قیمت طلا امروز




 سایت فراز / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

آمریکا باید از خاورمیانه خارج شود

نشریه فارن افرز در تحلیلی انتقادی، جنگ با ایران را یک فاجعه تمام‌عیار و حاصل دهه‌ها سیاست نظامی‌گری اشتباه واشنگتن در خاورمیانه خوانده و خواستار خروج کامل نی...
 آمریکا باید از خاورمیانه خارج شود
جنگ با ایران یک فاجعه حماسی است. ایالات متحده و اسرائیل کارزاری غیرضروری را آغاز کردند که حقوق بین‌الملل را نقض کرده، دست‌کم ۱۷۰۰ غیرنظامی ایرانی (از جمله ۳۰۷ کودک) را به کام مرگ کشانده، خسارت‌های گسترده‌ای به زیرساخت‌های غیرنظامی وارد آورده و به آشفتگی منطقه‌ای دامن زده است. اقدام تلافی‌جویانه ایران منجر به کشته شدن ۱۸ نیروی نظامی آمریکایی و مجروح شدن بیش از ۶۰۰ تن دیگر در پایگاه‌های کشور‌های همسایه شده است و مردم در سراسر جهان همچنان از جهش قیمت‌های انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز در شوک هستند.

این جنگ جدیدترین پیامد مجموعه‌ای از انتخاب‌های سیاستی ایالات متحده در ۳۵ سال گذشته است که امنیت آمریکا را کاهش داده و درگیری‌ها را در سراسر خاورمیانه تشدید کرده است. این شکست‌ها از حضور نظامی ایالات متحده در منطقه نشأت می‌گیرد که به باور نادرست واشنگتن مبنی بر اینکه باید به‌طور مداوم جنگ‌ها را آغاز کند و در درگیری‌های جاری مداخله نماید تا امنیت ایالات متحده را ارتقا دهد، دامن زده است. پذیرش پایگاه‌ها و نیرو‌های آمریکایی در قلمرو کشور‌های میزبان نیز آنها را آسیب‌پذیرتر کرده و در معرض حملات مستقیم ایران و گروه‌های تحت حمایت ایران قرار داده است.

برای دهه‌ها، ایالات متحده به‌گونه‌ای رفتار کرده که گویی حضور نظامی‌اش در خاورمیانه برای منافع استراتژیک آمریکا و امنیت منطقه ضروری بوده است. این کشور تلاش کرده از شرکایی مانند اسرائیل و کشور‌های خلیج فارس محافظت کند، ایران و دیگر دشمنان را مهار نماید و با تروریسم مبارزه کند. در عمل، موضع نظامی ایالات متحده به ناامنی و ویرانی کمک کرده است. هیچ‌کجا این مسئله آشکارتر از کارزار علیه ایران نیست؛ جنگ دقیقاً همان خطراتی را ایجاد کرده است که قرار بود از بروز آنها جلوگیری کند.

زمان آن خیلی وقت پیش فرا رسیده بود که ایالات متحده نیرو‌های خود را از خاورمیانه خارج کند، از تسلیح دولت‌هایی که قوانین ایالات متحده و بین‌المللی را نقض می‌کنند دست بردارد و به نقش خود به عنوان ضامن نظم منطقه‌ای پایان دهد. انجام این کار واشنگتن را آزاد می‌کند تا روی اهداف با اولویت بالاتر، از جمله بازدارندگی در برابر جنگ قدرت‌های بزرگ در آسیا و اروپا تمرکز کند.

