
شرکت سرمایهگذاری سازمان تامین اجتماعی (شستا) در سالهای گذشته به دلیل کاهش سهم پرداختی این تشکیلات طویل و عریض از هزینههای تامین اجتماعی، آماج انتقادات کارشناسان و فعالان کارگری بوده و آنها معتقدند سهم شستا در تامین اعتبار برای تعهدات مستمر تامین اجتماعی بسیار ناچیز است چنانچه «مصطفی سالاری» مدیرعامل پیشین تامین اجتماعی، شستا را موضوعی دردسرساز برای تامین اجتماعی خواند که زیانهایش بیش از منافع آن است.
سرمایههای شستا، امانت نسلهای کار و تولید ایران است؛ امانتی که ادامه اداره آن بدون نظام نظارتی جامع و پاسخگویی الزامآور، نه با اصول حکمرانی مطلوب سازگار است و نه با حقوق صاحبان واقعی این سرمایه
اما اینکه «سرنوشت شرکتهای شستا چه خواهد شد؟» پرسشی است که پاسخ آن در این سالها با توجه به شرایط ویژه اقتصادی کشور آسان نیست. از فروش تا واگذاری مدیریت و... همه گزینههایی است که تحقق آن نیاز به شرایط باثبات دارد. در مجموع، کارشناسان و صاحبنظران، شفافیت و مدیریت بهنجار را کلید گذر شستا از بحران میدانند؛ بحرانی گسترده که در سالهای اخیر باعث شده سهم 5درصدی شستا از تامین هزینههای جاری سازمان تامین اجتماعی به کمتر از یک درصد یا در همین حدود کاهش یابد!
امانتی که خوب محافظت نشده است
«مجتبی حاجیزاده» رئیس اتحادیه کارگران خودروساز و عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان آران و بیدگل در این ارتباط به ایلنا میگوید: شستا، بزرگترین هلدینگ اقتصادی سازمان تأمین اجتماعی با سرمایهای شکل گرفته که حاصل دهها سال پرداخت حق بیمه میلیونها کارگر و بیمهشده است. این سرمایه، نه متعلق به دولتهاست، نه متعلق به مدیران و نه متعلق به اشخاص بلکه امانتی است متعلق به نسلهای کار و تولید ایران و هرگونه تصمیم، انتصاب و عملکرد در این مجموعه، مستقیماً بر حقوق و معیشت میلیونها ذینفع اثر میگذارد. وی میافزاید: با این وجود، یکی از اساسیترین چالشهای شستا، نبود یک نظام نظارتی جامع، مستقل، دائمی و پاسخگویی قانونی است؛ خلأیی که سالهاست پابرجاست و تاکنون هیچ اراده تقنینی (قانونگذارانه) …







