یدالله کریمی پور
آرمان امروز : در نظریه ژئوپلیتیک، قدرت یک کشور تابعی از شاخصهای کمی و کیفی مشخصی است: تولید ناخالص داخلی (اسمی و برابری قدرت خرید)، تراز فناوریهای پیشرو (هوا-فضا، زیستفناوری، و اقتصاد دیجیتال)، ناوگان دریایی، شبکه نفوذ مالی فرامرزی، جمعیت جوان تحصیلکرده، و ظرفیت قاعدهسازی در نهادهای بینالمللی.
بر پایه این سنجهها، تا شهریورِ ۱۴۰۵، میتوان سلسلهمراتب جهانی قدرت را چنین بازتعریف کرد:
۱. هژمون تمامعیار (ابرقدرت): تا امروز، تنها ایالات متحده، با برخورداری از پایگاههای فراقارهای، تسلط بر شبکه ی سوئیفت، و قدرت وتوی نظم لیبرال، عملا در این جایگاه است.
۲. رقیب ساختاری : چین با نزدیکشدن به آمریکا در برابری قدرت خرید و زنجیره ی تأمین و… تنها نامزد و آلترناتیو هژمون محسوب می شود؛
۳. قدرتهای برجسته منطقهای و فرامنطقه ای مانند هند، آلمان، ژاپن، روسیه برزیل، ترکیه، کره جنوبی، استرالیا و ایتالیا در دسته سوم جایمی گیرند.
۴. قدرتهای منطقهای متعارف: عربستان، پاکستان، مصر، اسراییل، ایران، جمهوری آفریقای جنوبی، که اثرگذاریشان عمدتا در همسایگی بیواسطه تعریف میشود. در ردیف … …