**خون و سرمایه**

اگرچه ایالات متحده از دیرباز در خاورمیانه درگیر بوده است، اما جنگ خلیج فارس در سال‌های ۱۹۹۰-۹۱ نقش نظامی ایالات متحده را در منطقه تثبیت کرد. آنچه به عنوان نقطه اوج قدرت آمریکایی در دوران پس از جنگ سرد آغاز شد ــ یعنی سازماندهی یک ائتلاف بین‌المللی برای پایان دادن به تهاجم صدام حسین، رئیس‌جمهور عراق به کویت ــ به یک تعهد چند دهه‌ای تبدیل شد. دولت‌های پیاپی ده‌ها هزار پرسنل را در منطقه حفظ کرده‌اند، با این باور که یک نیروی مستقر از جریان آزاد انرژی محافظت می‌کند، از اسرائیل حمایت می‌نماید، با گروه‌های تروریستی می‌جنگد و ایران را مهار می‌کند. در حال حاضر، حدود ۲۰۰۰ نیرو در عراق مستقر هستند؛ ۲۳۰۰ نفر در عربستان سعودی؛ ۳۵۰۰ نفر در امارات متحده عربی؛ ۴۰۰۰ نفر در اردن؛ ۸۰۰۰ نفر در بحرین؛ ۱۰،۰۰۰ نفر در قطر؛ و ۱۳،۰۰۰ نفر در کویت. آمار دقیق و مکان‌ها در طول سال‌ها فراز و نشیب داشته است، اما این حضور همچنان عظیم، گسترده و عمیقاً ریشه‌دار باقی مانده است.

با این حال، حضور نظامی خود می‌تواند به یک نقطه ضعف تبدیل شود، کشور‌های میزبان را در معرض اقدامات تلافی‌جویانه قرار دهد و ایالات متحده را به درگیری‌های محلی بکشاند. با وجود پایگاه‌های پراکنده در سراسر منطقه، تهدید‌ها علیه منافع آمریکا همیشگی است و هر یک از آنها به استدلال جدیدی برای بزرگ‌تر کردن این حضور تبدیل می‌شود. به عنوان مثال، اشغال عراق توسط ایالات متحده پس از تهاجم سال ۲۰۰۳، نه‌تنها نیرو‌های آمریکایی را در یک درگیری طولانی و خونین گرفتار کرد، بلکه آنها را در برابر شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران آسیب‌پذیر ساخت و موجب عملیات تلافی‌جویانه ایالات متحده در عراق، سوریه و نقاط دیگر شد. در همین حال، جنگ در افغانستان به پاکستان سرایت کرد، جایی که ایالات متحده صد‌ها حمله پهپادی را علیه شبه‌نظامیانی که به نیرو‌های آمریکایی در آن سوی مرز حمله می‌کردند، انجام داد. ایالات متحده پس از آنکه تا حد زیادی در سال ۲۰۱۱ خود را از عراق بیرون کشید، مجبور شد در سال ۲۰۱۴ نیرو‌های خود را برای مبارزه با دولت اسلامی یا همان داعش که از هرج‌ومرج پس از تهاجم سر برآورده بود، بازگرداند.

هزینه‌ها بسیار سنگین بوده است. ایالات متحده ۸ تریلیون دلار برای مبارزه در افغانستان، عراق و دیگر میدان‌ها به عنوان بخشی از «جنگ با تروریسم» خود پس از ۱۱ سپتامبر هزینه کرد. بر اساس پژوهش‌های دانشگاه براون، تقریباً سه میلیون آمریکایی در این درگیری‌ها خدمت کردند که در آنها بیش از ۱۵،۰۰۰ نیروی نظامی و پیمانکار کشته شدند و ۱.۸ میلیون سرباز دچار معلولیت گشتند. مردم سراسر منطقه پیامد‌های آن را متحمل شده‌اند و همچنان متحمل می‌شوند. بیش از ۹۴۰،۰۰۰ نفر بر اثر خشونت مستقیم جان باخته‌اند، از جمله ۴۳۲،۰۰۰ غیرنظامی؛ ۳.۶ میلیون نفر بر اثر آثار غیرمستقیم فروپاشی دولت‌ها در افغانستان، عراق، پاکستان، سوریه و یمن جان خود را از دست داده‌اند؛ و ۳۸ میلیون نفر آواره شده‌اند. اما آمار‌ها به تنهایی نمی‌توانند آسیب‌های انسانی را نشان دهند، چنان‌که در چشمان کودکانی که والدین خود را از دست داده‌اند، خانواده‌هایی که خانه‌های خود را گم کرده‌اند و نسلی که فرصت یک زندگی عادی توسط درگیری‌های مداوم از آنها ربوده شده، دیده می‌شود؛ و فقدان مسئولیت‌پذیری در قبال سیاست‌ها و اقداماتی که محرک این وضعیت بوده‌اند، تکان‌دهنده است.

