آرمان امروز- عرفان بیوکنژاد: منافع ملی را میتوان مهمترین معیار و نقطه اتکای هر نظام سیاسی در تصمیمگیری و حکمرانی دانست؛ مفهومی که فراتر از اختلافهای سیاسی، جناحی و سلیقهای قرار میگیرد و میتواند بهعنوان مقصد مشترک همه ارکان حاکمیت و جامعه تعریف شود. در واقع، اگر در حوزههای اعتقادی از «قبله» بهعنوان جهت واحد حرکت یاد میشود، در عرصه سیاست و اجتماع نیز «منافع ملی» همان مقصدی است که همه ظرفیتهای کشور باید در راستای تحقق آن به کار گرفته شوند.
پرسش اصلی این است که منافع ملی دقیقاً چیست و چرا تا این اندازه اهمیت دارد؟ در ادبیات علوم سیاسی، منافع ملی به مجموعه اهداف، ارزشها، امنیت، رفاه، توسعه و اقتداری گفته میشود که حفظ و ارتقای آنها، بقای یک کشور را تضمین میکند. از این منظر، تمام سیاستهای داخلی و خارجی، برنامههای اقتصادی، تصمیمات امنیتی و حتی رفتارهای اجتماعی باید در نهایت به تأمین و تقویت منافع ملی منجر شوند.
اهمیت منافع ملی از آن جهت است که میتواند بهعنوان معیار سنجش تصمیمها عمل کند. هر سیاست، اقدام یا برنامهای که به افزایش امنیت، رفاه، توسعه و انسجام کشور بینجامد، در راستای منافع ملی قرار میگیرد و هر اقدامی که این اهداف را تضعیف کند، نیازمند بازنگری است. به همین دلیل، بسیاری از نظریهپردازان علوم سیاسی، منافع ملی را قطبنمای حکمرانی و ملاک ارزیابی عملکرد دولتها میدانند. از همین منظر، میتوان این پرسش را مطرح کرد که آیا منافع ملی خود نوعی قدرت محسوب میشود؟ شاید بتوان گفت منافع ملی بیش از آنکه یک قدرت باشد، منشأ و جهتدهنده قدرت است؛ زیرا زمانی که همه ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور حول یک هدف مشترک همسو شوند، قدرت ملی نیز تقویت خواهد شد. به بیان دیگر، منافع ملی همان نقطهای است که میتواند اجزای مختلف قدرت را در یک مسیر واحد قرار دهد.
در چنین شرایطی، منافع ملی میتواند چراغ راه همه جریانهای سیاسی باشد. اختلاف در دیدگاهها، اولویتها و شیوههای اداره کشور، امری طبیعی در هر جامعهای است، اما آنچه اهمیت دارد این است که این تفاوتها نباید به فاصله گرفتن از منافع ملی منجر شود. اگر همه جریانها این مفهوم را بهعنوان معیار مشترک بپذیرند، بسیاری از اختلافها در چارچوب گفتوگو و عقلانیت قابل مدیریت خواهد بود.
بر این اساس، منافع ملی را میتوان اهرمی برای تعدیل دیدگاهها و جهتدهی به تصمیمات دانست؛ مفهومی که ضمن حفظ تنوع سلایق سیاسی، همه بازیگران را به سمت هدفی واحد هدایت میکند. در نهایت، هر اندازه این مفهوم در تصمیمگیریهای کلان کشور پررنگتر شود، امکان دستیابی به توسعه، ثبات، امنیت و انسجام ملی نیز افزایش خواهد یافت.
اسحاق کریمپرور، استاد دانشگاه و کارشناس علوم سیاسی، در گفتوگو با روزنامه آرمان امروز اظهار داشت: منافع ملی در ادبیات علوم سیاسی، عالیترین و فراگیرترین مفهوم در فرآیند حکمرانی است؛ مفهومی که همه سیاستها، برنامهها و تصمیمات باید در نهایت در راستای تحقق آن تعریف شوند. در واقع، منافع ملی مجموعهای از اهداف، ارزشها و اولویتهایی است که بقای کشور، امنیت، توسعه، رفاه عمومی، تمامیت ارضی، استقلال و افزایش قدرت ملی را تضمین میکند.
وی با بیان اینکه منافع ملی را نباید با منافع دولتها، احزاب یا جریانهای سیاسی یکسان دانست، اظهار کرد: دولتها میآیند و میروند و جریانهای سیاسی نیز دارای دیدگاهها و برنامههای متفاوتی هستند، اما آنچه ثابت میماند، منافع ملی است. هر سیاستی که بتواند امنیت، رفاه، توسعه و جایگاه بینالمللی کشور را ارتقا دهد، در چارچوب منافع ملی قابل ارزیابی است.
این استاد دانشگاه با اشاره به دیدگاههای جامعهشناسی سیاسی افزود: منافع ملی تنها یک مفهوم سیاسی نیست، بلکه نتیجه تعامل دولت، جامعه و نهادهای مدنی است. هر اندازه میان حاکمیت و جامعه درباره اولویتهای اساسی کشور اجماع بیشتری شکل بگیرد، سرمایه اجتماعی افزایش یافته و زمینه تحقق منافع ملی نیز تقویت خواهد شد.
وی ادامه داد: در جامعهشناسی سیاسی، منافع ملی زمانی پایدار خواهد بود که شهروندان احساس کنند در فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری سهم دارند و سیاستهای عمومی در جهت تأمین منافع همه اقشار جامعه حرکت میکند. در چنین شرایطی، اعتماد عمومی افزایش یافته و انسجام اجتماعی نیز تقویت میشود.
کریمپرور با تأکید بر اینکه منافع ملی را میتوان قطبنمای حکمرانی دانست، تصریح کرد: اختلاف دیدگاهها، رقابتهای سیاسی و تفاوت در رویکردهای مدیریتی، بخشی طبیعی از حیات سیاسی هر جامعه است، اما این اختلافها نباید موجب فاصله گرفتن از منافع ملی شود. در حقیقت، منافع ملی باید معیار سنجش همه تصمیمها و اقدامات باشد.









