
محمد تقی فاضل میبدی
آرمان امروز : در سالهای گذشته، هرگاه سیاست خارجی از مسیر تعامل فاصله گرفته و ادبیات تقابلی بر تصمیمگیریها غلبه کرده، نتیجه الزاماً به افزایش دستاوردهای ملی منجر نشده است. در برخی مقاطع، قطع یا محدود شدن مسیرهای مذاکره و ارتباط با جهان، نهتنها مشکلات موجود را حل نکرد، بلکه باعث شد بازگشت به میز مذاکره در شرایطی دشوارتر صورت گیرد. به بیان دیگر، مسئله اصلی صرفاً مذاکره کردن یا نکردن نیست؛ بلکه زمان مذاکره، میزان آمادگی کشور، قدرت چانهزنی و توانایی تبدیل ظرفیتهای داخلی به دستاوردهای خارجی است. از این منظر، از دست دادن فرصتهای دیپلماتیک میتواند به معنای از دست دادن بخشی از قدرت چانهزنی نیز باشد.
تجربه چند دهه گذشته مؤید آن است که افراطگرایی و تنشآفرینی، در بلندمدت دستاورد پایدار و قابل اتکایی برای کشور ایجاد نکردهاند. هر بار که فضای سیاسی به سمت تقابل حداکثری حرکت کرده، هزینههای ناشی از آن تنها در حوزه سیاست خارجی باقی نمانده و آثار خود را بر اقتصاد، سرمایه اجتماعی، روابط بینالمللی و زندگی روزمره مردم نیز گذاشته است. بنابراین، دفاع از منافع ملی الزاماً به معنای انتخاب سختترین مسیر نیست؛ گاهی عقلانیترین شکل دفاع از منافع کشور، انتخاب مسیری است که با کمترین هزینه، بیشترین امکان تحقق اهداف ملی را فراهم کند.
گفتوگو از همین منظر، نباید بهعنوان نشانه ضعف یا عقبنشینی تلقی شود. مذاکره یک ابزار حکمرانی و یکی از مهمترین روشهای مدیریت اختلاف میان کشورهاست.
این نگاه حتی در چارچوب آموزههای دینی و اسلامی نیز قابل توجه است. گفتوگو، مشورت، اقناع و تعامل با دیگران همواره بخشی از منطق حل اختلاف بودهاند و مقابله زمانی موضوعیت پیدا میکند که راههای مسالمتآمیز و عقلانی پاسخگو نباشند. بنابراین، نمیتوان هرگونه مذاکره را به معنای عدول از اصول یا پذیرش خواستههای طرف مقابل دانست. مذاکره …