ایالات متحده همچنین به‌طور مستقیم در خشونت و سرکوب اعمال‌شده توسط کشور‌های دیگر مشارکت داشت، زیرا استقرار نیرو‌های آمریکایی در سراسر خاورمیانه، انگیزه واشنگتن را برای همکاری نزدیک با دولت‌های سرکوبگری که اغلب برنامه‌های منطقه‌ای خود را داشتند، تقویت کرد. این کشور از دولت‌های مستبد مانند مصر حمایت کرد، کارزار نظامی عربستان سعودی در یمن را سرپا نگه داشت و نقش امارات متحده عربی را در جنگ داخلی سودان تسهیل کرد؛ جایی که بازرسان سازمان ملل اقداماتی را مستند کردند که در حد نسل‌کشی بود. چنین مشارکت‌هایی خشم عمومی را نسبت به دولت‌های آن کشور‌ها و ایالات متحده برانگیخت.

رابطه ایالات متحده با اسرائیل نمونه‌ای از این است که چگونه روابط امنیتی عمیق، همراه با پایگاه‌سازی دائمی، می‌تواند نتایج فاجعه‌باری به بار آورد. از زمان فروپاشی تدریجی مذاکرات اسلو میان رهبران اسرائیل و فلسطین در دهه ۱۹۹۰، حمایت ایالات متحده به یک چک سفید امضا برای دولت‌های پیاپی اسرائیل تبدیل شده است. آن دولت‌ها از طریق الحاق تدریجی اراضی و سرکوب سیستماتیک در کرانه باختری، چشم‌انداز صلح با فلسطینی‌ها را از بین برده‌اند. طی چند سال گذشته، این حمایت به اسرائیل اجازه داد تا آنچه را که یک کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل نسل‌کشی در غزه تشخیص داد ــ یافته‌ای که توسط تعدادی از پژوهشگران و گروه‌های جامعه مدنی اسرائیل نیز تکرار شد ــ اجرا کند. سپس در فوریه ۲۰۲۶، ایالات متحده به اسرائیل پیوست تا جنگی غیرقانونی را علیه ایران آغاز کند.

هر دو رئیس‌جمهور دموکرات و جمهوری‌خواه مسئول آسیب‌های ناشی از حضور نظامی ایالات متحده در خاورمیانه هستند. این حضور، ایالات متحده را در نقض جدی حقوق بین‌الملل بشردوستانه شریک کرده است. واشنگتن باید مسیر خود را اصلاح کند و این کار را با عقب‌نشینی نیرو‌ها به محض برقراری یک آتش‌بس پایدار با ایران آغاز نماید.

رهبران ایالات متحده اکنون با مجموعه‌ای از تصمیم‌ها با پیامد‌های پایدار رو‌به‌رو هستند، از جمله اینکه آیا پایگاه‌های آسیب‌دیده در طول جنگ ایران را بازسازی کنند و سلاح‌های جدیدی به شرکای منطقه‌ای بفروشند. برخی از تحلیلگران دفاعی استدلال کرده‌اند که حضور نظامی کوچک‌تری حفظ شود ــ و بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، پنتاگون در حال بررسی آن است ــ، اما عقب‌نشینی جزئی همچنان ایالات متحده را در معرض خطر همیشگی در منطقه قرار خواهد داد. در پنج ماه گذشته، ایران ساختمان‌ها و تجهیزات را در حداقل ۱۵ سایت نظامی ایالات متحده تخریب کرده یا به آنها آسیب رسانده است. حتی اگر ایالات متحده نیرو‌های خود را در یک یا دو پایگاه تجمیع کند، آنها همچنان هدف اصلی ایران و نیرو‌های نیابتی‌اش خواهند بود، بنابراین منابع قابل‌توجهی برای حفاظت از نیرو‌ها مورد نیاز خواهد بود. بدون خروج کامل، واشنگتن احساس خواهد کرد که مجبور است به حمایت از پرسنل و شرکای آمریکایی ادامه دهد و ایالات متحده همچنان به درگیری‌ها کشیده خواهد شد.

