
آرمان امروز :نشست تخصصی «بنبست اطلاعرسانی» با حضور نمایندگانی از دولتهای دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم برگزار شد. در این نشست به این موضوع پرداخته شد که چرا در سالهای اخیر با وجود برخورداری از نهادهای رسمی نتوانستهاند تحولات اجتماعی را به موقع تشخیص داده و پاسخگو باشند. نشست «بنبست اطلاعرسانی» با محوریت بررسی چالشهای اطلاعرسانی دولت، تغییرات محیط ارتباطی جامعه و ضرورت حرکت از اطلاعرسانی یکسویه به ارتباطی دوسویه میان دولت و مردم برگزار شد. این نشست که در روز سهشنبه ـ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ ـ از ساعت ۱۰ تا ۱۳ در دفتر توسعه رسانه برگزار شد، با حضور نمایندگانی از رسانهها همراه بود.
در این نشست محمد خدادی، روزنامهنگار و معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوازدهم، احسان صالحی، روزنامهنگار و دبیر شورای اطلاعرسانی دولت سیزدهم و محمد گلزاری، روزنامهنگار و دبیر شورای اطلاعرسانی دولت چهاردهم، از زوایای مختلف به موضوع مورد بحث پرداختند.
وقتی افکار عمومی از روایت رسمی جلو میزند
در این نشست مطرح شد که محیط ارتباطی جامعه نسبت به گذشته دستخوش تغییرات اساسی شده و سرعت گردش اطلاعات در شبکههای اجتماعی به اندازهای افزایش یافته است که در بسیاری از موارد، افکار عمومی پیش از اعلام رسمی نهادهای دولتی درباره یک موضوع شکل میگیرد. بر همین اساس، گاهی یک خبر یا روایت پیش از آنکه از سوی نهادهای رسمی اعلام شود، در شبکههای اجتماعی به مسئلهای عمومی تبدیل میشود. در این نشست با اشاره به تجربه دولتهای گذشته، از جمله دولتهای حسن روحانی، ابراهیم رئیسی و مسعود پزشکیان، تأکید شد که یکی از مشکلات تکرارشونده در مواجهه با بحرانها، وجود حلقه مفقوده در حوزه اطلاعات و ارتباطات بوده است. حتی دولتهایی که از تریبونهای رسمی بیشتری برخوردار بودهاند نیز در برخی بحرانها نتوانستهاند همگام با سرعت شکلگیری روایتها در جامعه حرکت کنند.
بر اساس مباحث مطرحشده، بخش قابل توجهی از عملکرد دولتها در مواجهه با بحرانها ماهیتی واکنشی داشته و کمتر شاهد رویکردهای پیشبینانه و کنشی بودهایم. در چنین شرایطی، مسئله اطلاعرسانی تنها به این موضوع محدود نمیشود که دولت چه پیامی را منتقل میکند، بلکه زمان اطلاعرسانی، زبان مورد استفاده، مسیر انتقال پیام و میزان توانایی دولت در برقراری ارتباط با جامعه نیز اهمیت پیدا میکند.
یکی از پرسشهای محوری این نشست این بود که آیا مشکل اصلی اطلاعرسانی دولت، کمبود اطلاعات و پیام است یا اینکه مسئله عمیقتر بوده و به کاهش اعتماد عمومی، فاصله گرفتن زبان رسمی از زبان جامعه و ضعف در شنیدن و درک افکار عمومی بازمیگردد.
بنبست اطلاعرسانی؛ چرا روایت رسمی همیشه عقبتر است؟
در ادامه عنوان شد که انتخاب عنوان «بنبست اطلاعرسانی» نیز با هدف بررسی همین چالش صورت گرفته است؛ اینکه چرا اطلاعرسانی دولتها در بسیاری از مواقع واکنشی است، چرا روایت رسمی گاهی از روایتی که پیشتر در جامعه شکل گرفته عقب میماند و چگونه میتوان اطلاعرسانی صرف را به ارتباطی دوسویه میان دولت و مردم تبدیل کرد.
هدف از برگزاری این نشست، مقایسه دولتها یا ارزیابی عملکرد افراد عنوان نشد، بلکه تمرکز اصلی بر شناخت ریشههای مشکلات اطلاعرسانی دولت، موانع ارتباط مؤثر میان دولت و جامعه و تغییرات مورد نیاز در ساختار و شیوه اطلاعرسانی بود.
