تاریخ معاصر ایران روایت عجیب و پرکششی از یک پدیدهی منحصربهفرد است: سرزمینی که در طول صد سال اخیر، هدف پیچیدهترین، پرهزینهترین و سیستماتیکترین نقشههای تجزیهطلبی از سوی قدرتهای بزرگ بوده، میلیاردها دلار هزینه پشت گسلهای قومیاش انباشته شده، و در هر بحران منطقهای و جهانی، تیغ جراحی استعمار برای تکهتکه کردنش تیز شده است؛ اما هر بار در نقطهی صفر فروپاشی، ساختار مقاومت درونزا و لایههای عمیق جامعه سر برآورده و این نقشهها را در هم کوبیده است.
برای درک اینکه چرا ایران تجزیهپذیر نیست، نباید به کلیگویی و فرمولهای کتابی اکتفا کرد. اینکه بگوییم مردم نخواستند و تمام، سازده سازی و ساده انگاری مسئله است. تاریخ واقعی در لایههای ناملموس کنشگری خاموش اما بالقوه مردم، در نامهها، اسناد بایگانیشده، اعتصابات بازار، هوشیاری عشایر و واکنشهای بومی جریان دارد. داستان ایستادگی این سرزمین، یک خورش جاافتادهی تاریخی است که در آن، حرص سیریناپذیر استعمار و لایههای پیچیدهی مقاومت مدنی و اجتماعی در هم آمیختهاند. …