خارج کردن تمام نیرو‌های آمریکایی از خاورمیانه مستلزم پایان دادن به تمام همکاری‌ها با شرکای منطقه نیست. کمک‌های امنیتی همچنان می‌تواند در برخی کشور‌ها مانند لبنان ادامه یابد، جایی که حمایت ایالات متحده از نیرو‌های مسلح لبنان می‌تواند ظرفیت دولت را تقویت کرده و نقش نهاد‌های رسمی را در حفاظت از حاکمیت لبنان تحکیم بخشد. اما این به نفع واشنگتن است که اطمینان حاصل کند کمک‌ها و فروش تسلیحاتش با قوانین ایالات متحده مطابقت دارد؛ قوانینی که تعلیق چنین کمک‌هایی را در صورت ارتکاب نقض فاحش حقوق بشر توسط دریافت‌کنندگان، همان‌طور که اسرائیل در غزه انجام داده است، الزامی می‌سازد. واشنگتن با تعلیق هرگونه کمک امنیتی و صادرات تسلیحاتی که ناقض قوانین ایالات متحده و بین‌المللی است، می‌تواند این خطر را کاهش دهد که حمایت‌هایش باعث تشویق سیاست‌های بی‌ملاحظه سایر کشور‌ها شده و ایالات متحده را عمیق‌تر در بحران‌های منطقه‌ای فرو ببرد.

ایالات متحده هم‌زمان با کاهش حضور نیرو‌های خود در منطقه، می‌تواند و باید تلاش‌های دیپلماتیک، اقتصادی و بشردوستانه خود را برای حمایت از حقوق بشر و حل مسالمت‌آمیز اختلافات افزایش دهد. به عنوان بخشی از این تلاش، باید کمک‌های بشردوستانه به فلسطینی‌ها را افزایش دهد و در عین حال از پروژه‌های همگرایی اقتصادی که می‌تواند ثبات و رفاه را تقویت کند، مانند خطوط لوله جدیدی که صادرات انرژی را به دور از تنگه هرمز هدایت می‌کنند، حمایت نماید. همچنین باید از این عقب‌نشینی استفاده کند تا روشن سازد که واشنگتن کمک‌ها به کشور‌هایی مانند امارات و اسرائیل را تا زمانی که کارنامه حقوق بشری خود را بهبود نبخشند و به سیاست‌های منطقه‌ای بی‌ثبات‌کننده خود پایان ندهند، کاهش خواهد داد. ایالات متحده نمی‌تواند این دولت‌ها را مجبور به اصلاحات کند، اما می‌تواند از ارائه تجهیزات و منابع مالی که سرکوب یا تجاوزگری آنها را ممکن می‌سازد، خودداری کند.

اگرچه بعید است که دولت فعلی این رویکرد را دنبال کند، تصمیمات در کنگره می‌تواند سیاست آینده ایالات متحده را در منطقه شکل دهد. قانون‌گذاران می‌توانند با محدود کردن میزان بودجه‌ای که پنتاگون برای تأمین مجدد مهمات و بازسازی پایگاه‌ها دریافت می‌کند و با تعیین شرایط برای این بودجه‌ها، ایالات متحده را به سمت عقب‌نشینی سوق دهند.

