
نسرین هزاره مقدم
تورم مدتهاست مثل خوره به جان اقتصاد ایران افتاده و وقوع جنگ و بحران، شرایط بحرانی زندگی را تشدید کرده است. از ابتدای سال تا امروز، در همین چند ماهی که در شرایط جنگ یا «نه جنگ و نه صلح» پشت سر گذاشتیم، بسیاری از کالاهای باقیمانده ازجمله مرغ و تخممرغ از دسترس فرودستان و طبقه کارگر خارج شده است. در همین چند ماه، اساسیترین کالای سفرهها یعنی نان هم به طور متوسط ۱۰۰ تا ۱۴۰درصد گران شده است.
دادههای تورمی تیرماه، نشان میدهد که سبد خوراکیهای خانوادهها ۱۲۸.۱درصد گران شده به این معنا که یک خانواده در تیرماه امسال، باید بیش از دو برابر برای خرید یکسری اقلام خوراکی ثابت هزینه کند
دادههای تورمی تیرماه، نشان میدهد که در یک سال منتهی به تیر، سبد خوراکیهای خانوادههای کارگری ۱۲۸.۱درصد گران شده به این معنا که یک خانواده در تیرماه امسال، باید ۱۲۸.۱درصد یعنی بیش از دو برابر برای خرید یکسری اقلام خوراکی ثابت هزینه کند. این گرانی سرسامآور به نوعی آخرین تیر خلاص به سفرههای خالی طبقه کارگر است؛ سفرههایی که از ابتدای سال ۱۴۰۰ و با اعمال نسخههای پیاپی از سیاستهای آزادسازی، به شدت تحلیل رفته و قبل از بروز جنگ ۴۰ روزه نیز چیز زیادی از آن باقی نمانده بود.
رشد 45درصدی حقوق در برابر تورم 100درصدی خوراکیها
در عرض یک سال گذشته، تورم حداقل ۸ قلم خوراکی بیش از ۱۰۰درصد بوده است. در این مدت، روغن ۲۶۱درصد رشد کرد و گوشت ۱۴۵درصد گران شد. در همین مدت، دستمزد طبقه کارگر، در بهترین حالت برای حداقلبگیران ۶۰درصد و برای سایرین 45درصد رشد کرده است. به عبارت درستتر، در طول یک سال، هزینههای زندگی فقط در بخش خوراکیها، بیش از دو برابر شده، در حالیکه درآمد مزدبگیران در بیشترین حالت تنها ۶۰درصد افزایش یافته است. همین معادله ساده نشان میدهد که دستمزد کارگران حداقلبگیر در قیاس با تورم رسمی خوراکیها (که به هیچ وجه برابر با تورم واقعی اقلام در کف بازار نیست) حداقل ۶۸درصد عقبماندگی دارد و مزد کارگران سایر سطوح مزدی که کارگران یقه سفید و متخصص …






