
طهمورث گیلانی
در روزهایی که ناترازی انرژی، از بنزین و گازوئیل گرفته تا برق، سفره و آسایش مردم را نشانه رفته است، اظهارات اخیر معاون رئیسجمهور درباره «شیشههایی که ممکن است شکسته شوند»، ابعاد تازهای از نفوذ مافیای ثروت و قدرت در لایههای مدیریتی کشور را عیان کرده است. ما در این مملکت به شنیدن بیانیههای آتشین، بازیهای گفتمانی و نمایشهای پوپولیستی عادت داریم، اما آنچه در روزهای اخیر از زبان اسماعیل سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینهسازی مصرف سوخت و مدیریت راهبردی انرژی شنیدیم، از جنس دیگری است. او با ژستی افشاگرانه گفت: «هر دو جناح سیاسی کشور در قاچاق سوخت دست دارند و اگر بخواهم دکان آنها را تعطیل کنم، شیشههایم را خرد میکنند». این سخنان، یک اظهارنظر معمولی، یک آسیبشناسی ساختاری یا یک تحلیل سیاسی ساده نیست؛ ادعایی سنگین درباره مشارکت جریانهای سیاسی کشور در یک فساد سازمانیافته چند میلیارد دلاری است. اما سوال اساسی افکار عمومی این است: آیا جامعه با یک «قهرمان مبارزه با فساد» روبهرو است که به مصاف مافیا رفته، یا با نمایشی تکراری؟
این شگرد رسانهای، الگویی شناختهشده برای تغییر جایگاه از «پاسخگو» به «مدعی» است. همانطور که پیشتر در ماجرای انتقاد از کیفیت خودروهای داخلی شاهد لحنی مشابه بودیم، اکنون نیز ارائه آدرسهای کلی از مافیای سوخت، محرمانه جلوه دادن اطلاعات و استفاده از ادبیات افشاگرانه، بیشتر تلاش برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی به نظر میرسد. ساختن چنین ژستی شاید در فضای مجازی چند روزی گرد و خاک به پا و توجه شبکه حامیان را جلب کند ، اما عدم تناسب سوابق گذشته با صندلیهای مدیریتی و شوکهای کلامی قابل پنهانسازی نیست.
ردپای قدرت در دکانهای قاچاق
قاچاق سوخت در ایران، طبق آمارهای رسمی، دیگر یک تجارت خرد توسط افراد بیبضاعت مرزنشین نیست. سال گذشته سردار حسین رحیمی، رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا، در این باره گفت: «بالاترین حجم قاچاق خروجی مربوط به فرآوردههای نفتی با حجم ۲.۵ میلیارد دلار در سال است. روزانه بیش …