**ترس‌ها و واقعیت‌ها**

برخی استدلال خواهند کرد که خارج کردن ارتش ایالات متحده از خاورمیانه خطرات جدی به همراه دارد. آن خطرات واقعی، اما قابل مدیریت هستند. ابتدا با بازار‌های انرژی و ترس از اختلال در صادرات نفت و گاز در صورت عقب‌نشینی ایالات متحده شروع کنیم. برای سال‌ها، واشنگتن فرض می‌کرد که حضور ایالات متحده در منطقه آزادی کشتیرانی را حفظ می‌کند. با این حال، این جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران بود که تنگه هرمز را بست ــ و ارتش ایالات متحده نتوانست آن را با زور بازگشایی کند، که این امر کارآمدی استقرار ناوگان پنجم در بحرین را زیر سوال می‌برد. بن‌بست در تنگه هرگونه که حل شود، ایران و کشور‌های خلیج فارس منافع مشترکی در تداوم جریان انرژی دارند، حتی در شرایطی که کشور‌ها بر سر اینکه آیا می‌توانند عوارض وضع کنند یا خیر با یکدیگر مجادله می‌کنند. علاوه بر این، با توجه به اینکه ایالات متحده اکنون خود یک تولیدکننده بزرگ انرژی است، بخش انرژی‌های تجدیدپذیر در سراسر جهان در حال رشد است و تولیدکنندگان در حال بررسی راه‌هایی برای دور زدن تنگه هستند، عرضه جهانی متنوع‌تر، تهدید ناشی از اختلالات بیشتر در کشتیرانی را کاهش می‌دهد.

دولت ترامپ و حامیان او در کنگره همچنین این بحث را مطرح می‌کنند که قدرت نظامی آمریکا برای مهار ایران که همسایگان خود را بی‌ثبات کرده، ضروری است. اما جنگ فعلی نشان داده است که ایالات متحده نتوانسته از شرکای خود در خلیج فارس در برابر حملات ایران محافظت کند. کشور‌های خلیج فارس نیاز دارند ترتیبات امنیتی جدیدی با یکدیگر ایجاد کنند؛ ترتیباتی که به واشنگتن متکی نباشد، اگرچه واشنگتن همچنان می‌تواند حمایت‌های اقتصادی و دیپلماتیک ارائه دهد. هیچ تضمینی وجود ندارد که ترتیبات جدید بهتر باشد، اما سیستم فعلی تحت حمایت ایالات متحده کارساز نیست. حداقل در یک نظم جدید به رهبری بازیگران منطقه‌ای، ایالات متحده دیگر به بی‌ثباتی دامن نخواهد زد؛ و چنین چارچوبی اگر دیپلماسی منطقه‌ای، گفت‌و‌گو و تنش‌زدایی با ایران را در اولویت قرار دهد، ممکن است مسیر پایدارتری را به سوی ثبات ارائه کند. با گذشت زمان، کشور‌های خاورمیانه می‌توانند وابستگی کمتری به تضمین‌های نظامی خارجی پیدا کنند.

مبارزه با تروریسم نیز با حضور طولانی‌مدت نیرو‌های آمریکایی آسان‌تر نمی‌شود. از زمان ۱۱ سپتامبر، تهدید تروریستی سیاست‌گذاران را به سمت تکیه بر ارتش آمریکا سوق داده است. با این حال، استفاده ایالات متحده از حملات پهپادی که شمار عظیمی از غیرنظامیان را کشت، همراه با تهاجم‌های متعدد آن، احتمالاً به حملات بیشتری علیه پرسنل آمریکایی توسط گروه‌های تروریستی دامن زده است. خارج کردن نیرو‌های آمریکایی در شرایط کنونی به معنای دست کشیدن از توانایی مبارزه با تروریسم نیست. اشتراک‌گذاری اطلاعات با دولت‌های منطقه‌ای و متحدان ناتو، در کنار فناوری‌های پیشرفته‌ای که امکان نظارت از مسافت‌های دورتر را فراهم می‌کند، می‌تواند واشنگتن را قادر به رصد تهدید‌ها سازد. به عنوان آخرین راهکار، رهبران ایالات متحده در صورت بروز بحرانی که ایالات متحده را تهدید کند، می‌توانند نیرو‌ها را برای یک مأموریت خاص بازگردانند.

