آرمان امروز : در طول تاریخ قدرت های نظامی بزرگی بودند که فتوحات زیادی به دست آوردند اما همه آنها نتوانستند یک حاکمیت منسجم را ایجاد نمایند. داستان پادشاهانی که عمرشان را به جنگ گذراندند و لذتی از پیروزی هایشان نبردند.
آمریکایی ها در ویتنام و افغانستان، فرانسوی ها در الجزایر، هلندی ها در اندونزی و.. سال ها با قدرت نظامی با مردمان آن کشورها جنگیدند ولی هرگز نتوانستند از آن برای ادامه حاکمیت شان بهره ببرند.
قدرت نظامی زمانی می تواند به یک دستاورد تبدیل شود که اولا یک هدف مشخص و محدود را دنبال کند، ثانیا میزان استفاده از آن با اهداف هماهنگی داشته باشد، ثالثا عملیات نظامی یک اهرم باشد و نه یک هدف، رابعا هر اقدام نظامی یک توجیه سیاسی داشته باشد، خامسا آینده هر اقدام نظامی مشخص باشد.
برای درک این مطالب می توان گفت زمانی که آمریکایی ها با هواپیماهای نظامی خود در حال بمباران شدید سرزمین های ویتنام بودند، هرگز فکر نمی کردند که این عملیات ها برمیزان نفرت مردم و خشم آنها می افزاید و به آنها اجازه نمی دهد از هواپیماهای خود پیاده شوند.
برای همین مذاکرات پایان جنگ بیش از ۱۰ سال به درازا کشید. حتی آمریکایی ها در عراق پس از آنکه توانستند صدام را شکست دهند و به پیروزی اولیه دست یابند، در ادامه حاکمیت برعراق، با دو مشکل مواجه شدند: اول دولت جایگزین حزب بعث، یک شیعه طرفدار ایران گردید.
دوم آنکه گروه های تندرو و تروریست از پس جنگ ظهور کردند که موجب نارضایتی مردم از اشغال کشورشان توسط آمریکایی ها شد.
اما چگونه می توان یک عملیات و اقدام نظامی را به یک دستاورد سیاسی تبدیل کرد. مهمترین اقدام قبل و در حین عملیات نظامی، کسب رای مردم است به این مفهوم که ملت از آن حرکت، حمایت نمایند و آن را بعنوان منافع کشور بپذیرند. برای مثال می توان به ترامپ اشاره کرد که تاکنون نتوانسته است به افکار عمومی آمریکا به قبولاند که جنگ علیه ایران برای منافع این کشور بوده و نه منافع اسرائیل و همین موجب شده که این جنگ به یک پیروزی سیاسی تبدیل نگردد و مردم نسبت به کارهای وی بدبین باشند.
دومین گام برای تبدیل قدرت نظامی به سیاسی، هماهنگی مقامات نظامی وسیاسی و حمایت کامل آنها از یکدیگر است. توان نظامی می بایست در خدمت اهداف سیاسی کشور و منافع ملی قرار گیرد.
در هر حال و زمانی می بایست مذاکره با طرف های متخاصم وجود داشته و ادامه یابد. یعنی در حین جنگ، میز مذاکره نبایستی ترک شود و با قدرت کلام و دیپلماسی، اهداف و خواسته های میدان و کشور به طرف مقابل دیکته گردد.
تثبیت پیروزی ها: هر پیشرفت و پیروزی در جنگ ( حتی کوچک ) می بایست سریع تبدیل به یک موقعیت سیاسی برای چانه زدن با دشمن و سنگر موفقیت گردد.
دستاورد اقتصادی: همه اقدامات نظامی و سیاسی برای آن است که کشورها به یک پیشرفت اقتصادی دست یابند. باید از هر موفقیت، پلی ساخت که به منافع اقتصادی و تجاری ختم گردد. کسب پیروزی های سیاسی و نظامی بدون دستاورد اقتصادی، نانی است که بی مایه فطیر است.
به شکل کلی می توان گفت زمانی قدرت نظامی تبدیل به دستاورد سیاسی خواهد شد که این قدرت به اهرمی برای مذاکره، سنگری برای دفاع از منافع ملی، عاملی برای تثبیت نظام، سپری برای مقابله با زیادخواهی دشمنان و یکی از محورهای هماهنگ با سایر بخش های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باشد.









