
آرمان امروز- سپهر ریاحی: تورم معمولاً با چند عدد شناخته میشود؛ نرخ تورم، قیمت کالاها، کاهش قدرت خرید و کوچکتر شدن سفره خانوار. اما پشت این اعداد، واقعیتی عمیقتر جریان دارد که کمتر درباره آن صحبت میشود: تورم فقط یک مسئله اقتصادی نیست. تداوم تورم میتواند شیوه زندگی مردم، احساس امنیت، قدرت برنامهریزی برای آینده و حتی مناسبات اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. یک پژوهش منتشرشده در فصلنامه «مطالعات صلح» با عنوان «صلح، خشونتهای بیصدا و پیامدهای تورم در اقتصاد ایران»، تورم مزمن در ایران را از همین زاویه بررسی کرده و آن را نوعی «خشونت بیصدا» و خشونت ساختاری دانسته است؛ خشونتی که بدون آنکه الزاماً چهرهای آشکار و فیزیکی داشته باشد، بهتدریج زیرساختهای صلح اجتماعی را فرسوده میکند. این پژوهش که توسط روحالله کهنهوشنژاد، استادیار گروه غرب آسیا و آفریقا در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، انجام شده، بر پایه مرور نظاممند ۱۷ سند علمی در بازه زمانی ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۴ شکل گرفته است. نویسنده با استفاده از روش تحلیل مضمون، تلاش کرده است پیامدهای تورم را فراتر از شاخصهای متعارف اقتصادی بررسی کند.
تورم؛ خشونتی که دیده نمیشود
یکی از نکات کلیدی پژوهش این است که خشونت همیشه با درگیری، آسیب فیزیکی یا رفتار آشکار همراه نیست. گاهی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی میتوانند بهگونهای عمل کنند که زندگی افراد را به شکل مستمر دشوارتر کنند؛ بدون آنکه بتوان یک لحظه یا یک عامل مشخص را بهعنوان منشأ خشونت نشان داد. تورم مزمن در چنین چارچوبی، یک «خشونت بیصدا» است. افزایش مداوم قیمتها میتواند افراد را از بخشی از داراییها و فرصتهای اقتصادی خود محروم کند، احساس ارزشمندی و عزتنفس را کاهش دهد و زندگی را به وضعیتی از بیثباتی و نااطمینانی دائمی بکشاند. در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که یک خانوار دیگر نمیتواند کالای مشخصی را بخرد. مسئله عمیقتر است: فرد ممکن است دیگر نتواند برای آینده خود برنامهریزی کند، برای خرید خانه یا تشکیل خانواده تصمیم بگیرد، برای آموزش فرزندان سرمایهگذاری کند یا حتی نسبت به فردای خود اطمینان داشته باشد. پژوهش مذکور نیز بر همین پیامدها تأکید دارد و نشان میدهد که تورم مزمن علاوه بر فشار اقتصادی، با پدیدههایی مانند ناامیدی اجتماعی، کاهش عاملیت افراد، …