سپس مسئله امنیت اسرائیل مطرح است. اسرائیل به عنوان کشوری دارنده تسلیحات هسته‌ای و با پیشرفته‌ترین ارتش در منطقه، بیش از حد توانایی دفاع از خود را دارد. در واقع، حضور ایالات متحده اسرائیل را جسور کرده تا سیاست‌هایی را اتخاذ کند که تهدید‌ها را علیه خودش تشدید کرده است. واشنگتن می‌تواند این چرخه را با مشروط کردن کمک‌های نظامی به پایان دادن اشغال اراضی فلسطینی از سوی اسرائیل، پیگیری صلح با فلسطینی‌ها و متوقف کردن کارزار‌های نظامی‌اش در ایران، لبنان و سوریه بشکند. این گام‌ها خطراتی را که اسرائیل برای خود ایجاد می‌کند کاهش می‌دهد و ریسک کلی را که می‌تواند با از دست رفتن پشتیبانی ایالات متحده همراه باشد، پایین می‌آورد.

در نهایت، منتقدان عقب‌نشینی از خاورمیانه نگرانند که خروج ــ به‌ویژه به فاصله کوتاهی پس از شکست‌های ایالات متحده در قبال ایران ــ سیگنال ضعف به دشمنان ایالات متحده ارسال کند. واشنگتن در بازدارندگی چین و روسیه، در شرایطی که هر یک ادعا‌های خود را نزدیک‌تر به مرزهایشان پیش می‌برند، با چالشی دلهره‌آور روبروست. اما اگر ایالات متحده در خاورمیانه گرفتار بماند، برای همکاری با متحدان آسیایی و اروپایی خود جهت مقابله با اقدامات پکن یا مسکو در جا‌های دیگر با دشواری بیشتری رو‌به‌رو خواهد شد؛ و خطر چندانی وجود ندارد که هیچ‌یک از آنها جایگزین موقعیت ایالات متحده در منطقه شوند. چین همچنان درباره استفاده از ارتش خود فراتر از پیرامون نزدیکش بسیار محتاط است و حضور روسیه در خاورمیانه از زمان سقوط بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه، تنها کوچک‌تر شده است.

با این حال، در میانه این ارزیابی عمومی از نقش ایالات متحده در جهان، رهبران آمریکایی با موکلان خود همگام نیستند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در دو انتخابات با انتقاد شدید از نامزد‌هایی که آنها را مقصر جنگ‌های بی‌پایان در خاورمیانه می‌دانست برنده شد، اما سپس خودش یکی از آنها را آغاز کرد. هنگامی که افراد و نهاد‌ها علیه سیاست در قبال اسرائیل اعتراض کرده‌اند، رئیس‌جمهور از قدرت دولت برای حمله به آنها استفاده کرده، بودجه دانشگاه‌ها را قطع نموده و معترضان را دیپورت و زندانی کرده است؛ و در شرایطی که نگرانی اصلی آمریکایی‌ها تأمین هزینه‌های ضروری زندگی روزمره است، بودجه پنتاگون به بالاترین حد خود یعنی حدود ۱ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۶ رسیده است و دولت به دنبال افزایش ۵۰ درصدی دیگر برای سال ۲۰۲۷ است.

ایالات متحده هنوز نقش مهمی در امنیت جهانی ایفا می‌کند: حضور نظامی و تضمین‌های امنیتی آن در اروپا و آسیا به جلوگیری از جنگ قدرت‌های بزرگ کمک می‌کند. اما روشی که واشنگتن نقش امنیتی خود را در خاورمیانه ایفا می‌کند، بسیار بیشتر از آنکه مفید باشد، آسیب‌رسان است. تغییر مسیر آسان نخواهد بود، اما ضروری است. دهه‌ها جنگ نافرجام و درگیری، جان‌های بسیار و سرمایه‌های فراوانی را هدر داده، در حالی که چیز زیادی به امنیت ایالات متحده نیفزوده و توجه واشنگتن را از چالش‌های مبرم در آسیا و اروپا منحرف کرده است. زمان خروج ارتش ایالات متحده فرا رسیده است.



