
مهدی علیزاده
آرمان امروز : یکی از مهمترین پرسشهای حقوق بینالملل معاصر این است که چرا برخی دولتها همچنان سلاح هستهای در اختیار دارند، اما سایر کشورها از دستیابی به آن منع میشوند؟ امروزه ایالات متحده آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و بریتانیا به عنوان پنج دولت هستهای شناختهشده در چارچوب معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) دارای زرادخانه هستهای هستند. در کنار آنها، هند، پاکستان و اسرائیل نیز خارج از چارچوب عضویت در NPT دارای توانایی هستهای نظامی هستند و کره شمالی نیز پس از خروج از این معاهده به توسعه برنامه هستهای خود ادامه داده است.در نگاه نخست، ممکن است چنین به نظر برسد که حقوق بینالملل میان کشورها تبعیض قائل شده است؛ اما از نظر حقوقی، مسئله پیچیدهتر است.
NPT به پنج دولت هستهای حق دائمی برای داشتن سلاح هستهای اعطا نکرده است. این معاهده صرفاً دولتهایی را که پیش از اول ژانویه ۱۹۶۷ آزمایش هستهای انجام داده بودند، به عنوان دولتهای دارای سلاح هستهای شناسایی کرد. در مقابل، ماده ششم NPT این دولتها را نیز متعهد میکند که با حسن نیت برای توقف مسابقه تسلیحات هستهای و دستیابی به خلع سلاح هستهای مذاکره کنند. بنابراین، منطق حقوقی NPT تنها عدم اشاعه نیست؛ بلکه عدم اشاعه در برابر تعهد به خلع سلاح است. مشکل از جایی آغاز میشود که این سؤال مطرح میشود: این تعهد به خلع سلاح تا چه اندازه عملی شده است؟ پس از گذشت دههها، دولتهای هستهای نه تنها همچنان زرادخانههای خود را حفظ کردهاند، بلکه در مواردی به نوسازی و توسعه قابلیتهای هستهای خود نیز ادامه میدهند. در نتیجه، این پرسش جدی مطرح میشود که اگر دستیابی کشورهای جدید به سلاح هستهای تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی است، چرا حفظ زرادخانههای موجود همچنان با مفهوم بازدارندگی توجیه میشود؟ از منظر حقوق بینالملل، پاسخ این سؤال را نمیتوان صرفاً با واژه قانونی یا غیرقانونی توضیح داد. دیوان بینالمللی دادگستری در رأی مشورتی سال ۱۹۹۶ درباره مشروعیت تهدید یا استفاده از سلاحهای هستهای اعلام کرد که در آن زمان ممنوعیت جامع و مطلقی در حقوق بینالملل نسبت به تهدید یا استفاده از این سلاحها وجود نداشت؛ اما استفاده یا تهدید به استفاده از آنها باید با منشور ملل متحد و قواعد حقوق بشردوستانه بینالمللی سازگار …












