
پارلمانداری در ایران در فرسایشی مداوم میان نهادهای مدنی نوپا و ساختار قبیلهای-استبدادی متصل به بیگانگان فرسوده شد. این کالبدشکافی نشان میدهد که چگونه تقابل تمامعیار استعمار با ارادهی ملی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به نقطه اوج خود رسید و با درهم شکستن آخرین سنگر پارلمانی حاکمیت ملی، مسیرهای اصلاح مسالمتآمیز را برای همیشه مسدود ساخت؛ فاجعهای که با از میان برداشتن سوپاپهای اطمینان سیاسی و بازگرداندن استبداد دستنشانده، کشور را ناگزیر به سوی انحطاط نهایی و انفجار انقلاب ۱۳۵۷ سوق داد. چشمانداز تاریخنگاری و جریانشناسی پژوهشهای مشروطه
انقلاب مشروطه ایران، آغازگر تلاشهای مدنی برای استقرار قانون بود که نه بر اثر ضعفهای ذاتی جامعه، بلکه در فرآیندی مهندسیشده توسط قدرتهای استعمارگر، به انحراف کشیده شد. این گزارش استدلال میکند که افول تدریجی پارلمانتاریسم در ایران، محصول تقابلهای ساختگی و مداخلات نظامی مستقیم بیگانگان بود که با هدف مسدود کردن گذار سیاسی ایران و حفظ وابستگی، الگوهای سنتی قدرت را علیه نهادهای نوپا برانگیخت و با تزریق بحرانهای ساختاری، مسیر حاکمیت ملی را سد کرد.
ادبیات تولیدشده پیرامون این رویداد از منظر رویکرد روششناختی و موضوعی به سه دسته قابل تفکیک است.
جریان وقایعنگار و تاریخنگاران سنتی، نقش راویان میدانی و ناظران نزدیک به واقعه را ایفا کردهاند؛ در این میان، احمد کسروی با اثر بنیادین خود «تاریخ مشروطه ایران»، با رویکردی انتقادی نسبت به استبداد و نهادهای سنتی، مشروطه را خیزش جامعه برای دستیابی به قانون تصویر میکند. در کنار او، ادوارد براون، خاورشناس برجسته بریتانیایی، با تألیف کتابهایی چون «انقلاب ایران»، با بررسی اسناد، شبکههای ارتباطی و اعلامیهها، ابعاد این جنبش را ثبت و به دنیای غرب منتقل کرد.
در کنار این گروه، پژوهشگران ساختارگرا و جامعهشناس تاریخی بر پویاییهای طبقاتی، مناسبات اقتصادی و تحولات احزاب متمرکز هستند که شاخصترین چهره این جریان، یرواند آبراهامیان است؛ او در کتاب مرجع «ایران بین دو انقلاب»، با استفاده از روششناسی جامعهشناختی و تحلیل پایگاه طبقاتی بازیگران، نشان میدهد چگونه شکافهای طبقاتی، ظهور طبقه متوسط مدرن، روشنفکران و اصناف، بستر شکلگیری پارلمان را فراهم آورد و در نهایت به دلیل عدم توازن …










