سعیده علیپور
«ملت مبعوث»، «مردم مبعوثشده»، «سازشکار داخلی»، «نظام سلطه»، «خونخواهی»، «قصاص و انتقام»، «نفوذ»، «کارگزار بیگانه» و «سامانه نظارت بر ارتباطات خارجی». اینها بخشی از واژگانی است که این روزها از مجلس شنیده میشود. واژههایی که فقط به زبان سیاسی تازه محدود نمانده و همزمان با قوانینی پیش میرود که دامنه اثرشان میتواند بخش بزرگی از جامعه، از دانشگاهیان و روزنامهنگاران تا فعالان مدنی و اقتصادی را دربربگیرد.
همزمانی شکلگیری «مجمع نمایندگان ملت مبعوث» با بررسی طرح «نفوذ»
حاکی از آن است که بخشی از مجلس بهجای حرکت به سمت تعریف فراگیرتر از «مردم»، دایره این مفهوم را با صفاتی تازه بازتعریف میکند: «مردم» در این ادبیات، دیگر صرفا همه شهروندان با تفاوتهای فکری و سبکهای زندگیشان نیستند، بلکه بیشتر به گروهی شباهت پیدا میکنند که با مجموعهای مشخص از ارزشها و مطالبات تعریف میشوند.
در مقابل، همان شهروندی که بیرون از این تصویر قرار میگیرد، در طرحهایی مانند «مقابله با نفوذ» ممکن است برای بخشی از ارتباطات علمی، رسانهای، اقتصادی یا مدنی خود ناچار به ثبت، اظهار یا اخذ مجوز شود. حاصل این دو مسیر، دستکم در سطح گفتمان، تغییر آرام تعریف «مردم» است. از یک مفهوم فراگیر حقوقی و اجتماعی به مفهومی گزینشی که یک سوی آن ملت مبعوث قرار دارد و سوی دیگرش لابد ملت غیرمبعوث که با اتهاماتی مثل سازش، ارتباط بیضابطه و نفوذ همیشه به صورت بالقوه مجرم تلقی میشوند.
این دو مسیر حتی از نظر زمانی هم از هم جدا نبوده. به طوری که 25 مرداد، همان روزی که کلیات طرح «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه» با ۱۸۳ رأی موافق در مجلس تصویب شد، مالک شریعتی نیز در صحن علنی از آغاز تشکیل «مجمع نمایندگان ملت مبعوث» خبر داد.
ملتی که باید «مبعوث» باشد …







