
قیمتهای جهانی نفت خام به امید اینکه توافق میان آمریکا و ایران تنگه هرمز را بازگشایی خواهد کرد، به محدوده ۸۰ دلار در هر بشکه بازگشته است؛ واکنشی در بازار که یادآور رفتار آن پیش از آتشبس تا حد زیادی نافرجام اواسط ژوئن است. اما بازار جهانی انرژی اکنون بسیار متزلزلتر و آسیبپذیرتر است، موضوعی که خوشبینی معاملهگران را حتی بیش از پیش غیرموجه جلوه میدهد.
نفت خام برنت از اوج اخیر خود یعنی حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه در ۲۳ ژوئیه، به حدود ۸۰ دلار سقوط کرده است؛ این سقوط پس از آن رخ داد که مقامهای آمریکایی، ایرانی و خلیج فارس اشاره کردند به ترتیبات جدیدی نزدیک شدهاند که میتواند دستکم عبور و مرور جزئی از هرمز را احیا کند. این آبراه کلیدی پیش از جنگ، حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایعشده (LNG) جهان را حمل میکرد.
توافقی که در حال شکلگیری است احتمالاً بر توافق میان ایران و عمان برای ایجاد مسیرهای کشتیرانی امنِ مشخصشده در طول تنگه متمرکز خواهد بود؛ آبراهی که دو کشور را از هم جدا میکند.
خوشبینی پیرامون توافق ۱۷ ژوئن، پس از سرگیری درگیریها، تا حد زیادی بیاساس از آب درآمد. امید امروز بازار حتی به شکل بحثبرانگیزتری زیر سوال است. در دو ماه گذشته، موضع ایران تقویت شده، ظرفیت پالایش جهانی کاهش یافته، ذخایر استراتژیک تخلیه شده و تعداد گلوگاههای بالقوه آسیبپذیر افزایش یافته است.
ایالات متحده و ایران ممکن است با معامله مشابهی موافقت کنند، اما برای بازارها، این یک شرطبندی بسیار خطرناکتر است.
ایران در کنترل
کنترل هرمز به مسئله اصلی درگیری تبدیل شده است که از ۲۸ فوریه آغاز شد ــ و به نظر میرسد تهران در طول دو ماه گذشته دست بالا را پیدا کرده است.
در حالی که آتشبس ۱۷ ژوئن وضعیت آینده تنگه را بهطور عمدی مبهم باقی گذاشت، ترتیبات جدید احتمالاً دستکم نوعی نفوذ بر کشتیرانی را به تهران واگذار خواهد کرد.
ایالات متحده و متحدان منطقهای آن مدتهاست که هرگونه کنترل ایران را رد کردهاند. اما پس از بیش از پنج ماه اختلال شدید در صادرات انرژی ــ صادرات نفت خام از طریق هرمز در ماه ژوئیه حدود یکپنجم سطح پیش از جنگ بود ــ برخی از تولیدکنندگان خلیج فارس ممکن است مایل به پذیرش سازشی باشند که حداقل بخشی از درآمدهای نفتی و گازی ازدسترفته آنها را بازگرداند.
آنها احتمالاً هماکنون در حال وارد کردن فشار بر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا هستند که تنها چند ماه مانده به انتخابات میاندورهای کلیدی، در داخل کشور با انتقادهای شدیدی نسبت به نحوه مدیریت این درگیری مواجه است.
بهطور خلاصه، در ماه ژوئن، معاملهگران منطقاً میتوانستند فرض کنند که آتشبس در نهایت به بازگشایی کامل تنگه منجر میشود. اما این بار، عبور و مرور بدون مانع و آزادانه بسیار دور از تضمین به نظر میرسد.
این بار خبری از سیل نفت نیست
زمینه عرضه نیز به طرز چشمگیری تغییر کرده است.
با نزدیک شدن به آتشبس ۱۷ ژوئن، معاملهگران نفت انتظار داشتند سیلی از نفت خام از خلیج فارس خارج شود، زیرا نزدیک به ۱۵۰ میلیون بشکه نفت در صدها نفتکش گرفتار در پشت تنگه انباشته شده بود.
آن جهش محقق شد و طبق دادههای کپلر، در ماه پس از توافق ژوئن حدود ۷۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای پالایششده از خلیج فارس خارج شد. این سیلاب به کاهش ترس از کمبود کمک کرد و به مصرفکنندگان، بهویژه در آسیا که شدیدترین ضربه را از فشار انرژی خورده بود، آرامش بخشید.
امروز تصویر متفاوت است.
تنها حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت در داخل خلیج فارس ذخیره باقی مانده است، به این معنی که هرگونه «سیل» ناشی از بازگشایی به مراتب کوچکتر خواهد بود.
این تفاوت در ساختار منحنی قراردادهای آتی برنت مشهود است. ظرف چند روز پس از توافق ژوئن، قرارداد تحویل فوری به تخفیف کوچکی نسبت به ماه بعد رسید؛ ساختاری که به عنوان «کانتانگو» شناخته میشود و نشاندهنده انتظارات برای عرضه بیش از حد در کوتاهمدت است.
