
فتح اله آقاسی زاده
آرمان امروز : پژوهشگر توسعه و علاقمند به ساحت اندیشه، در یادداشتی شیوه نگاه صحیح علمی به شریعتی دیروز و تاریخی شده را به موافقان و مخالفان این اندیشمند بزرگ ایران، یادآور می شود. این مطلب را در ادامه می خوانید: من نه چون غنی نژادم و نه چون سروش! هر دوی این ها، معلمانی دانشگاهی بوده اند. سالها خواندند و نوشتند و اکنون هم در دهه های ۷ و ۸ زندگیشان هستند. من البته در دهه پنجم زندگیام هستم اما میدانم که اندکی خوانده ام و اندکی هم نوشتهام. بعلاوه می توانم بگویم که یک محقق کوچک و علاقمند به ساحت اندیشهام! و همین خصیصهها، کافی است که بتوانم خواننده نظرات غنینژاد و سروش باشم و نقادانه بدانها، بنگرم. سروش در ذهن من، اندیشمندی اهل متدولوژی، شناخت شناسی و فهم است که صراط های مستقیم را منحصر به یک فهم و راه نمیدانست و سال ها برای همین گزارهها، نوشت. او چون بسیاری از محققان اهل اندیشه، فهم و تفسیر Text را به Context وابسته میداند. غنینژاد هم البته که عموما از اقتصاد بازار به جهت دلبستگی و باورمندی و علاقهاش به آزادی و لیبرالیسم دفاع کرده و در این سال های اخیر، بیشتر اهل تریبونهای عمومی بوده است. این هر دو، صرفنظر از خلقیات شخصی و گذشته و زیستشان، آدم هایی اهل اندیشه و فهم در ذهن من، طبقه بندی می شوند و البته که هر یک به میزان سال هایی که تریبون داشتند و نوشتند، فضایی در ذهن ما آدمهای ایرانی اهل اندیشه و مطالعه دارند…
البته که سهم سروش در این فضا، از غنینژاد بیشتر است…شاید به اقتضای روزگار و به واسطه قدمت سروش در سپهر سیاست جمهوری اسلامی ایران و سال های انقلاب فرهنگی و اصلاحات که البته همین روزگار سپری شده، بعدها توشهای برای سروش شد و از او، سروشی دیگر ساخت. اما با همه اینها و علیرغم چنین سابقه و زمینه ای، من هم از غنینژاد متعجبم و هم از سروش. نه که متوجه نظراتشان نشده باشم و نه که در فهم چرایی نظراتشان، عاجز مانده باشم بلکه از نگاه تک بعدیشان، متعجب شدهام! این هر دو، به خلاف نگاه همه جانبه آکادمیک شان، در میدان شریعتی و شاندل، سخت به نزاع برخاسته اند و هر یک، دیگری را به صفاتی متصف کرده که عجیب است.تعجب میکنم که این مردان اهل اندیشه، چرا چنین صلب به شریعتی و مواضع شریعتی نگریسته اند و سهم زمینه و زمانه شریعتی …












