
به گزارش گروه رسانهای شرق،
بهنام فرهنگ
حجتالله عبدالملکی، وزیر سابق تعاون، کار و رفاه اجتماعی و عضو تیم اقتصادی دولت سیزدهم، در اظهارنظری عجیب گفته است: «گرانیها یک درصد هم به جنگ مربوط نیست».
این جمله بیش از آنکه یک تحلیل اقتصادی باشد، یک حکم قطعی و سیاسی است؛ حکمی که برای اثبات آن دستکم باید داده، مدل و استدلال ارائه شود. اقتصاد با «یک درصد هم» و «صفر درصد» اداره نمیشود.
هیچ اقتصاددانی نمیگوید تمام گرانیهای ایران محصول جنگ است؛ تورم ایران پیش از جنگ نیز ریشههای عمیقی در کسری بودجه، رشد نقدینگی، ناترازیهای بانکی، کاهش ارزش پول ملی، تحریم، رانتخواری، ضعف سیاستگذاری و انتظارات تورمی داشته است. اما از این گزاره، چگونه میتوان به این نتیجه رسید که جنگ «صفر درصد» در گرانیها نقش دارد؟
اتفاقا حتی با آغاز زمزمهها مبنی بر احتمال جنگ نیز ابتداییترین مفاهیم اقتصاد، یعنی عرضه، تقاضا، انتظارات و ریسک، متأثر میشوند. وقوع یک جنگ میتواند مسیرهای حملونقل و تجارت را مختل کند، هزینه بیمه و مبادله را افزایش دهد، دسترسی به ارز را دشوارتر کند، انتظارات تورمی را بالا ببرد، سرمایه را به سمت داراییهای امنتر سوق دهد و سردرگمی اقتصادی را افزایش دهد. حتی اگر یک کالای مشخص مستقیما تحت تأثیر جنگ قرار نگیرد، شوک جنگی میتواند از مسیر نرخ ارز، هزینه نهادهها، حملونقل و انتظارات به قیمت آن کالا منتقل شود.
پس سؤال سادهای از آقای عبدالملکی وجود دارد: منظور شما از «یک درصد هم» دقیقا چیست؟ یک درصد از کدام شاخص؟ تورم ماهانه یا نقطه به نقطه؟ شاخص قیمت مصرفکننده یا تولیدکننده؟ کدام دوره زمانی؟ کدام گروه کالایی؟ و با استفاده از کدام مدل اقتصادسنجی به این عدد «صفر» رسیدهاید؟
اگر چنین محاسبهای وجود دارد، لطف کنید زودتر منتشرش کنید تا اقتصاددانان و مردم آن را بررسی کنند. اما اگر چنین محاسبهای وجود ندارد، اعلام «سهم جنگ صفر درصد است» نه تحلیل اقتصادی، بلکه ادعایی بدون پشتوانه علمی و کارشناسی …






