
پاکستان با هدف احیای تلاشهای میانجیگرانه برای پایان دادن به جنگ با ایالات متحده، از مقامات بلندپایه ایرانی برای انجام گفتوگو دعوت کرده است. بیانیه وزارت امور خارجه پاکستان در اواخر روز دوشنبه حاکی از آن است که اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، با همتای ایرانی خود، عباس عراقچی، گفتوگو کرده و از او دعوت کرده است «در اولین فرصت مناسب به پاکستان سفر کند». طبق گزارش منابع دولتی، همچنین محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد ایران، از سوی ایاز صادق، رئیس مجلس ملی پاکستان، برای سفر به این کشور دعوت شده است. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا این دو مقام ایرانی به اسلامآباد سفر خواهند کرد یا خیر.
این اقدامات همزمان با انتقاد شدید دونالد ترامپ صورت گرفت؛ رئیسجمهور آمریکا رهبران تهران را به دلیل نحوه مدیریت مذاکراتِ هدفگذاریشده برای پایان جنگ، به «دورویی باورنکردنی» متهم کرد. ترامپ در پلتفرم «تروث سوشیال» نوشت: «آنها درخواست جلسه میکنند – برخی میگویند «التماس» – گفتوگوها آغاز میشود و زمانبندیهایی برای آینده نزدیک تعیین میگردد، اما آنها آشکارا و با افتخار میگویند که هیچ مذاکرهای در کار نیست.» وی همچنین در گفتوگو با خبرنگاران، این وضعیت را «آخرین فرصت» ایران برای امضای یک «سند خوب» پیش از «سرنگونی» دانست و هشدار داد که تهران با انتخاب میان «توافق یا تسلیم کامل» روبروست.
این اظهارات پس از آن بیان شد که اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، تأکید کرد که هیچ مذاکرهای با آمریکا در جریان نیست و تنها گفتوگوهای فنی با عمان در خصوص بازگشایی تنگه هرمز – آبراهه راهبردی که یکپنجم عرضه نفت جهانی در شرایط صلح از آن عبور میکند – در حال انجام است. بقایی در نشست خبری روز دوشنبه تصریح کرد که پاکستان همچنان «میانجی» در گفتوگوهای مربوط به ایران و آمریکا باقی مانده و قطر نیز «در صورت لزوم» به ارائه کمک ادامه میدهد.
موضع پاکستان از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه تغییر چندانی نکرده است: ترویج خویشتنداری و فراخوان برای گفتوگو و راهحل دیپلماتیک. در ماه آوریل، دولت پاکستان میزبان اولین مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در دهههای اخیر بود که به امضای «یادداشت تفاهم اسلامآباد» در ماه ژوئن توسط شهباز شریف، مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ منجر شد. با این حال، هر تلاش برای تنشزدایی ظرف چند هفته از هم پاشیده است؛ آتشبس آوریل در عرض چند روز فروپاشید و منجر به محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران توسط آمریکا شد، و یادداشت تفاهم نیز به دلیل حملات متقابل و برقراری مجدد محاصره دریایی، تنها یک ماه دوام آورد.
در طول نشستهای خبری هفتگی در ماه ژوئیه، طاهر اندرابی، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان، بارها تکرار کرده است که یادداشت تفاهم همچنان چارچوب صلح است، حتی در شرایطی که آتشبسی که قرار بود زیربنای آن باشد، چندین بار شکست خورده است. پزشکیان این هفته گفت که یادداشت تفاهم، «مرکز ثقل» روابط خارجی آینده ایران خواهد بود. او در یک پست شبکههای اجتماعی نوشت: «ما باید تلاش کنیم دشمن را وادار کنیم به آنچه امضا کرده پایبند بماند.»
آصف درانی، سفیر سابق پاکستان در ایران، در گفتوگو با الجزیره، این یادداشت تفاهم را نه یک سند مرده، بلکه «سندی بنیادی» توصیف کرد و گفت: «پاکستان تنها میتوانست تسهیلگری کند و این کار را صادقانه انجام داده است؛ صداقتی که در سطح بینالمللی نیز به رسمیت شناخته شده است.» گریس وِرمِنبول، مقام سابق امنیت ملی آمریکا، معتقد است که شکستهای مکرر بازتابدهنده مشکلی عمیقتر است و گفت: «تداوم درگیریها، اعتماد لازم برای یک آتشبس بلندمدت را از بین برده است.»
مهران کامروا، استاد حکومت در دانشگاه جورجتاون قطر، معتقد است این شکستها ربطی به نقش پاکستان ندارد: «ایالات متحده هیچ استراتژی خروجی، اهداف روشن و درکی از اینکه پایان بازی باید چگونه باشد ندارد و همچنان در حال تغییر زمین بازی است.» وی افزود ایران مصمم است اهرم فشار خود بر تنگه را حفظ کند، اما میداند که این کار تنها «در هماهنگی با عمان و با توافق ضمنی، اگر نه صریح، سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس» ممکن است.
اما سید مجتبی جلالزاده، تحلیلگر روابط بینالملل، معتقد است شکستهای پیدرپی، نقش پاکستان را «از یک میانجی قادر به حل مناقشه به یک تسهیلگر با دسترسی به طرفین» تنزل داده است. وی هشدار داد که اگرچه این دسترسی در غیاب کانالهای مستقیم آمریکا و ایران اهمیت دارد، اما حسن نیتها نامحدود نیست.
ایران و عمان بهطور جداگانه در حال مذاکره برای بازگشایی تنگه هرمز هستند که مسیری موازی متمرکز بر دسترسی دریایی است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به طور عمومی نسبت به هر توافقی که به ایران اجازه دهد تنگه را تحت کنترل بگیرد، هشدار داده است. اما تحلیلگران معتقدند این یک «تقسیم کار دیپلماتیک» طبیعی است؛ جایی که عمان و ایران (به عنوان دو دولت ساحلی) مسائل فنی را مدیریت میکنند و پاکستان و قطر بر سطح «سیاسی-استراتژیک» شامل آتشبس، کاهش حملات، تحریمها و پرونده هستهای تمرکز دارند.