 تحریم ۲ مقام دیوان کیفری بین‌المللی توسط روبیو

تحریم ۲ مقام دیوان کیفری بین‌المللی توسط روبیو

روبیو در میانه کارزار خود برای منحل کردن دیوان کیفری بین‌المللی، دو نفر از مقام‌های این دادگاه بین‌المللی را هدف تحریم قرار داد.

 مصر: با ایران درباره کاهش تنش‌ها در ارتباط هستیم/ خواهر کیم جونگ اون، ژاپن را به «حمله فوری» تهدید کرد/ اردوغان: مذاکره، تنها راه‌حل اختلافات بین ایران و آمریکا/ فرانسه: اخراج ۲ کارمند سفارت ایران

مصر: با ایران درباره کاهش تنش‌ها در ارتباط هستیم/ خواهر کیم جونگ اون، ژاپن را به «حمله فوری» تهدید کرد/ اردوغان: مذاکره، تنها راه‌حل اختلافات بین ایران و آمریکا/ فرانسه: اخراج ۲ کارمند سفارت ایران

در پی آغاز تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران از روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، تنش‌های گسترده در خاورمیانه و درگیری‌ها میان ایران و آمریکا در تنگه هرمز همچنان اد...

 اردوغان: مذاکره، تنها راه‌حل اختلاف میان ایران و آمریکا است

اردوغان: مذاکره، تنها راه‌حل اختلاف میان ایران و آمریکا است

دفتر رئیس‌جمهور ترکیه ضمن اعلام حمایت از هرگونه تلاش دیپلماتیک با هدف دستیابی به صلح در منطقه غرب آسیا، استدلال کرد که مذاکرات تنها راه‌حل اختلاف ایران و ایالات متحده است.

 راز غیبت ملانیا و سایه‌ زن جوان در کنار ترامپ!

راز غیبت ملانیا و سایه‌ زن جوان در کنار ترامپ!

دستیار اجرایی دونالد ترامپ، به یکی از پرحاشیه‌ترین چهره‌های نزدیک به رئیس‌جمهور تبدیل شده است.

 تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به خاک سوریه/ ربایش 2 شهروند سوری - تسنیم

تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به خاک سوریه/ ربایش 2 شهروند سوری - تسنیم

منابع خبری از تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به حومه قنیطره در خاک سوریه و ربایش دو شهروند خبر دادند.

 فایننشال تایمز: اگر با قالیباف به توافق نرسید با رضایی طرفید!

فایننشال تایمز: اگر با قالیباف به توافق نرسید با رضایی طرفید!

فایننشال‌تایمز مدعی شد ایران در صورت تشدید دوباره جنگ از سوی دونالد ترامپ، گزینه حمله به اهداف نظامی آمریکا در اروپا را بررسی کرده است.

 اروپا هدف بعدی ایران در دور جدید جنگ

اروپا هدف بعدی ایران در دور جدید جنگ

یک منبع داخلی در گفتگو با رسانه‌ها اعلام کرد که ایران در صورت تجاوز آمریکا، هیچ محدودیتی برای پاسخ خود قائل نخواهد بود.

 ایران آماده حمله به ۲ کشور اروپایی؛ پیام این‌گونه داده شد | گزارش مهم فایننشال تایمز درباره گسترش بانک اهداف ایران

ایران آماده حمله به ۲ کشور اروپایی؛ پیام این‌گونه داده شد | گزارش مهم فایننشال تایمز درباره گسترش بانک اهداف ایران

روزنامه فایننشال تایمز مدعی گسترش بانک اهداف ایران و کشیده شدن آن به فراسوی منطقه در صورت از سر گیری تجاوزات آمریکا شد.