
به جای اینکه تأمینکننده منفعل منابع و دریافتکننده تصمیمات راهبردی اتخاذ شده در جغرافیاهای دیگر باشد، این قاره میتواند زمینه ژئوپلیتیک خود را ایجاد کند. در اینجا چگونگی آن آمده است.
آنچه کشورهای آفریقایی از آن میترسند
اولین گام در تحول آفریقا، تلاشی جمعی برای غلبه بر چیزی است که من آن را «تالاسوفوبی» (ترس از دریا) نامیدهام: گرایشی تاریخی در میان کشورهای آفریقایی برای نگریستن به دریا پیش از همه به عنوان یک مرز فیزیکی و نه به عنوان فضایی برای پیشبینی اقتصادی، سیاسی و نظامی.
برای دههها، تصور راهبردی آفریقا بیش از هر چیز توسط تهدیدهای زمینی شکل میگرفت – جنگهای آزادیبخش ملی، جنگهای داخلی، شورشها، کودتاها و مناقشات مرزی. دریا نه تنها در سیاستگذاری عمومی، بلکه در فرهنگ راهبردی نخبگان نیز حاشیهای باقی ماند. این میراث کمک میکند تا توضیح دهیم چرا آفریقا بازتابهای فراوانی در مورد امنیت زمینی تولید کرد، اما در مورد قدرت دریایی، اقتصاد آبی، کریدورهای اقیانوسی و پیشبینی نیروی دریایی، بسیار کمتر.
دلایل ساختاری هستند، نه صرفاً شرایطی. نخستین دلیل، اولویت حاکمیت است. کشورهای آفریقایی مرزهای استعماری را به ارث بردند و مصونیت سرزمینی را به اصل بنیادین نظم پس از استقلال تبدیل کردند – اصلی که در بنیادهای «سازمان وحدت آفریقا» که در سال ۱۹۶۳ تأسیس شد و جانشین آن، «اتحادیه آفریقا»، گنجانده شده است. با این حال، یک راهبرد دریایی مشترک مستلزم به اشتراکگذاری امتیازات حاکمیتی است: صلاحیت قضایی بر مناطق انحصاری اقتصادی، قوانین تعامل، فرماندهیهای مشترک، و تسلیم اطلاعات حساس.
دلیل دوم، ناهمگونی منافع است. آفریقا نه یک، بلکه چندین جبهه دریایی دارد که تهدیدها در آنها متفاوت است: دزدی دریایی و سرقت نفت خام در خلیج گینه، ماهیگیری غیرقانونی و قاچاق در اقیانوس هند غربی، و جریانهای مهاجرتی در دریای مدیترانه. ایجاد یک دستور کار واحد از چنین اولویتهای متفاوتی، کاری دشوار است و پراکندگی به عنوان مسیر کممقاومت ظاهر میشود.
دلیل سوم، هزینه و توانمندی است. ایجاد توانمندیهای دریایی – نیروی دریایی، گارد ساحلی، نظارت، اطلاعات و تدارکات – بهطور خارقالعادهای گران است و تعداد کمی از کشورها میتوانند از آن پشتیبانی کنند. از آنجا که امنیت دریایی …






