
سیاستمردان واشنگتن در روزهای منتهی به جنگ، با دستکم گرفتن فجایع پیشرو، نوید نبردی کوتاه، کمهزینه و خودکفا را میدادند؛ جنگی که به صراحت اعلام میشد هزینههای آن از محل درآمدهای نفتی خود عراق پرداخت خواهد شد و باری بر دوش مالیاتدهندگان آمریکایی نخواهد گذاشت. اما حقیقت جاری در میدان، فرسنگها با این رویاپردازیهای کاذب فاصله داشت. گزارشها و پژوهشهای مستند، از جمله ارزیابیهای دقیق لیندا بیلمز و جوزف استیگلیتز، گواهی میدهند که این مناقشه فراتر از انتظار حفرهای ژرف در اقتصاد جهانی و پیکره آسیبدیده عراق و حتی تلفات انسانی تکاندهنده، ایجاد کرد که ابعاد ویرانیهای آن تا دههها بعد باقی ماند. این نوشتار، کاوشی است بر ژرفای این فاجعه؛ روایتی آمیخته با ارقام دقیق اقتصادی، حجم ویرانیها، و رنج بیمرز انسانهایی که قربانی سیاستهای خودخواهانه و غیرانسانی شدند. سقوط صدام
تهاجم نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا از ۲۰ مارس ۲۰۰۳ آغاز شد و تنها حدود سه هفته بعد، در ۹ آوریل ۲۰۰۳، نیروهای آمریکایی وارد بغداد شدند و حکومت صدام حسین عملاً فروپاشید. در همان روز، سرنگونی مجسمه صدام در میدان فردوس بغداد به نماد سقوط رژیم بعث تبدیل شد؛ هرچند بخشهایی از شهر همچنان ناامن بود و درگیریها ادامه داشت. صدام حسین خود از بغداد گریخت و سرانجام در ۱۳ دسامبر ۲۰۰۳ در نزدیکی تکریت توسط نیروهای آمریکایی دستگیر شد. سقوط حکومت بعث به حاکمیت نزدیک به ۲۴ ساله صدام پایان داد، اما خلأ قدرت، فروپاشی ساختارهای دولتی و آغاز شورش مسلحانه، عراق را وارد مرحلهای از بیثباتی کرد که در سالهای بعد به خشونت فرقهای و در نهایت ظهور داعش انجامید. فاجعه انسانی و تلفات بیمرز در عراق؛ کشتار غیرنظامیان و بحران آوارگان
در حالی که تحلیلهای مالی و اقتصادی ابعاد پولپاشیهای دولت آمریکا را به تصویر میکشند، فاجعه انسانی رخداده در خاک عراق لایهای تاریکتر، سهمگینتر و غیرقابل جبران دارد که با هیچ واحد پولی قابل سنجش نیست. تخمین تلفات ناشی از جنگ چالشهای زیادی را به همراه دارد و کارشناسان بین مطالعات مبتنی بر جمعیت که از نمونههای تصادفی جمعیت برونیابی میشوند، و شمارش بدن که آمار مرگومیر را گزارش میکنند و احتمالاً تلفات را بهطور قابلتوجهی دستکم میگیرند، تمایز قائل میشوند. مطالعات مبتنی بر …