امروز، بازار سیگنال معکوسی میدهد. قراردادهای فوری برنت برای تحویل در ماه اکتبر با حق بیمه (پریمیوم) سنگین ۱.۵۰ دلاری در هر بشکه نسبت به قرارداد نوامبر معامله میشوند. این نشان میدهد که به جای مازاد عرضه کوتاهمدت، انتظار تنگی عرضه فوری وجود دارد.
تجارت نفت در ماههای اخیر بهطور فزایندهای بر قراردادهای فوری متمرکز شده است، زیرا معاملهگران برای ارزیابی روند تکامل درگیری تقلا میکنند. هرگونه انتظار برای بازتعادل سریع بازار در امروز، به اندازه ماه ژوئن بلندپروازانه به نظر میرسد.
کِشاو لُهیا، مدیرعامل و بنیانگذار شرکت هایلو آنالیتیکس میگوید: «تخلیه حق بیمه ریسک در چند روز گذشته همچنان تنگی فیزیکی بازار را در ساختار برنت نشان میدهد.»
بحران شدید دیزل
ذخایر سوخت نیز امروز در وضعیت آسیبپذیرتری قرار دارند. اختلال طولانیمدت در هرمز، مصرفکنندگان را مجبور کرده است در فصل اوج تقاضای تابستانی در نیمکره شمالی از ذخایر سوخت خود برداشت کنند. در نتیجه، حاشیه ایمنی بازار ــ که در ماه ژوئن نیز باریک بود ــ بیشتر کوچک شده است.
این موضوع بهویژه در مورد دیزل صدق میکند. یکی از مهمترین تحولات دو ماه گذشته، بدتر شدن شدید تراز جهانی دیزل بوده است. اختلالات خاورمیانه همچنان صادرات را کاهش داده، در حالی که روسیه به عنوان یکی از بزرگترین تأمینکنندگان دیزل جهان، در ماه ژوئیه با ممنوع کردن صادرات پس از ماهها حملات پهپادی اوکراین که به شدت به تاسیسات پالایشیاش آسیب زد، بازارها را شوکه کرد.
این پویاییها حاشیه سود پالایش دیزل را در ۳۱ ژوئیه به بالاترین حد خود یعنی ۷۵ دلار در هر بشکه رساند. اگرچه این رقم از آن زمان به حدود ۶۳ دلار کاهش یافته، اما همچنان بیش از ۵۰ درصد بالاتر از سطوح اواسط ژوئن است.
این فشار فزاینده در بازار دیزل بر یک چالش گستردهتر برای معاملهگران نفت تاکید میکند. حتی اگر صادرات نفت خام از خلیج فارس به طور نسبی بهبود یابد، سیستمهای پالایشی تحت فشار شدیدی باقی میمانند. بازگشایی هرمز ممکن است دسترسی به نفت خام را بهبود بخشد، اما کمبود سوختهایی را که بخش عمدهای از حملونقل باری، تولید و کشاورزی جهان را تغذیه میکنند، به سرعت حل نخواهد کرد.
دریای سرخ
آنچه بر این نگرانیها میافزاید، ظهور یک گلوگاه انرژی بزرگ دیگر است.
در ژوئن، بازار میتوانست کاملاً بر هرمز تمرکز کند، اما اکنون درگیری به دریای سرخ گسترش یافته است؛ جایی که حوثیهای یمن مورد حمایت ایران ماه گذشته محاصره صادرات عربستان را اعلام کردند.
دریای سرخ پس از آغاز جنگ، بهویژه برای عربستان سعودی، به عنوان یک مسیر صادراتی جایگزین حیاتی مطرح شد. این کشور قادر بود به صادرات بیش از ۴ میلیون بشکه در روز ــ حدود ۶۰ درصد از جریان پیش از جنگ خود ــ ادامه دهد، حتی زمانی که هرمز تقریباً بهطور کامل بسته شده بود.
محاصره حوثیها، همراه با حملات اخیر به زیرساختهای عربستان، به طور قابلتوجهی آن صادرات را مختل کرده است.
اینکه آیا حوثیها موافقت خواهند کرد که محاصره خود را به عنوان بخشی از یک توافق گستردهتر با ایران لغو کنند یا خیر، نامشخص است. حتی اگر آنها چنین کنند، این خطر که ممکن است دوباره آن را برقرار کنند بر منطقه سایه خواهد افکند، مذاکرهکنندگان آمریکایی را محدود کرده و چشمانداز تولیدکنندگان خاورمیانه را پیچیده خواهد ساخت.
کشورهای خلیج فارس ــ و بخش زیادی از بقیه جهان ــ به طور قابلدرکی تشنه یک حلوفصل پایدار در خاورمیانه هستند. بیشتر آنها از هر توافقی که خطرات فوری پیش روی بازارهای انرژی را کاهش دهد، استقبال خواهند کرد.
اما هرگونه توافق موقت، مسائلی را که باعث آغاز جنگ شد حلنشده باقی خواهد گذاشت ــ در حالی که تهران را به عنوان یک بازیگر غیرقابلپیشبینی و تهاجمی، جسورتر خواهد ساخت.
شاید «این بار متفاوت باشد»، اما نه لزوماً آنطور که معاملهگران دوست دارند.