سرمایهاجتماعی؛ گمشده اصلی نظام اطلاعرسانی
احسان صالحی ـ دبیر شورای اطلاع رسانی دولت سیزدهم ـ درخصوص ارتباط دولت و رسانه و سرمایه اجتماعی گفت: ما در حوزه اطلاعرسانی و در نهاد حاکمیت از جمله دولت، میتوانیم در سه سطح ساختاری، سیاسی و رویکردی و کارگزاری که ابزاری که در اختیار اوست و مسئولیت دارد صحبت کنیم.
صالحی با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی ادامه داد: این سه سطح، یک مقدمه و زمینهای دارند که به نظرم بر همه آنها حاکم است و آن، سرمایه اجتماعی است. اگر همه این عوامل وجود داشته باشند، میزان اثرگذاری آنها متناسب با میزان سرمایه اجتماعی خواهد بود. ما در تجربههای مختلف نیز این مسئله را دیدهایم. هر زمان سرمایه اجتماعی کشور و دستگاههای مختلف دچار فراز و فرود شده، به همان نسبت، وثاقت و ارتباط افکار عمومی مردم با سیستم اطلاعرسانی و خروجیهای اطلاعرسانی نیز کم و زیاد شده است. در مقاطع مختلفی مانند افزایش تحریمها در سال ۹۷ و خروج ترامپ از برجام و آبان ۹۸ و گرانی بنزین شاهد همین اشکالات در کارکرد نظام ارتباطی و تضعیف سرمایه اجتماعی بودیم.دبیر شورای اطلاع رسانی دولت سیزدهم با اشاره به تعدد ساختارها و موازیکاری در اطلاع رسانی گفت: در مقاطع مختلف، وقتی احساس کردهایم یک ساختار موجود کارایی لازم را ندارد، به جای اصلاح و تقویت آن، به سمت ایجاد یک ساختار جدید رفتهایم. هر چه بحرانها غلیظتر شدهاند ساختارهای جدیدی ایجاد شدند و نمیخواهم بگویم بیاثر بودهاند اما در برخی موارد، این ساختارها به جای تکمیل یکدیگر، وارد حوزه فعالیت یکدیگر شده و عملاً دستوپای همدیگر را بستهاند.
موازیکاری؛ وقتی ساختارها دست و پای هم را میبندند
صالحی با بیان این که موازیکاری یکی از پیامدهای تعدد ساختارهاست تصریح کرد: برای مثال، وقتی یک بحران امنیتی میشود، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی فعال میشود. وقتی موضوع به فضای مجازی مربوط میشود، ساختارهای مرتبط با فضای مجازی وارد میشوند. دستگاههای امنیتی نیز برای خود ساختارهایی دارند. در کنار آنها شورای اطلاعرسانی دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این حوزه فعال هستند.
در نتیجه، مجموعهای از ساختارها شکل گرفته که در برخی موارد باعث موازیکاری شده و در نهایت مشخص نیست متولی اصلی کیست و چه کسی باید پاسخگو باشد. اکنون با توجه به تجربه انباشتهای که طی سالهای گذشته به دست آمده، باید یک بازنگری جدی در ساختارهای موجود انجام و مشخص شود که اساساً چه ساختارهایی مورد نیاز هستند و هرکدام دقیقاً چه حوزهای را باید بر عهده داشته باشند.
وی افزود: باید تقسیم کار مشخصی میان دستگاهها صورت گیرد و از ابتدا روشن باشد که پیش از وقوع یک بحران، در زمان وقوع آن و پس از بحران، مسئولیت هر دستگاه چیست. همچنین لازم است یک دستگاه مشخص، مسئولیت هماهنگی و پاسخگویی در قبال تصمیمات این حوزه را بر عهده داشته باشد.
تصمیمگیری بدون پیوست رسانهای؛ فاجعهای تکرارشونده
احسان صالحی یکی از مشکلات اصلی را نحوه تصمیمگیری در دستگاههای دولتی عنوان کرد و گفت: وجود تأکیدهای مکرر بر اهمیت رسانه، افکار عمومی و «پیوست رسانهای»، در بسیاری از موارد تصمیمات بدون ارزیابی دقیق پیامدهای اجتماعی و رسانهای آنها اتخاذ میشوند و رسانه پس از نهایی شدن تصمیم وارد میدان میشود تا پیامدهای آن را مدیریت کند.








