
آرمان امروز- گروه جامعه: هیمالیا و کشور نپال در چند روز گذشته شاهد یکی از مرگبارترین فجایع طبیعی سالهای اخیر بود؛ تصاویری که ما ایرانیان از یک حادثه طبیعی اما آخر الزمانی در شبکههای اجتماعی دیدیم، و همزمان با این سوال مواجه ایم که اگر چنین فاجعهای در ایران رخ بدهد آیا برای آن آمادهایم؟ تا لحظه تنظیم این گزارش مار اعلامشده۵۴۷ نفر در نپال جان باختهاند و ۹۷۷ نفر همچنان مفقودند. در سوی دیگر مرز، در تبت چین، پنج کشته و ۵۵۸ مفقود گزارش شده است؛ یعنی در مجموع بیش از ۵۵۰ کشته و بیش از ۱۵۰۰ مفقود. عملیات جستوجو و امداد همچنان ادامه دارد و آمار نهایی هنوز مشخص نیست. نپال بهانهای است برای بازگشت به یک پرسش جدیتر: «وقتی اقلیم تغییر میکند، آیا ما هنوز با همان الگوی قدیمیِ مدیریت حوادث طبیعی میتوانیم از جامعه و شهرهایمان محافظت کنیم؟»
نپال؛ فاجعهای که از دل یخ بیرون آمد
آنچه در مرز نپال و تبت رخ داد، یک حادثه منفرد نبود. یک زنجیره به راه افتاد؛ فروپاشی یخچال و سنگ، ایجاد سد طبیعی، شکست سد، سیلاب و سپس زمینلغزش. مهدی زارع، استاد پژوهشگاه زلزلهشناسی، در گفتوگو با خبرآنلاین توضیح داده است که آنچه در ابتدا بهعنوان زمینلرزهای حدود ۵.۲ ریشتری تصور شد، در واقع حاصل انرژی عظیم ناشی از فروپاشی یخچالی و سقوط توده بزرگی از یخ، سنگ و واریزه بوده است. به گفته او، برخورد این توده عظیم با دامنه کوه آنقدر انرژی ایجاد کرد که اثر آن در لرزهنگارها به صورت یک رخداد لرزهای ثبت شد.
زارع این حادثه را نمونهای از یک «رخداد چندمخاطرهای» میداند؛ یعنی حادثهای که یک خطر طبیعی، خطر دیگری را به دنبال میآورد. به روایت او، توده عظیم یخ و سنگ برای مدتی مسیر رودخانه را مسدود کرد و یک سد طبیعی شکل گرفت؛ سدی که تنها مدت کوتاهی دوام آورد و پس از شکست، حجم عظیمی از آب، گل و واریزه را به سمت پاییندست فرستاد. همین ویژگی، فاجعه نپال را از یک سیل معمولی جدا میکند. در اینجا با یک «زنجیره بحران» مواجهیم؛ زنجیرهای که در آن، یک تغییر در شرایط طبیعی میتواند چندین خطر را پشت سر هم فعال کند.
تغییرات اقلیمی در ایران
ایران قرار نیست حادثه نپال را عیناً تجربه کند. نه یخچالهای هیمالیا در ایران وجود دارد و نه ساختار جغرافیایی دو کشور یکسان است، اما مسئله …












