روی پرده پیاده کند.
نخستین امتیاز سریال، انتخاب فرم است. در شرایطی که بخش مهمی از تولیدات جنایی شبکه نمایش خانگی به سمت تعقیبوگریز، خشونت، اسلحه و موقعیتهای پرتحرک رفتهاند، «اعتراف میکنم» تقریباً همه این عناصر را کنار گذاشته و بخش اصلی درام را به یک اتاق بازجویی سپرده است. این انتخاب بهخودیخود ریسک بزرگی است؛ زیرا وقتی قرار است بخش عمده جذابیت اثر از گفتوگو، سکوت، نگاه و تغییرات روانی شخصیتها شکل بگیرد، کوچکترین ضعف در فیلمنامه میتواند ریتم اثر را از بین ببرد.
ساختار اپیزودیک نیز از دیگر نقاط قابل توجه سریال است. هر قسمت پروندهای مستقل را دنبال میکند و در کنار آن، شخصیتهای ثابت و فضای گروه تحقیق و بازجویی قرار دارند. این ساختار به سازندگان امکان میدهد در هر قسمت با شخصیتها، موقعیتها و بازیگران متفاوتی کار کنند و از یکنواختی احتمالی یک روایت بلند فرار کنند. حضور بازیگران شناختهشده در نقشهای مهمان نیز به این ویژگی کمک کرده و یکی از عوامل اصلی جلب توجه مخاطبان بوده است.
اما همین ساختار چندلایه، میتواند به پاشنه آشیل سریال هم تبدیل شود. وقتی قسمتهای مختلف میان چند نویسنده و کارگردان تقسیم میشوند، حفظ یکدستی لحن، ریتم و کیفیت روایت دشوارتر میشود. رویکردهای موجود درباره سریال تا قسمت سوم هم از نوسان کیفیت میان قسمتها و نگرانی درباره حفظ انسجام سریالی سخن گفتهاند. بنابراین موفقیت این مدل بیش از هر چیز به کیفیت تکتک …











